
به نام خدای حمید
دیگه خیالم راحته
هر سال از طرف جهاد تعدادی ماشین قسطی به نیروهای جهاد می دادن. تعداد زیادی ثبت نام می کردن و قرعه کشی معلوم می کرد که ماشین ها قسمت چه کسانی می شه. سال شصت و دو بود که اسم ما تو قرعه کشی در اومد و یه پیکان قسطی بهمون دادن. هر ماه مقداری از پولش رو می دادیم تا بالاخره ماشین مال خودمون شد.یادم نمی ره روزی که آخرین قسط ماشین رو پرداخت کرد با خوشحالی اومد خونه و گفت: عطیه،فردا دیگه خیالم راحته که ماشین بیت المال زیر پام نیست.
شهید سیدمحمد تقی رضوی