![]()
غزل جدایی
هوای باران داشت،نگاه غمگینم
چه تلخ می رفتی، چه تلخ،شیرینم!
شب جدایی با تمام محجوبی
تو را صدا می زد،سکوت سنگینم
ستاره ها گفتند که باز می گردی
چه زود باور بود دل دهن بینم
سقوط سرخم را که دیده ای،آیا
نمی کشی دستی به بال خونینم؟!
بیا و از تاراج مرا حفاظت کن
مرا که چون باغی بدون پرچینم
کجاست؟ محتاجم به سکر چشمانت
نمی رسد دستم به دست هایت،آه
چه قدر بالایی،چه قدر پایینم!
حمید رضا حامدی