
عیسی (ع)فرمودند:
به حق به شمامی گویم:
بدنی که ظاهرش درست وباطنش تباه باشدچه سودی دارد؟
بدن هایی که خوشایندشماباشد،درحالی که دل هایتان تباه وتاریک است،
چه سودی برایتان دارد؟
وشمادرحالی که پوست خودتان راپاک می داریدودل های شماچرکین باشد،
فایده ای نمی برید.
تحت العقول- ص 548
![]()
آیامی دانیدکه یک تماس ساده می تواندخوشحالشان کند؟
پدرومادرتان وقتی جوان بودیدترکتان نکردند،پس وقتی پیر شدند ترکشان نکنید.
به فکرشان باشیدویادتان نرودباآنهاتماس بگیرید.

بایادتو شب تابه سحربیداریم
دل خوش به چراغ روشن دیداریم
ازآمدنت خیال آدم جمع است
تنهایی عاقبت به خیری داریم
میلادعرفان پور![]()

کتاب بسته بماند اگر نیایی تو
رسول خسته بماند اگر نیایی تو
در مقدس ان خانه ای که میدانی
بلی!شکسته بماند اگر نیایی تو
![]()
مبادله
گفتند:شماکه نبودیدضدانقلاب حمله کردبه شهر،سی- چهل نفرازنظامی هاروباخودشون بردن.
این طوروقتهامحمودنه تنهاخودش رانمی باخت،بلکه درکمترین وقت،بهترین تصمیم رامی گرفت.روهمین حساب،فورانقشه عملیات راریخت،درست عکس مسیری که ضدانقلاب رفته بود؛عملیات کردیم وچندنفرازبستگان یکی ازسرکرده های حزب دمکرات راگرفتیم.چندروزگذشت،کم کم پیک فرستادندومسئله مبادله اسرارامطرح کردند.موضوع به تهران هم کشیده شد.هیئتی ازطرف نخست وزیری(1)به سقزآمدند. خوب که قضیه رابررسی کردند،بالاخره موافقت کردند اسرامبادله شوند.
(1)- آن موقع نخست وزیرشهیدرجایی بود.
خاطره ای ازشهیدمحمودکاوه![]()

ماجرای باورنکردنی اماواقعی فرشته کوچک وآقای دکتر
درمطب دکتربه شدت به صدادرآمد.دکترگفت:درراشکستی!بیاتو
دربازشدودخترکوچولوی نه ساله ای که خیلی پریشان بود،به طرف دکتردوید: آقای دکتر،مادرم
درحالی که نفس نفس می زد ادامه داد:التماس می کنم بامن بیایید.مادرم خیلی مریض است.
دکترگفت:بایدمادرت رااینجابیاوری،من برای ویزیت به خانه کسی نمی روم.
دخترگفت:ولی دکتر،من نمی توانم.اگرشمانیاییداومی میرد.
واشک ازچشمانش سرازیرشد.دل دکتربه رحم آمدوتصمیم گرفت همراه اوبرود.دختر، دکتررابه طرف خانه راهنمایی کرد،جایی که مادر بیمارش دررخت خواب افتاده بود. دکترشروع کردبه معاینه وتوانست باآمپول وقرص تب اوراپایین بیاوردونجاتش دهد.او تمام شب رابربالین زن ماند،تاصبح علایم بهبودی دراو دیده شد.زن به سختی چشمانش رابازکردوازدکتربه خاطرکاری که کرده بودتشکرکرد.دکتربه اوگفت: بایدازدخترت تشکرکنی.اگراونبودحتمامیمردی.
مادرباتعجب گفت: ولی دکتر،دخترمن سه سال است که ازدنیارفته!
وبه عکس بالای تختش اشاره کرد.پاهای دکترازدیدن عکس روی دیوارسست شد.این همان دختربود.یک فرشته کوچک زیبا!!!

