مسئولیت های انسان ازدیدگاه امام زمان(عج)
3- و عرفان الحرمه: مسئولیت دیگر انسان شناخت حرام از حلال است؛ زیرا هرچند که اصل، حلیت هر چیزی است و این قاعده کلی در همه زندگی بشر است؛ چون هر چیزی که خداوند آفریده خیر است و شر نیست، ولی باید توجه داشت که نسبت انسان به اشیاء و امور با نسبت آن چیز با جهان هستی متفاوت است؛ زیرا اگر هر چیزی برای خودش مفید و در وجودش خیر است، ولی نسبت به انسان میتواند شر و موجبات ضرر باشد. از آنجایی که بخش کوچکی از امور و اشیاء موجود در جهان برای انسان دارای ضررو زیان است میبایست آنها را بشناسد و از آن پرهیز کند. در حقیقت، شناخت مجموعه کوچکی از محرمات به انسان این اجازه را میدهد تا از آنها پرهیز کرده و خود را از آسیبهای یقینی و یا احتمالی آن حفظ کند. اگر اصل در رانندگی حرکت در مسیر است، ولی شناخت برخی از قوانین بازدارنده و مقررات راهنمایی و رانندگی چون وجود دستانداز، چراغ راهنمایی، خطوط متمدد و منقطع و مانند آن میتواند سلامت رانندگان را در جاده تضمین کند. هرچند که برای حضرت آدم(ع) تنها یک چیز به عنوان میوه درخت ممنوع، حرام بود ولی برای ایشان و فرزندانش پس از هبوط به دنیا، اموری دیگر حرام شده است که باید آن محرمات را بشناسد و از آنها اجتناب ورزد. بنابراین، بزرگترین خطری که انسان را در برابر اطاعت از خداوند تهدید میکند، عدم شناخت محرماتی است که موجب عصیان، دوری و گناه میشود و آسیبهای جدی به انسان وارد میسازد.
4- و اکرمنا بالهدی و الأستقامه: در این عبارت به مسئولیتی اشاره شده است که میتواند زندگی انسان را متحول سازد؛ زیرا انسان پس از هبوط در دنیا، اگر بخواهد به کرامت انسانی خود بازگردد و خلافت الهی را به عهده گیرد، نیازمند هدایت الهی از طریق عقل و وحی است، زیرا شرایط زندگی دنیا میتواند عقل را با فجور و عصیان وگناه در پرده قرار داده یا ممهورکندبنابراین، خطر بزرگی که انسان را در دنیا تهدید میکند، فقدان هدایت عقلانی و وحیانی است. افزون بر این خطری که انسان بدان تهدید میشود، خطر عدم استقامت است. استقامت به معنای پایداری در مسیر قوام و راستی است. بسیاری از انسانها گامهایی را برای خودسازی برمیدارند ولی هرگز به پایان نمیرسند و در میان راه یا خسته میشوند و یا بریده میگردند و یا برای رسیدن، گامهایشان سست میشود.فقدان عزم و استقامت، بزرگترین دشمن دیرین بشر بوده و هست. از این رو حضرت آدم(ع) به سبب همین فقدان عزم و استقامت در دام ابلیس گرفتار میشود. (طه، آیه ۱۱۵) و حضرت پیامبر(ص) هنگامی که مامور میشود تا خود و امت خویش را در مسیر استقامت نگه دارد، از این فرمان پیر میشود. (هود، آیه ۱۱۲) چرا که مسئولیت بزرگ و پرخطری است.مسئولیتهای انسان در برابر اعضا و جوارح از جمله مسئولیتهای انسان مسئولیت در برابر اعضا و جوارح خودش است؛ زیرا این مسئولیتها اگر به درستی اعمال شود، انسان فرصت رشد و کمال را به دست میآورد و میتواند به رسیدن به مقامات بلند انسانی امید داشته باشد.البته باید توجه داشت که هر عضوی همان اندازه که برای رساندن انسان به کمال نقش مهم و اساسی ایفا میکندمانند گوش و چشم که دانشهای مفید را به انسان میدهد و ابزارهای مهم شناختی و معرفتی میباشد، همان اندازه خطرناک و خطرساز هم هست.
5- و سدد السنتنا بالصواب و الحکمه: سداد و استحکام زبان در مسیر درستی و فرزانگی و هدفمندی از جمله مسائلی است که باید شخص بدان توجه داشته باشد. به این معنا که زبان برای این به انسان داده شده تا آنچه درست است را بگوید و از نادرستی پرهیز کند. مشکل زبان این است که با پرگویی، به نادرستی و بیهودگی میافتد و به جای آنکه سخنان مطابق با واقع و درست بر زبان آورد و به گوش دیگران برساند و زمینه رشد و بالندگی خود و دیگران را فراهم آورد، سخنان کذب و نادرست بر زبان میراند و یا به بیهودگی میافتد و سخنان حکیمانه بر آن جاری نمیشود که هدف مثبت و مفیدی را برساند. در برخی از روایات آمده است که زبان بزرگترین دشمن بشر است.بسیاری از گرفتاریها و بدبختیهای انسان به سبب زبان است. کسی که زبان خود را نگه دارد و محکم سخن گوید خداوند بر زبان او قول صواب و حکمت را جاری میسازد. (نساء، آیه ۹ ؛ احزاب، آیه ۷۰؛ بقره، آیه ۲۶)
6- و املأ قلوبنا بالعلم و المعرفه: دلهای ما را با علم و معرفت پرکن؛ چرا که قلب، مرکز علم و دانش و معرفت است؛ همچنان که محل عواطف و احساسات است. خداوند بارها در قرآن از بیماری قلب سخن به میان آورده است. زنگار گرفتن قلب به سبب گناهانی است که انسان مرتکب میشود و اجازه نمیدهد تا به عنوان منبع شناخت و معرفت و علم و دانش شود. علم به معنای دانش به کلیات، و معرفت به معنای دانش به جزئیات نیاز انسان است تا مسیر خود را بشناسد و در آن مسیر حرکت کند و خود را به کمال مطلق برساند. اگر قلب انسان به علم ومعرفت پر نشود، زنگار میگیرد و از رشد و بالندگی باز میماند. بیگمان اصل انسانیت را باید در قلب او جست؛ زیرا همه اعضا و جوارح دیگر در خدمت قلب هستند. (بقره، آیات ۷ و ۱۰ و ۷۴ و ۸۸؛ اعراف، آیات ۱۷۹ و ۱۹۵) اگر انسان بتواند قلب خود را مدیریت کند همه اعضا و جوارح خود را مدیریت کرده است و از جهل و نادانی گریخته و به بصیرت دست یافته است. کسانی به این علم و معرفت میرسند که دارای تقوا باشند. (بقره، آیه ۲۸۲ و آیات دیگر)
ادامه دارد...