
سلام دوستان
من در پست طلاق سعی داشتم به شما نشان دهم که ما چقدر راحت عرش خداوند را به لرزه در می آوریم و راحت از هم جدا می شویم.
خیلی از شما با خوندن این پست احساساتتون جریحه دار شد من خیلی معذرت می خوام ولی این گوشه ای تلخ از واقعیات جامعه ی ماست که من به نمایش گذاشتم.
در این حین بعضی هاتون رو هم دعوا کردم چون واقعا نمی دونستم در این جدایی ها کدام طرف حق بیشتری داشتند،نمی خواستم مورد قضاوت قرار بگیرند.از این افراد هم معذرت می خواهم.
بیاییم برای یک بار هم شده منطقی در مورد ازدواج فکر کنیم و زمانی که خواستیم بر اساس یک احساس تصمیم به ازدواج گرفتیم لحظه ای از خودمون بپرسیم این شخصی که انتخاب کردم واقعا شرایط زندگی با من رو داره یا نه؟یااصلا از خودمون بپرسیم که آیا شرایط ازدواج و خوش بخت کردن اون شخص رو داریم یانه؟
گاهی کورکورانه تصمیم میگیرم و عاقبتش میشه جدایی و دادگاه و گیس وگیس کشی و متاسفانه آواره شدن و تباه شدن زندگی بچه ها...
بیاییدکمی عاقلانه تر تصمیم بگیریم...