![]()
گلایه
دوباره عشق به این جا کشاند پای مرا
که دوست بشکند این قلب بی ریای مرا
چه سال ها که شدم خرد در برابر او
و پرت کرد به سویم شکسته های مرا
هنوز می شود آن رد زخم هایم را یافت
اگر نگاه کنی رنگ شانه های مرا
درخت باروری بود و سایه سار غریب
جواب کرد ولی دست آشنای مرا
همیشه بود امیدم که باز می گردد
به دوش می فکند نیمی از وفای مرا
نخواست بشنود آیا گلایه ام را دوست
به گوش او نرساندید یا صدای مرا
حمیدرضا حامدی
![]()
2.شرک جلی در مرحله عمل
آنچه از آیات قرآنی فهمیده میشود، این است که مشرکان در مقام عمل، الهه را میپرستیدند.چنانکه میفرماید: «...أصلاتک تأمرک أن نترک ما یعبد ءاباؤنا...» 28 یعنی:آیا این نماز تو باعث شده است که به ما بگویی خدایانی را که پدران ما میپرستیدهاند، ما نپرستیم؟!
و تمام آیاتی که در قرآن کریم راجع به نفی شرک آمدهاند، در دو زمینه، اعتقاد و عمل، مطرح شدهاند.و خداوند مشرکان را از این دو جهت مورد توبیخ قرار میدهد.
مانند اینکه میفرماید:«قل یا أیّها الکافرون لا أعبد ما تعبدون.» 29 یعنی:(به مشرکان)بگو:ای کفار!آنچه را که شما میپرستید، من نمیپرستم و این بدان معناست که سران شرک بتها را میپرستیدند.
و نیز میفرماید:«و قال الّذین أشرکوا لو شاء اللّه ما عبدنا من دونه من شئ...» 30 یعنی:و مشرکان گفتند اگر خداوند میخواست ما این بتها را نمیپرستیدیم.(یعنی اینک داریم میپرستیم).
و نیز میفرماید:«...ما نعبدهم إلاّ لیقربونا إلی اللّه زلفی...» 31 یعنی:ما آن بتان را نمیپرستیم، مگر برای اینکه ما را به خدا نزدیک کنند.(و این اعتراف خود ایشان است بر پرستش بتان).
و نیز به پیامبر اکرم-(صلّی اللّه علیه و آله و سلّم)- میفرماید:«قل أفغیر اللّه تأمرونّی أعبد أیّها الجاهلون.» 32 یعنی:بگو ای جاهلان؛آیا شما میگویید من غیر خدا را بپرستم؟!
بدینسان معلوم میشود که سران شرک به پیامبر اسلام (صلّی اللّه علیه و آله و سلّم)میگفتند:چرا الهه ما را نمیپرستی؟بنابراین در مرتبه عمل، پرستش ایشان شرکآور بوده است.