به نام خالق ماه وستاره
شهیدسعیدبزرگی راد
نام پدر:ابراهیم
تاریخ تولد:1344
محل تولد:فومن
رشته تحصیلی: الهیات(دانشگاه مشهد)
تاریخ شهادت: 7/5/1364
محل شهادت:جبهه غرب((کلاشین))-عملیات قادر
![]()
خصوصیات اخلاقی شهید
شهید،سعیدبزرگی راددردوران پربرکتش جوانی باصفا،پاک سیرت وصادق بود. بنابه گفته دوستان وآشنایان،وجودش درهمه جامفید،سازنده وتسلی بخش بود.وی درانجام کارهای شخصی خودبسیارمنظم وبابرنامه ریزی عمل می کرد.مشکلات ومسائل پیش آمده راسنجیده وباصبروتوکل به خداحل می کرد.درطول روزنسبت به اعمال ورفتارش تفکرمی نمود.سعیدهمچون راهنمایی دلسوزبرای دیگرفرزندان خانواده، به حساب می آمد،آنان راپندواندرزمی دادوبه هنگام نیاز،حمایتش می نمود.
او،ازبدو جوانی خود،ارادت خالصانه ای به ائمه اطهارداشت وبه همین خاطر بودکه رشته ی تحصیلی خودرادرزمینه خداشناسی انتخاب کردتابافضائل ومعارف دینی بهترآشناشود.ایشان به درست خواندن قرآن ودرک صحیح احکام شرعی اعتقادفراوان داشت ودرراستای انتشاراین فرهنگ مقدس نیزدرکلاسهای عقیدتی واصول دین واحکامی که درمسجدبالامحله فومن تشکیل می شد،فعالیت های گسترده ای ازخودنشان می داد.
![]()
جبهه جنگ مانع درس خواندنم نمی شود
ازطریق مدرسه برای دیدن مناطق جنگی غرب کشورثبت نام می شد.شهیدبزرگی رادنیز آن زمان،دانش آموزسال سوم دبیرستان بودوبااشتیاق تمام برای همراهی بااردوثبت نام کرد.کاروان دانش آموزی آنهابه منطقه کردستان رفت.درآنجاجنایات گروهکهاواحزاب مخالف انقلاب راکاملاباچشم خود،دیدواحساس نمودکه چگونه رزمندگان عزیزرادرنهایت قساوت وناجوانمردی به شهادت می رسانند.مشاهده ی آن صحنه ها تاثیر زیادی برحس وطن پرستی وروحیه ی دشمن ستیزی اونهاد.بعدازپایان اردوومراجعت ایشان به منزل،تصمیم جدی گرفت تاحضورخودرادر جبهه های حق علیه باطل به مرحله اجراءبگذارد.باکسب اجازه ازخانواده،به دبیرستان رفت تاخبر اعزام خودرابه مدیر،اطلاع دهد.درهمین بین، دبیرزبان سعیدباشنیدن موضوع،روبه ایشان کردوگفت: شمانبایدبه جبهه برویدواگردست به چنین کاری بزنید،شمارادردرس خودتجدیدمی کنم.
اماسعیدعزم خودراجزم کرده بودوهیچ مانعی نمی توانست باعث شودتاازهدف ومسیری که انتخاب نموده صرف نظرکند.چندروزبعدباکاروانی که قراربودبه جبهه جنوب حرکت کند،همسفرشدومدت سه ماه درمنطقه،حضورفعال یافت. بعدازگذشت این مدت برای مرخصی به منزل آمد.فردای آن روزبرای کسب اطلاع ازنمرات خودبه سوی مدرسه حرکت کرد.تمامی نمراتش عالی بودالانمره ی زبان که طبق گفته ی دبیرمربوطه تجدیدشده بود.بدون آن که خم به ابروبیاوردوبرای آن که ثابت کند،جبهه وجنگ یک فریضه است نه فرارازدرس،همت خودراباتوکل به خدامحکم ترنمودوپس ازچندروزاستراحت،مجددابه جبهه جنوب اعزام شدوکتاب زبان خودرانیز به همراه برد.درآنجاهم درس خواندوهم برای دین وآرمانهای انقلاب بادشمنان جنگ کرد. بااین کارش به همه ثابت کردکه می توان درکناردفاع ازارزشهای ملی ودینی سنگرعلم رانیزخالی نگذاشت وشورانقلابی راباشعوردرهم آمویخت.بااین پیروزی که درعرصه جنگ وعلم بدست آورده بود،اعتمادبه نفس بالایی پیداکرد.بعدازآن نیزهنگامی که دردانشگاه قبول شد،به طورمتوالی درهردوسنگر،حضورفعال ازخود نشان می داد.
نقل ازمادرشهید
![]()
فرازی ازوصیت نامه ی شهید
به عنوان یک برادرکوچکترمی خواهم که دائمابه خداوند،فکرکنیدولحظه ای ازیادش به دورنباشید.دردنیامواظب اعمال ورفتارخودباشیدودرانجام هرکاری فقط به یادخدا وبرای رضای خداوندآن راانجام دهید.دراین دنیاحتی آزاربه یک مورچه نیزدرترازوی آخرت به حساب می آید،پس مواظب باشیدتاحتی یک خطای کوچک نیزمرتکب نشوید.