![]()
بشارت حیات عندرب
از دیگر جریاناتی که به واسطه توسل به امام حسین(علیه السلام) در محرم 1366 بر من واقع گردید این بودکه:
یک شب بعد از انجام عهدی که با خود نمودم و آن خواندن زیارت عاشورا و قرآن برای امام زمان(عج) و امام حسین(علیه السلام)بود،بعد از عزادرای در بقعه متبرکه علی مالک جهت استراحت با یکی از برادران به منزل ایشان رفتیم. بعد از انجام مقدمات خواب و گستردن اسباب خواب،خوابیدیم.
در حدود ساعت 2صبح،درعالم خواب بعد از جریاناتی که به وقوع پیوست در حالی که اسلحه ای در دست داشتم یکی از برادران را دیدار کردم و او به من نویدی را داد و گفت: سید تو وسه نفردیگر شهید خواهید شد و مرا نزد لوحی که پرده ای بر روی آن کشیده شده بود،برد.
پرده را کنار زد و گفت: ببین،اسم های ما چهار نفر برروی آن ثبت گردیده است. بعد روی آن را پوشاند و من با همان وضعی که داشتم رفتم نزد چند تن از برادران که اولین کسی که با او برخورد نمودم،شهید سید هبت الله فرج اللهی بود که با هم و چند تن دیگر از برادران دور یک سفره نشستیم و با هم غذا خوردیم. بعد از این جریان که در عالم خواب اتفاق افتاد،از خواب بلند شده و به شکرانه این بشارت بشیر،سوره انا انزلنا را خوانده و سه بار سوره توحید را تلاوت نمودم و دعای قل اللهم مالک الملک را بر زبان جاری ساختم و بعد از نماز صبحگاهان سجده شکر به جای آوردم.
![]()
بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیم
پس از آنکه حضرت مریم علیها السّلام از دنیا رفت، حضرت عیسی علیه السّلام جنازه ی او را پس از تجهیز به خاک سپرد، سپس روح مادرش را دید و گفت:مادر! آیا هیچ آرزویی داری؟
مریم علیها السّلام پاسخ داد: آری، آرزویم این است که در دنیا بودم و شب های سرد زمستانی را با مناجات و عبادت در درگاه خدا به بامداد عبامی رساندم و روزهای گرم تابستان را روزه می گرفتم
منبع: داستان هایی از یاد خدا، صفحه ۲۸
![]()
با عشق حسین هر که سر و کار ندارد
خشکیده نهالیست ، پر و بال ندارد
ما غرق گناهیم و ز آتش نهراسیم
آتش به محبان حسین کار ندارد
![]()
ای گشته پیر مکتب ایثار ما، حبیب
در یک جهان غم آمده، غمخوار ما، حبیب
زینب دعات کرده، رسانده تو را سلام
زیرا شدی به غربت ما یار ما حبیب
با روی سرخ و موی سفید، این شبِ سیاه
روی تو گشته شمع شب تار ما حبیب
نه روز پیریَت، که ز دوران کودکی
بودی همیشه طالب دیدار ما حبیب
بازار ظلم و کفر، رواج است مرحبا
با، زاری، آمدی تو به بازار ما حبیب
پیری و لیک شیر حسینی، چه میشود
باشی در این دیار، علمدار ما، حبیب؟
از لحظۀ وفات رسول خدا، مدام
بوده زمانه، در پی آزار ما حبیب
پرسی اگر ز حال دل ما عیان بُوَد
از کام خشک و دیدۀ خونبار ما حبیب
در اجر تو بهشت چه قابل، بهشت تو
باشد به زیر سایۀ دیوار ما، حبیب
"میثم" از این سروده برای حبیب ما
اجرش وصال میثم تمّار ما، حبیب