
غزل قسمت
قسمت نبود انگار سهم من شما باشی
تقدیرم این شد تا ابد از من جدا باشی
می خوانمت از دوره آه ای قله ی مغرور
هرچند امیدی نیست پژواک صدا باشی
آری،قفس بود برایت عین خود خواهی است
مهلت نمی دادم اگر از من رها باشی
تیره،کدر،تاریک، من نالایقم زیبا
باید فقط معشوقه ی آیینه ها باشی
وقتی که حجم هم چنان از عطرت آکنده است
دیگر چه فرقی دارد ای گل! هر کجاباشی
تو مریم قدیس بودی،من ولی ابلیس
نسبت به من حق داشتی،بی اعتنا باشی
بی حسن مقطع مانده ام قسمت نشد حتی
در شعر هم همراه من تا انتها باشی
حمید رضا حامدی