وصیتنامه شهید محمد ابراهیم همت
به تاریخ19/10/59 شمسی،ساعت 10:10 شب،چند سطری وصیتنامه می نویسم.
هرشب ستاره یی را به زمین می کشند و باز این آسمان غمزده غرق ستاره است. مادر جان می دانی تو را بسیار دوست دارم و می دانی که فرزندت چقدر عاشق شهادت و عشق به شهیدان داشت.مادر،جهل حاکم بر یک جامعه، انسان ها را به تباهی می کشاند و حکومت های طاغوت مکمل های این جهلند و شاید قرن ها طول بکشد که انسانی از سلاله ی پاکان زاییده شود و بتواند رهبری یک جامعه ی سردر گرم و سر در لاک خود فرو برده را در دست بگیرد.
امام(ره) تبلور ادامه دهندگان راه امامت و شهامت و شهادت است.مادرجان، به خاطر داری که من برای یک اطلاعیه امام،حاضر بودم بمیرم؟ کلام او الهام بخش روح پرفتوح اسلام در سینه و وجود من بوده و هست.
اگر من افتخار شهادت داشتم،از امام بخواهید برایم دعا کند تا شاید خدا من رو سیاه را در درگاه باعظمتش به عنوان یک شهید بپذیرد.
مادر جان من متنفرم بودم و هستم از انسان های سازشکار و بی تفاوت و متاسفانه جوانانی که شناخت کافی از اسلام ندارند و نمی دانند برای چه زندگی می کنند و چه هدفی دارند و اصلا چه می گویند،بسیارند. ای کاش به خود می آمدند.از طرف من به جوانان بگویید چشم شهیدان و تبلور خون شان به شما دوخته شده است.بپا خیزید و اسلام وخود را در یابید.
نظیر انقلاب اسلامی در هیچ کجا پیدا نمی شود. نه شرقی،نه غربی؛جمهوری اسلامی... ای کاش ملت های تحت فشار مثلث زور و وزر و تزویر به خود می آمدند و آنها نیز پوزه ی استکبار را برخاک می مالیدند.مادرجان،جامعه ی ما انقلاب کرده و چندین سال طول می کشد تا بتواند کم کم صفات و اخلاق طاغوت را از مغز انسان ها برون ببرد، ولی روشنفکران ما به این انقلاب بسیار لطمه زدند،زیرا نه آن را می شناختند و نه بار زحمت و رنجی را متحمل شده اند و از هر کدام به این نونهال آزاده ضربه زدند. ولی خداوند،مقتدر است، اگر هدایت نشدند مسلما مجازات خواهند شد.
پدرومادر؛من زندگی را دوست دارم،ولی نه آن قدر که آلوده اش شوم و خویشتن را گم و فراموش کنم.علی وار زیستن و علی وار شهید شدن،حسین وار زیستن و حسین وار شهید شدن را دوست دارم.
شهادت در قاموس اسلام کاری ترین ضربات را بر پیکر ظلم،جور،شرک و الحاد می زند و خواهد زد.ببین ما به چه روزی افتاده ایم و استعمار چقدرجامعه ی ما را به لجنزار کشیده است،ولی چاره یی نیست،اینها راه انقلاب اسلامیند؛پس سد راه اسلام باید برداشته شود تا راه تکامل طی شود.مادرجان به خدا قسم اگر به خاطر من گریه کنی، اصلا از تو راضی نخواهم بود. زینب وار زندگی کن و مرا نیز به خدا بسپار.(اللهم ارزقنی توفیق الشهاده فی سبیلک)