من رقیــــه دخترشیرین زبان شــــــــاه دینم *** غنچه ی پژمرده ی بـــــــاغ امیــــرالمومنینم
هردوعالم دردعا،محتاج دست کوچک مــــن *** تاابدحاجـــت رواگردنــــدازیک آمینــــــــــــــــم

![]()
سلام دوستان![]()
ازامروز قرارکه سه شنبه هایه سری چیزایی یادبگیریم
حتمامی پرسیدچی؟؟![]()
قراریه چیزایی درمورد
پدافند غیرعامل
یادبگیریم که هربسیجی بایدبلدباشه.
ماهم که بسیجی فعال![]()

مشورت!!!!!!!!!!!! مگه داریم؟!!!![]()
چرابایدالکی به همه یک ساعت توضیح بدیم که چیکارقراربکنیم تااوناتازه یک ساعت فک کنند ازهمه اسرارماهم باخبر بشند تایه نظربدن!!!!!![]()
تازه الکی سرزنش هم میشیم!!!!!!!![]()
بیخیال مشورت

شهیدمحمدرضاحقیقی ازشهدای بسیجی شهرستان اهوازوعضوپایگاه بسیج مسجدموسی بن جعفربود.
اودرترکیب گردان کربلای اهوازدرعملیات وافجر8- فاو-شرکت داشت.اودرهمین عملیات درساحل«فاو»به شهادت رسید.پیکرمطهرش پس ازچندروزکه درسردخانه نگهداری شدبه اهوازانتقال یافت وطی مراسمی باحضورخانواده وجمعی ازمردم تشییع ودربهشت آباداهوازبه خاک سپرده شد.نکته عجیب وحیرت انگیزی که درباره این شهیدزبان زدهمگان است وبرای نخستین باردرمجله پیام انقلاب درسال1365 منتشرومنعکس گردید،لبخندزیبایی است که چندروزپس ازشهادت به هنگام تدفین برروی لبهای این شهیدنقش بست.درمراجعه به پدرومادرشهیدوجودفیلم 8میلی متری ازلحظات تدفین شهیددرسندیت این حادثه عجیب که نشان ازاعجازشهیدان داردهیچ شک وتردیدی باقی نمی گذارد.
پدرشهیددراین باره می گوید:((وقتی تلقین محمدرضاخوانده می شد،من که ناباوانه شاهدآخرین لحظات وداع بافرزندم بودم،به ناگاه احساس کردم که لبهای بسته شده محمدرضاکه براثردوسه روزبودن درسردخانه بهم قفل شده بود،به تدریج ازهم بازشد وگونه های وی مانندیک فردزنده گل انداخت وجمع شدوچشمهایش نیزبدون این که بازشود،به مانندفردخوابیده ای می مانست که درحال دیدن خواب خوشی است و بامنظره ویاحادثه خوشحال کننده ای روبرو شده است.من بادیدن این صحنه غیرمنتظره،بی اختیارفریادزدم،الله اکبر،شهیدداردلبخندمی زند،شهیدداردلبخندمی زند!پس ازاین فریادبلندکه بی اختیاردوسه بارتکرارشد،برادری که دوربین فیلمبرداری داشت وتاآن لحظه ازمراسم فیلم می گرفت وقتی بااین فریادوهجوم جمعیت به بالای قبرمواجه گردیدبه هرزحمت که بودخودش رابه قبررسانیدودوربین رابالای دستش وبالای سرهمه آن کسانی که برای دیدن این اعجازدورقبرحلقه زده بودندگرفت وشروع به فیلمبرداری کردوخوشبختانه توانست ازاین اعجازباهمه مشکلاتی که به دلیل هجوم وتراکم جمعیت مواجه بودفیلمبرداری کندوآن لحظه راثبت نماید.))
درکناراین فیلمبرداری،عکسهایی هم ازشهیدمحمدرضاحقیقی وجودداردکه حالات مختلف اورانشان می دهد:
1- درساحل فاوکه یک پتوی عراقی روی اوانداخته شده ودهانش کاملابهم قفل شده است.
2- درسردخانه اهوازه که به دورجسداوپلاستیک کشیده اندوبرفک ویخ سردخانه روی گونه های اوودهان کاملابسته اش مشاهده می شود.
3- قبل ازتدفین که دهان اوبراثرلبخندی که زده است تابدان حدبازشده که حدود6تا7دندان وی براحتی شمرده می شود.
پدرشهیدبه نکته جالب دیگری هم اشاره می نمایدومی گوید:((وقتی دفترخاطرات ویادداشهای فرزندشهیدم راپس ازشهادت مطالعه می کردم،متوجه شدم درصفحات مختلف،اشعاری رانوشته است.دربین اشعاریک بیت ازخواجه حافظ شیرازی بودکه درمصرعی ازآن آمده است:
وانگهم تابه لحدخرم ودلشادببر))
می گویندحجة السلام والمسلمین قرائتی درسفری به خوزستان درشهراهوازبااین خانواده ملاقات کرده ودرموردعظمت این حالت شهیدگفته است:((حاضرهستم تمامی ثواب جلسات تفسیرقرآن صداوسیمارادراین سالهاازمن بگیرند،ولی درقبر چنین لبخندی رابه من عنایت کنند.))
به نام،نامی الله
شهید هادی توفیقی
نام پدر:مهدی
تاریخ تولد:1341
محل تولد:رشت
رشته ی تحصیلی:حرفه وفن(مرکزتربیت معلم رشت)
تاریخ شهادت:2/8/1362
محل شهادت:پنجوین- والفجر4

