![]()
دکترچهل وپنج روزبهش استراحت داده بود.آوردیمش خانه.عصرنشده،گفت:(( بابا! من حوصله ام سررفته.))
گفتم:((چی کارکنم بابا؟))
گفت:((منوببرسپاه،بچه هاروببینم.))
بردمش.تاده شب خبری ازش نشد.ساعت ده تلفن کرد،گفت: ((من اهوازم.بی زحمت داروهاموبدیدیکی برام بیاره)).
شهیدحسین خرازی![]()