به نام خدای قهار
شهید مهدی زین الدین
تاریخ و محل تولد: 1338 ه.ش - تهران
مسئولیت: فرمانده لشکر17 علی بن ابی طالب(ع)
تاریخ و نحوه ی شهادت: 27 آبان 1363- سردشت- درگیری با ضد انقلاب (25سال)

زندگی نامه:
مهدی زین الدین در سال 1338 ه.ش در کانون گرم خانواده ای مذهبی، در تهران دیده جهان گشود.
مهدی در دوران تحصیلات متوسطه اش به لحاظ زمینه هایی که داشت با مسائل سیاسی و مذهبی آشنا و در این مدت ( که با شهید محراب آیت الله مدنی) ره مانوس بود، روح تشنه خود را با نصایح ارزنده و هدایتگر آن شهید بزرگوار سیراب می نمود.
با آغاز تهاجم دشمن بعثی به مرزهای میهن اسلامی، شهید زین الدین بی درنگ پس از گذراندن آموزش کوتاه مدت نظامی، به همراه یک گروه صد نفره خود را به جبهه رساند و به نبرد بی امان علیه کفار بعثی پرداخت. پس از مدتی مسئول شناسایی یگانهای رزمی شد.
شهید زین الدین در عملیات بیت المقدس مسئولیت اطلاعات- عملیات قرارگاه نصر را بر عهده داشت و به خاطر لیاقت، ایمان، خلوص، استعداد رزمی و شجاعت فراوان، درعملیات رمضان به عنوان فرمانده تیپ علی بن ابیطالب- که بعد ها به لشکر تبدیل شد- انتخاب گردید.
در آبان سال 1363 شهید زین الدین به همراه برادرش مجید( که مسئول اطلاعات و عملیات تیپ 2 لشکر علی بی ابیطالب)بود جهت شناسایی منطقه عملیاتی از باختران به سمت سردشت حرکت می کنند. در آنجا به برادران می گوید: من چند ساعت پیش خواب دیدم که خودم و برادرم شهید شدیم.
موقعی که عازم منطقه می شوند، راننده شان را پیاده کرده و می گویند: خودمان می رویم. حتی در مقابل درخواست یکی از برادران، مبنی بر همراه شدن با آنها، مهدی به او می گوید: تو ارگ شهید بشوی،جواب عمویت را نمی توانیم بدهیم، اما ما دو برادر اگر شهید بشویم جواب پدرمان را می توانیم بدهیم.
فرمانده محبوب بسیجی ها، سرانجام پس از سالیان طولانی دفاع در جبهه ها و شرکت در عملیات و صحنه های افتخار آفرین، در درگیری با ضد انقلاب شربت شهادت نوشید و روح بلندش از این جسم خاکی به پرواز در آمد تا نزد پروردگارش ماوی گزیند.