خصوصیات اخلاقی شهید
شهید توفیقی،انسانی تواناومتعهدوعلاقه مندیه مطالعه بود.ذکرخداوارادت به اهل بیت،ازدوران طفولیت دروجودش عجین شده بودوبه همین جهت،برای آشنایی بیشترباعقایدواصول دینی راهی مسجدمی شد.وی فعالیت های خودرادرمسجد قاسمیه رشت،شروع نموده وپس ازرشدوتکامل ایدنولوژیکی واسلامی،کلاسهای آموزش قرآن واحکام رادایرنمود.باکمک دیگردوستان مذهبی خود،همین رسالت رادرمسجدسلیمان داراب رشت نیزادامه داد.شهیدتوفیقی جوانی ورزشکارودرعین حال،متواضع وفروتن بودواین جمله راهمیشه تکرارمی کرد:((راهی راکه انتخاب کرده ام تاانتهاادامه خواهم داد.))اوبااتصال به انقلاب وعشق به امام،بارهاتلاش کردتاحرکتی هرچندقلیل برای انقلاب انجام دهد.

جبهه نیزدانشگاهست
مدتی ازدوران تحصیل ایشان دردانشگاه می گذشت که خبر شهادت تعدادی ازدوستان وبستگان رابه وی رساندند.همان دوستانی که دوران آموزشی درپادگان منجیل راباهم پشت سرگذاشته بودند.اودیگر،توان خودراازکف دادوتصمیم گرفت تادر راهی که مدت هاپیش،انتخاب کرده بود،پابگذاریدزیرابه لحاظ ادامه تحصیل نتوانسته بود،به آن عمل کند.بارضایت پدرومادر،عازم جبهه های نبردحق علیه باطل شد.مدتی ازحضورشان درجبهه ها می گذشت وگاهی توسط نامه ازاحوالشان باخبرمی شدیم تاآنکه یک روز،نامه ای ازطرف دانشگاه به منزل رسید.پس مطالعه متوجه شدیم که دانشگاه،ازرفتن اوبه جبهه هیچ اطلاعی نداشته وعیبت ایشان راغیرموجه تلقی نموده است.بنابراین بایدایشان،هرچه سریعتروضعیت خودرابرای ادامه تحصیل معلوم می نمودند.پس ازمشاهده وپیگیری نامه،تصمیم گرفتیم تابرای شهیدتوفیقی نامه ای نوشته وایشان راازشرح حال به وجودآمده آگاه کنیم.مدت 4روزازارسال نامه می گذشت که خبررسید،هادی توفیقی باسربلندی دردانشگاه جبهه به درجه ی رفیع شهادت نائل شده وبه آرزوی دیرینه اش رسیده است.

فرازی ازوصیت نامه ی شهید
فراموش نکیندکه دنیامقرامتحان است،بنابراین علاقه مندبه دنیانباشیدزیرابه هرحال بایدازدنیارفت.به خویشان ووابستگان عرض می کنم،پیروورهبرباشیدوازدنیابرای نیکو زیستن درآخرت استفاده کنید.
به پیشگاه سبز شهید
بیا و یک شب دیگر حضورت را مکرر کن تمام لحضه هایم را به لبخندی معطر کن
نمی دانم چگونه؟ سنگر و تسبیح و سجاده برای گفتن آن خاطرات خوب لب تر کن
تو مانند منورهای جبهه روشن روشن! دل تاریک و خاموش مرا لختی منور کن
تو ای زیباترین تصویر سجده در دل سنگر! برایم چفیه و تسبیح و آتش را مصور کن
منم آن مرغ بی بالی که در کنج قفس مانده بیا و هستی ام را با نگاه خویش پرپر کن
الا ای امتداد سجده هایت پشت آیینه زمین و آسمان تشنه را محراب و سنگر کن
و اینک بار دیگر ای حضور روشن فریاد! گلوی زخمی ما را پر از الله اکبر کن !!...
ملیحه قاصدیان

