![]()
پیمان وفاداری
توچادرفرماندهی بودیم که یه پیک اومدونامه ای سربسته به دستش داد.وقتی نامه روبازکردبی قرارشدواشک توی چشماش جمع شد.بلندمی شد ومدام به سرش دست می کشیدومی گفت: الله اکبر،الله اکبر
پرسیدم:چه اتفاقی افتاده؟
نتونست جواب بده،نامه رودستم داد،نوشته بود: مارزمندگان دسته دوم ازگروهان عماربرای آن که وفاداری خودرابه فرمانده خوداعلام کنیم،برای ماندن واستقامت کردن تاپای جان وهدیه کردن جانمان عهدمی بندیم که ای فرمانده درکنارت خواهیم ماندوهمه ی ماباخون خوداین تعهدراامضاءمی کنیم.
واکثرامضاءکنندگان هم شهیدشدند.
خاطره ای ازشهیدمحمداصغریخواه![]()