
میدان تیر
رفته بودیم میدان تیر،هرچه تیرمی زدم به هدف نمی خورد.اطرافش هم نمی خورد.دوسه نفرآمدندگفتند:((اشکال نداره شمابروجلوتربزن.))
رفتم جلو،نخورد.بازهم جلوتر،نخورد،...
اسلحه راگرفتم روبه دیوارنمیخورد.خشاب رادرآوردم،نامردهاتیرمشقی گذاشته بودند.گلوله بدون مرمی،ایستاده بودندومی خندیدند.