پاسخ:ما همه چیز را با زندگی دنیایی خودمان قیاس می کنیم و این باعث سوء تفاهم می شود.هر توضیحی که داده شده بخاطر این است که برای ما ملموس باشدشما هر قدر بخواهید برای جنین دنیا را تعریف بکنید نمی توانید.اگر شما برای جنین ازرنگ های و طبیعت و شعر این دنیا بگویید ، او نمی فهمدشما باید طوری برای او تعریف بکنید که بفهمد . چیزهایی که برای ما گفته شده در قالبی است که ما آنرا بفهمیم . تعریف هایی که گفته شده معنایش این نیست که همان چیز هایی است که ما تصورمی کنیم . سوال و جواب که بین انسان و ملائکه اتفاق می افتد دقیقا همان سوال وجواب دنیایی نیست . دنیای برزخ را عالم قبر هم می گویند زیرا دنیای قبر برای ما ملموس تر است . اگر کسی در اثر حادثه ای بدنش از بین رفت ، بدن معنوی او از بین نمی رود.
![]()
امیر المومنین علیه السلام می فرمایند:
بهایی برای جان شماجزبهشت نیست،پس (خودرا)به کمترازآن نفروشید.
نهج البلاغه ،ترجمه مرحوم دشتی،حکمت 456

چرانگران چیزهایی هستیدکه ازعهده تغییردادنشان برنمی آیید؟
رهاکنیدوپیش روید،چون زندگی منتظرنمی ماند!
![]()
باز هم ادینه ای امد ولی مهدی کجاست؟
یک نفر می گفت مهدی جمعه ها در کربلاست.

میدان تیر
رفته بودیم میدان تیر،هرچه تیرمی زدم به هدف نمی خورد.اطرافش هم نمی خورد.دوسه نفرآمدندگفتند:((اشکال نداره شمابروجلوتربزن.))
رفتم جلو،نخورد.بازهم جلوتر،نخورد،...
اسلحه راگرفتم روبه دیوارنمیخورد.خشاب رادرآوردم،نامردهاتیرمشقی گذاشته بودند.گلوله بدون مرمی،ایستاده بودندومی خندیدند.
![]()
گفتم:((شمابیشتراوقات درجبهه هستید،خیلی مواظب خودت باش،ممکن است برایت اتفاقی بیفتد.))
درجواب حرفم خطی برایم کشیدوگفت:((هرچیزی،یک ابتداوانتهایی دارد.زندگی هرانسانی،ماننداین خط،ابتداوانتهایی دارد،زندگی من هم همین گونه است،خداکندکه انتهایش شهادت باشد.))
شهیدعلیرضاعاصمی![]()
![]()
بی پروا
برای اینکه بفهمداسرا را ازکجابرده اندهمان شب رفتیم شناسایی.رسیدیم به پایگاهی که میانه راه بوکان بود.هنوزموقعیت آنجادستمان نیامده بودکه صدای ناله ای راشنیدیم،دقت که کردیم،دیدیم صدای آشناست،ناله یکی ازاسیرهابود.وقتی به خودم آمدم دیدم کاوه گریه می کند،باسوزوبلند.من ودوستم بهش گفتیم:
یواش ترآقامحمود.الان نگهبان می فهمه.
داشت راست می آمدطرف ما،تاجایی که جاداشت خودم رابه زمین رساندم،هرچه دعابه خاطرداشتم خواندم،لجم درآمده بود.کاوه همین طورنشسته بودوبی پرواگریه می کرد،تاصدای نفس نگهبان راشنیدم،دستم رابردم روی ماشه که بچکانم،که دیدم برگشت؛ماهم برگشتیم سقز.چندروزبعدمبادله ای بین ماوضدانقلاب شدواسرایمان آزادشدند.شناسایی خوب ودقیقی که آن شب داشتیم،مقوله عملیات بزرگی بودکه منجربه آزادی بوکان،ازلوث وجودضدانقلاب شد.
خاطره ای ازشهیدمحمودکاوه![]()

