به نام خدای زنده
شهید سعید عفیفی ثابت
نام پدر:علی
تاریخ تولد: 1339
محل تولد: رشت
رشته ی تحصیلی: امور تربیتی( مرکز تربیت معلم رشت)
تاریخ شهادت: 8/11/1365
محل شهادت: شلمچه-عملیات کربلای 5

خصوصیات اخلاقی شهید
روی خوش و بشاش شهید،غم را از دل هر مایوس بیرون می آورد با این که غمی جانکاه ناشی از بعضی کجرویها،خیانتها،سازش ها،ناروایی هاو... درونش را می سوزاند ولی هرگز غم سنگین او در چهره اش نمی دیدی. همیشه سرحال و بانشاط بود. عفت،سلامت نفس و صداقت و یک رنگی باعث شده بود که دارای جاذبه ی بسیار قوی باشد و بتواند فکار،اعمال و حتی رفتارهای جزئی و فردی خویش را به دیگران منتقل کند. اهل مطالعه و تفکر بود و بسیار هم مطالعه می کرد.در عین فعالیتهای شدید اجتماعی هرگز مطالعه، آن هم مطالعه عمیق را فراموش نمی کرد.در مطالعه به کیفیت بیش از کمیت اهمیت می داد.
در کلیه ی کارهای خیر پیش قدم بود. کار را عار نمی دانست.گاهی تاساعتها سرجلسات برنامه ریزی واحدهای امور تربیتی به ارائه نقطه نظرات بسیار مفید می پرداخت.شهید،عفیفی از زمانی که پای در راه تکامل روح و تعالی فکر خویش گذاشت، ارادت وعشق قابل تحسینی ازائمه اطهار و معصومین(ع) در وجودش تقویت گردید و به همین خاطر در اکثر مراسمی که برای احیاء دین محمد(ص) و بیان فضایل و مکارم اخلاق امامان معصوم(ع) برگزار می شد، حضوری مستمر و فعال داشت.

جایش در کنارمان خالی نبود
چون کاملا راهی که در پیش گرفته بود و عاشقانه در آن مسیر به آرزوی خود رسیده بود،اطلاع داشتم هیچگاه به این موضوع فکر نمی کرد که ایشان در بین ما نیست و همیشه مضمون آیه شریفه ی168(آل عمران) را در ذهن خود مرور می کردم تا آن که یک روز مادر شهید نزد من آمد و گفت:
دیشب خواب دیدم که سعید آمده و اظهار داشت که ای مادر می خواهم هر شب جمعه در منزلمان دعای کمیل برپا کنید و این را بدانید که من نیز در آن مجلس خواهم بود. پس از این خواب، تصمیم گرفتیم تا به خواسته ی شهید عزیز ارج نهاده و هر شب جمعه این مراسم پرفیض،با شکوه هر چه بیشتری و با حضور دوستان و همرزمان شهید و سایرین برگزار شود. هر شب جمعه که این مراسم برپا می شد، چشمان من و مادر سعید، چشم به راه آمدن ایشان در آن محفل بود و دوست داشتیم تا به هرشکلی که می شود، وجود ایشان را درآن مکان احساس کنیم. تا این که متوجه شدیم،اجابت خواسته ی ایشان توسط ما،باعث خرسندی اش شده است. مدتی گذشت و شبهای جمعه مطابق هر هفته، خواندن دعای کمیل با شکوه هر چه بیشتر برگزار می شد. تا آن که در یکی از همان شبها پس از قرائت دعا و پذیرایی از مدعوین، در انتهای مراسم بود که ناگهان دوستان سعید که همیشه با هم و به یاد سعید در اتاقش جمع می شدند،اظهار نمودند که بوی عزیزمان سعید در فضای اتاق به مشام می رسد. بدین ترتیب آنها برای دیدنش دیدگان خود را تیزبینانه تر در جستجوی وی به این طرف و آن طرف می چرخاندند. تا این که به اتفاق،وجود شهید عزیز را در آن لحظه بین خود ابراز نمودند. پس از شنیدن موضوع، برما مسجل شد که شهید عفیفی زنده است و در تمامی مراسم بین ما و سایرین حاضر می شود و در نزد خداوند بر جایگاه والای شهید،تکیه زده است. البته آنان که در راه خدا جهاد نموده و به درجه ی رفیع شهادت نایل می آیند،همه در پیشگاه پروردگار خویش به زندگی خود ادامه می دهند،اما با این تفاوت که از دیدگان دنیایی ما پنهان هستند.
نقل از پدر شهید

فرازی از وصیت نامه شهید:
برادرانم، برای حفظ اسلام و تداوم انقلاب و پیروی از خط امام بکوشید زیرا سعادت واقعی در همین است. دوستان عزیزم،تقوا،رعایت حدود اسلام،ادب،اخلاق خوب،رعایت حال پدر و مادر و خانواده را به شما سفارش می کنم. از عهده ی هیچ کدام از اینها بر نیامدم. امیدوارم که شما برآیید.در صحنه ی سیاست،آگاهانه ناظر تمامی جریانات باشید و در این راه هیچ گونه مصلحت اندیشی نکنید.