
نقش «حیا» در تجلی زیبای
آرایش اصلی و آراستن حقیقی انسان، از باطن شروع می شود که در صورت دسترسی به کمالات باطنی و سلامت قلب و پاکی درونی، منتج به نتایج عالی تری خواهد شد که خود مکمل آرایش ظاهر نیز هست. به عبارت دیگر «آرایش ظاهر، به زیبایی صورت و آرایش باطن، به زیبایی سیرت آدمی کمک می کند.» که وجود هر دو برای ایجاد محبوبیت در دل ها لازم و بلکه آن دو لازم و ملزوم همدیگرند، که آرایش درون به کمک فضایل اخلاقی تحقق پذیر است و پر واضح است که «حیا» از این لحاظ سرآمد فضایل به شمار می رود.
«عفت و حیا» در آدمی از جمله عوامل مهم و مؤثر است، هم در حفظ و افزایش «زیبایی روح» و هم در انعکاس و تجلی آن به عالم بیرون؛ به طوری که در غیاب حیا، هیچ فضیلت اخلاقی دیگری قادر نیست نه بدان پایه در حفظ و نگهداری و افزایش زیبایی روح منشأ اثر باشد و نه در تجلی آن به عالم ظاهر و جلب دیگران به سوی شخص، نقش و اثری بهتر و کامل تر از آن داشته باشد؛ هر چند که به سهم اعظم فضایل اخلاقی و کمالات روحی در انسان، یا خود زاییده «عفت و حیا» در انسان اند و یا وجه مشترکی کامل با آن داشته و دارند و یا خود جزئی از آن می باشند.
به طور کلی تجلی زیبایی در روح و انعکاس آن در بیرون، همواره پس از استقرار چنان صفت ممتازی در وجود آدمی می تواند تحقق پذیرد که وجود عفت و عصمت و صداقت نیز خود در گروی آن است؛ زیرا «حیا» خود یک نیروی بازدارنده روحی است که زشتی ها را از عوامل روحی به دور کرده و می تواند شخص را از ارتکاب به خلاف و گناه و کلیه اعمال زشتی که رؤیت آنها دیگران را متأثر و متنفر ساخته و اتصال دل خود آدمی را نیز از زیبایی درونی و حالات ملکوتی محروم می سازد، بازدارد، هر چند درک خلاف و گناه و قبایح، خود عرفی و نسبی و قراردادی باشند