
![]()
هوای شهرنفس گیرشدبیااقا
زمان امدنت دیرشدبیااقا
همه گویندکه لشگرت جوانانند
دلم جوان ورخم پیرشدبیااقا
سلاح های شیاطین زکارافتادند
دوباره دوره شمشیرشدبیااقا
چراغ عدل وامامت همیشه روشن باد
فسادوظلم فراگیرشدبیااقا
![]()
دیشب کسی برای تو سجاده وا نکرد
بغضی ترک نخورد و گلویی صدا نکرد
انگار ما بدون حضور تو راحتیم
وقتی کسی برا ظهورت دعا نکرد
![]()
شبهای بی تو، پلک غزل بسته میشود
از لحظه های بی تو دلم خسته میشود
بـاور نمـیکند، دل مغـرور و ســاکتم یا مهدی
هر لحظه بیشتر به تو وابسته میشود
![]()
ای اف به این زمانه و ای اف به روزگار
تا کی شکست ، خرد شدن ، بغض ، انتظار
تقویمها نبود تو را ناله میکنند
در سالهای ساکت و بی روح و مرگبار . . .

با این دل ماتم زده آواز چه سازم
بشکسته نی ام بی لب دم ساز چه سازم
در کنج قفس می کشدم حسرت پرواز
با بال و پر سوخته پرواز چه سازم . . .

گفتم به مهدی بر من عاشق نظر کن
گفتا تو هم از معصیت صرف نظر کن
گفتم به نام نامیت هر دم بنازم
گفتا که از اعمال نیکت سرفرازم

باز هم جمعه شد و غصّه ی من تازه شده
درد این بی خبری بی حد و اندازه شده
باز هم جمعه شد و چشم به ره مانده شدم
باز از دوری تو خسته و درمانده شدم

آه می کشم تو را , با تمام انتظار
پر شکوفه کن مرا , ای کرامت بهار
در رهت به انتظار , صف به صف نشسته اند
کاروانی از شهید , کاروانی از بهار
![]()
بیا که باز مرا بیقرار خواهی کرد
به یک اشاره زمین را بهار خواهی کرد
کمان و تیر بگیروبه کوی عشق بیا
عقاب کوه احد را شکارخواهی کرد . . .




دل را زکمند تن رهاندیم بیا
در مروه تو را به شوق خواندیم بیا
تو غنچه نرگسی و ما، در ره تو
تا کعبه گل لاله فشاندیم بیا . . .
![]()
جز تو کسی نیامده آقا، سر قرار
انگار بی تو نیست کسی، غرق انتظار
این جمعه هم گذشت و تو مثل همیشه باز
در انتظار خویش نشستی به انتظار

دوباره جمعه گذشت و قنوتِ گریان ماند
دوباره گیسوی نجوای ما پریشان ماند
دوباره زمزمه ی کاسه های خالی ما
پس از نیامدنت گوشه ی خیابان ماند . . .
الهم عجل لویک الفرج
![]()
تا کی به شـکل خاطره ای گم ببینمت
درعطر سیب و مزه ی گندم ببینمت
من آن همیشه چشم به راهم به من بگو
یک جمعه در هزاره ی چندم ببینمت . . . ؟
یا مهدی

بگو با خستگان ، صبح سعادت سر زد از خاور
مشام جان معطر می شود ار نکهت دلبر
سحر بشگفت در دامان نرجس نوگل زهرا
تبسم می کند منجی عالم بر رخ مادر
خدایا عیدی ما را ظهور او عنایت کن
که ما را جز ظهور او نباشد حاجتی دیگر
![]()
صبحی دگر می آید ای شب زنده داران
از قله های پر غبار روزگاران
از بیکران سبز اقیانوس غیبت
می آید او تا ساحل چشم انتظاران
آید به گوش از آسمان اینست مهدی
خیزد خروش از تشنگان اینست باران
![]()
ای وارث تاج و تخت محمود بیا
مرآت صفات پاک معبود بیا
خلق آرزوی بهشت موعود کنند
والله تویی بهشت موعود بیا
![]()
غزل طایر قدسی از لسان الغیب
دارم امید که نور بصرم باز آید
آنکه غایب شده است از نظرم باز آید
گرمیِ دل خنکای جگرم باز آید

آمد گه شادمانی ای مردم
آن وعده ی آسمانی ای مردم
ای زنده دلان ظهور نزدیک است
هنگام ظهور نور نزدیک است

ای مخزن سر کردگار ادرکنی
ای هم تو نهان هم آشکار ادرکنی
بگزیده برای خویش هرکس یاری
ای در دو جهان مرا تو یار ادرکنی

آید آن صبح درخشانى که من مى خواستم
روشنى بخش دل و جانى، که من مى خواستم
از نسیم جانفزاى گلشن آل رسول
بشکفد گلهاى بستانى که من مى خواستم
![]()
ما را به جز خیالت، فکرى دگر نباشد
در هیچ سر خیالى زین خوبتر نباشد
کى شبروان کویت، آرند ره به سویت
عکسى ز شمع رویت تا راهبر نباشد
![]()
صبحدم پیک مسیحا دم جانان آمد
گفت برخیز که آرام دل و جان آمد
سحر از پرده نشینان حریم خلوت
نغمه برخاست که شاهنشه خوبان آمد

السلام ای آفتاب پشت ابر
السلام ای اوج قله، کوه صبر
السلام ای فخر آدم در زمین
یادگار حضرت روح الامین
![]()
پيامبر(ص) فرمود :
المهدى رجل من ولدى وجهه كالكوكب الدرى
مهدى از فرزندان من است كه چهره اش چون ستاره تابان است
![]()
اي آنکه در نگاهت حجمي زنور داري
کي از مسير کوچه قصد عبور داري؟
چشم انتظار ماندم، تا بر شبم بتابي
اي آنکه در حجابت درياي نور داري
من غرق در گناهم، کي مي کني نگاهم؟
برعکس چشمهايم چشمي صبور داري
از پرده ها برون شد، سوز نهاني ما
کوک است ساز دلها، کي ميل شور داري؟
در خواب ديده بودم، يک شب فروغ رويت
کي در سراي چشمم، قصد ظهور داري؟

ای دل بیا و کمتر از این و از آن بگو
قدری بیا ز یوسف کنعانمان بگو
ای منتقم بیا ز پس پرده های غیب
ظهری به وقت شرعی مکه اذان بگو

ما که خود تشنه دیدار توئیم
همه نادیده خریدار توئیم
نه خریدار گرفتار توئیم
نه گرفتار که بیمار تو ئیم
همه گوییم بیا مهدی جان
بشنو ناله ما مهدی جان

ما اول شخص جمع نیست …
از من اگر می پرسی ، تو اول شخص همه ی جمع های دنیایی ….!
یامهدی مددی