نهنگ
دخترکوچکی بامعلمش درباره ی نهنگ ها بحث می کرد.
معلم گفت:ازنظرفیزیکی غیرممکن است که نهنگ بتواندیک آدم راببلعد،زیراباوجود این که پستاندارعظیم الجثه ای است،اماحلق بسیارکوچکی دارد.
دخترکوچک پرسید:پس چطور حضرت یونس به وسیله یک نهنگ بلعیده شد؟
معلم که عصبانی شده بودتکرارکردکه نهنگ نمی تواند آدم راببلعد.این ازنظر فیزیکی غیرممکن است.
دخترکوچک گفت:وقتی به بهشت رفتم ازحضرت یونس می پرسم.
معلم گفت: اگرحضرت یونس به جهنم رفته بودچی؟
دخترکوچک گفت:اونوقت شماازش بپرسید.
يادش بخير، زماني را که وقتي به صورت يک مرد نگاه مي کردي صورت مردانه مي ديدي، نه صورتکي مشابه صورت هاي زنانه. اين روزها به وفور مردان زن نمايي را مي توان در خيابان ديد که اگر روسري بر سر داشته باشند تشخيص آن ها با زنان شايد سخت باشد، اما متاسفانه اين حقيقت تلخ در جامعه وجود دارد و مي توان آن را آسيبي اجتماعي تلقي کرد.

در چند سال اخير همواره اعلام مي شود که مصرف لوازم آرايش در ايران بسيار بالاست و حتي برخي از کسب رتبه اول ايران در اين زمينه اطلاع رساني مي کنند. استفاده مردان از لوازم آرايش اگر بيشتر از زنان نباشد کمتر نيز نمي تواند باشد.
کافيست در محيط اطراف خود نگاهي دقيقي داشته باشيم مي بينيم نه تنها مردان ابروي خود را بر مي دارند بلکه از تمامي اقلام ارايشي نيز همانند دختران استفاده مي کنند.اصغر مهاجري آسيب شناس درباره چرايي تمايل مردان به ويژه در رده نوجواناني و جواني به استفاده از وسايل آرايشي، مي گويد: متاسفانه جامعه و رسانه ها و خانواده ها در درک کودکان، نوجوانان و جوانان دچار اشتباه شدند چرا که به دليل تغيير در عرصه جهان اجتماعي و فرهنگي و ساختارجمعيتي و زندگي در کلان شهر ها سن اتمام دوران کودکي و نوجواني و جواني تغيير يافته است.

وي با اشاره به اينکه جوانان ما پيش از آنکه در عرصه توليد فعال باشند مصرف گرا شده اند، مي افزايد: متاسفانه جوانان ما به هويت اجتماعي خود دست نيافتند و کاملا با اين مساله بيگانه اند چرا که با نقش نداشتن در عرصه توليد، کاهش مسئوليت پذيري آن ها و عدم تعهد را شاهد هستيم از سويي همواره نظام سلطه به گونه اي برنامه ريزي مي کنند که کشورهاي پيرامونش مطابق با سليقه آن ها رفتار کند و سود حاصل به سمت آن ها حرکت کند از اين رو بهترين کار اين است که گروههاي اجتماعي و سني را مصرف گرا تبديل کند و کشورهاي جهان سومي که دچار بحران هويت هستند و الگوي مصرفي لجام گسيخته اي دارند، بهترين گزينه ها محسوب مي شوند.
اين جامعه شناس با بيان اينکه سرعت توليد فشن ها و مد ها در جهان کنوني بسيار بالاست، مي گويد: مدل هاي مختلف، جوانان را تقريبا پوچ، بي هويت و غيرمتعهد کرده است و اگر براساس پژوهش هاي انجام شده متولدين دهه 70 و 80 در اين بازار بسيار شهره هستند به همين دليل است که مسووليت پذيري گروه سني اين دو دهه و سهم آن ها در فرايند توليد بسيار پايين است.


برخلاف نسل 30 40 و 50 که ظرفيت بالايي در نظام عقلاني داشتند متولدين دهه 70 و به ويژه 80 لجام گسسته و گرايش به الگوي مصرفي دارند و به دنبال شکستن سنت ها و مبارزه با نظام سنتي مصرفي هستند آن ها مي خواهند مرز بندي سنتي ميان جنسيت ها را بشکنند آن ها آشفته هستند و تمايلي براي اين مرز بندي ندارند.
مهاجري درباره ارايه راهکار مناسب براي اين مساله اعلام مي کند: بايد مسوولان فرهنگي واجتماعي و حتي اقتصادي به خوبي وضعيت موجود را تحليل کنند و با پشتيباني پژوهش مختلف و ميان يافته هاي پژوهشي و فهم درست به نتيجه درستي توام با برنامه ريزي براي مبارزه با آفتي که اين روز ها بسيار شديد شده است و خانواده و کشور را به مخاطره انداخته است، دست يابند اين موضوع خود دليل گسترش اين لجام گسستگي است و برخورد مسئولان فرهنگي و انتظامي خود بر رواج انحراف مصرف تاثير مي گذارد چرا که برخورد ها مناسب و درشان مساله نيست اين برخورد ها ناپخته است.
مهاجري مي گويد: متاسفانه گروه نوجوانان و جوانان ما با اين کار به دنبال دهن کجي به نظام سلطه هستند و هرجا که حساسيت بالا باشد بيشتر تمايل به شکستن تابو دارند و به دنبال شکستن مرزهاي جنسيتي هستند از سويي به دليل نبود مراسم هاي اجتماعي اوقات فراغت مناسب که اين قشر به آن ها نيازمند است آن ها ناچارند از الگوهاي ديگري همچون حضوردر پارتي هاي مختلف استفاده کنند.