وصیت نامه:
بسمه تعالی
اولین شرط لازم برای پاسداری از اسلام، اعتقاد داشتن به امام حسین(ع) است. هیچ کس نمی تواند پاسداری از اسلام کند در حالی که ایمان و یقین به ابا عبد الله الحسین (ع) نداشته باشد. اگر امروز ما در صحنه های پیکار می رزمیم و اگر امروز ما پاسدار انقلابمان هستیم و اگر امروز پاسدرا خون شهدا هستیم و اگر مشیت الهی بر این قرار گرفته که به دست شما رزمندگان و ملت ایران،اسلام در جهان پیاده شود و زمینه ظهور حضرت امام زمان (عج) فراهم گردد، به واسطه عشق، علاقه و محبت به امام حسین است. من تکلیف می کنم شما ((رزمندگان)) را به وظیفه عمل کردن و حسین وار زندگی کردن.
در زمان غیبت کبری به کسی ((منتطر)) گفته می شود و کسی می تواند زندگی کند که منتظر باشد، منتظر شهادت،منتظر ظهور امام زمان(عج). خداوند امروز از ما همت، اراده و شهادت طلبی می خواهد. در این وصیت نامه فقط مقدار بدهکاری ها و بستانکاری ها را جهت مشخص شدن برای بازماندگان و پیگیری آنها می نویسم، به انضمام مسائل شرعی دیگر.
1- مسائل شرعی:
الف) نماز: به نظرم نمی آید بدهکار باشم. ولی مواقعی از اوان ممکن است صحیح نخوانده باشم، لذا یکسال نماز ضروری است خوانده شود.
ب) روزه: تعداد 190 روزه قرض دارم نتوانستم بگیرم.
ج) خمس: سی و پنج هزار ریال به دفتر آیت الله پسندیده بدهکار هستم.
د) حق الناس: وای از آتش جهنم و عالم برزخ، خداوند عالم بصیراست.
2- مادیات:
الف) بدهکاری ها:
1- مبلغ شش هزار تومان معادل شصت هزار ریال به طرح و عملیات ستاد مرکزی بدهکارم، البته قبض دویست هزارریال است، ولی مبلغ شصت هزار ریال بدهی بنده است.
2- وام یک میلیون ریالی از ستاد منطقه1 گرفته ام که ماهانه بیشتر از هزار ریال باید بدهم، از این مبلغ هزار و هفتصد و پنجاه تومان حق مسکن را سپاه می دهد و دویست و پنجاه تومان از حقوقم کسر نمایند.
3- پنج هزار ریال به آقای مهجور( ستاد لشکر) پول نقد بدهکارم و پرداخت شد توسط در گاهی.
ب) بستانکاری ها:
1- مبلغ هفتاد و پنج هزار ریال رهن منزل که به آقای رحمانی توفیقی جهت منزل مسکونه داده بودم و طلبکارم. این منزل را به مدت یکسال اجاره نمودم. به اتفاق های رحمان توفیقی که ما در طبقه بالاو رحمان در طبقه پایین زندگی می کردند و ظاهرا شهید حسن باقری از طریق آقای استادان منزل را از شخصی بنام معاضدی (صاحب اصلی خانه) اجاره کرده بودند، ولی نامبرده یکسال است که مبلغ فوق را مستر ننموده است.
2- مقداری پول هم که مبلغ آن را نمی دانم( یادم نیست) نزد پدرم داشته ام و مقداری هم مجددا اگر ه پدرم داده ام جهت بدهی ها.
پدرم برای خانه ای که خریده بودتا با آن زندگی کنیم ولی خانه متعلق به پدرم می باشد و من فقط مبلغ فوق و یکصد هزار تومان وام مندرج در بند2 بدهکاری ها را از مبلغ نهصد و سی هزار تومان وجه بابت خانه مسکونی که پدرم خریده بوده است را داده ام که در صورت مرگ من وفروش خانه مستدعی است. باقیمانده وام را به سپاه برگردانده و طلبکاری من از پدرم را به همسرم و فرزندم بدهید و باقیمانده پول خانه هم طبیعتا به پدرم می رسد. مطلب دیگری به ذهنم نمی رسد و اگر کسی مراجعه کرد با توجه به وصیت من اقدام نمایید.
مهدی زین الدین

در کلام رهبری:
برادر اسماعیل صادقی ، مسئول ستاد لشکر 17 قم (ایشان نیز در یکی از عملیات ها به شهادت رسید) متقابلا شهادت سردار شجاع اسلام مهدی زین الدین و برادر فداکارش مجید را به یکایک افراد و فرماندهان آن لشکر و به همه فرماندهان سپاه پاسداران تبریک و تسلیت می گویم. بی شک این خون های پاک، همگان را در پی گیری هدف های بزرگ اسلامی مصمم تر و بازوی پرتوان رزمندگان را نیرومندتر می سازد.
سید علی خامنه ای- ریئس جمهور اسلامی ایران