اين مجموعه که سپهر رواني جامعه ايجاد کرده است گرايش ها را به حد زيادي بالا مي برد و وجدان جمعي آزرده خاطر مي شود.وي درباره ديدگاه جامعه نسبت به پسراني که تمايل دارند خود را زن نما جلوه کنند، مي گويد: متاسفانه قضاوت در ارتباطات با آن ها درست نيست و سعي مي کنند با انگ زدن به آن ها که واکنش به رفتار بزرگتر ها و دهان کجي است سپهر رواني جامعه را مسموم تر کنند همه ما در اين سپهر رواني جامعه از هواي نامناسب تنفس مي کنيم و به نوعي مريض هستيم.
متاسفانه سهم بزرگان در اين آشفتگي بازار بسيار زياد است و اگر قرار باشد سپهر آلوده جامعه کار شود بايد از ظرفيت ها و توانمندي جوانان بيشتر استفاده کنيم و بکار گيريم اگر قرار باشد فرزندان نيز شبيه والدين شود نمي توانيم به اين هدف برسيم بهتر است نوجوانان و جوانان را به مسئوليت پذيري و تحويل پذيري سوق دهيم.


با اين شرايط و از بين رفتن الگوهاي ايراني و اسلامي در چند سال آينده وضعيت ظاهري جوانان از حال وخيم تر شده و بايد منتظر ظهور پديده جديدي از مدل و فشن هاي مختلف در جامعه باشيم.خواسته يا ناخواسته به دليل از رفتن قبح استفاده از لوازم آرايشي ميان نوجوانان و جوانان آسيب هاي اجتماعي ديگري که خاص جوامع غربي است در کشور ما نيز بروز و ظهور جدي تر خواهد داشت.![]()
![]()
دوستان عزیز،دراین باره خیلی بایدمراقب باشید؛
چون ازطریق درست کردن صفحه های جعلی برای بازیگران
وافرادمشهورازاحساسات ماطرفداران سوءاستفاده وحتی
کلاهبرداری می کنند.![]()
![]()
سلام آقای علی هاشمی من شمارونمیشناختم ولی امروز،امروز که دارم ازتون خداحافظی می کنم![]()
خیلی چیزادرباره ی شماوشهامتتون وکارهایی که انجام دادین می دونم وخوش حالم.
میخوام ازدوست عزیزی که اسم شماروتوی وبلاگم بردتشکرکنم که باعث آشنایی ماباهم شد.
امیدوارم که سایردوستان من هم باشماآشناشده باشند.امیدوارم که روزی دوباره به وبلاگم سربزنیدوچندروزی مهمان این وبلاگ حقیرباشید.
دلاورمردبزرگ خدانگه دار![]()

یاد ققنوس
با تو می شد تا ستاره پر کشید طرحی از شوق کبوترها کشید
با تو می شد عشق را آغاز کرد در هوای عاشقی پرواز کرد
با تو حتی آسمان آبی تر است چشمهای قاصدک بی تو، تر است
با تو می شد آب را احساس کرد باغ را لبریز عطر یاس کرد
با تو حتی عشق، عاشق می شود یادی از داغ شقایق می شود
با تو شبها، نور باران می شود شهر ما لبریز عرفان می شود
با تو می شد لاله را باور کنیم آسمان دیده را ساغر کنیم
بی تو من حس کرده ام ققنوس را بر دل خود بسته ام ناقوس را
بی تو مرگ خویش را بوکرده ام با غم تنهاییم، خو کرده ام
با تو می شد بوی باران را شنید! قطره ای از آب دریا را چشید
ای بهار جاودانی! ای شهید! ای وجودت آسمانی! ای شهید!
یاد تو، یاد تمام لاله هاست معنی احساس خوب ژاله هاست
مجید وفایی شاهی