حدیث عشق
سلام برشهدا
غزل غربت

غزل غربت

ای کوله بار غربت یک عمربر دوشت!

سهم یتیمان امشب آیا شد فراموشت؟!

آخر کدامین زخم دیگر مرهمی دارد

وقتی که خون می جوشد از دستار و تن پوشت

مستانه می رفتی تو، اما تا ابد ماندند

خمخانه ها در حسرت لب های حق نوشت

پروانه بی آتش نمی افروخت تا آن شب

آن شب که می افروختی از شمع خاموشت

تنهای تنها بودی و آرام می پیچید

هر نیمه شب پژواک چاهی سرد در گوشت

من حتم دارم این شهابانی که می آیند

بر سجده می افتند در محراب آغوشت

حمید رضاحامدی


Tag's: شعر
. |by-> هانیه |Data-> چهارشنبه سی و یکم شهریور ۱۳۹۵ . 0:0
مبارک باد عید غدیرخم

عمریست به عشق تو اسیریم علی

مست از خم باده غدیریم علی

داریم تمنا ز خداوند علی

با حب ولای تو بمیریم علی

عیدالله الاکبر، عید غدیرخم مبارک باد


Tag's: سخن نویسنده وبلاگ
. |by-> هانیه |Data-> سه شنبه سی ام شهریور ۱۳۹۵ . 0:2
سردار شهید سعید آلیانی در یک نگاه

به نام خدای پاینده

سردار شهید سعید آلیانی در یک نگاه

تولد: 2/12/1339

ورود به مدرسه: 1345

اخذ دیپلم:1359

عضویت در سپاه: 1359

حضور در حفاظت فرودگاه:1359

حضور در مناطق 1360 اسفند ماه

حضور در طرح جنگل: 1361

تعداد عملیات های شرکت کننده: 5 عملیات؛فتح المبین، بیت المقدس، والفجر مقدماتی، محرم،والفجر9

شهادت: 1364

نام عملیات: والفجر9

مزار شهید: گلزار شهدای رشت


Tag's: خاطرات شهید سعید آلیانی
. |by-> هانیه |Data-> سه شنبه سی ام شهریور ۱۳۹۵ . 0:1
نقش روحانیت در طول هشت سال دفاع مقدس

نقش روحانیت در طول هشت سال دفاع مقدس

تاریخ شیعه بعد از محراب خونین کوفه و صحرای سرخ کربلا و زندان((سندی بن شاهک)) و غربت طوس،مرهون تلاش و شهادت طلبی روحانیون ، این سنگر داران سترگ میدان عقیده و جهاد بوده است.

با آغاز جنگ تحمیلی روحانیون وطلاب حوزه های علمیه از نخستین گروههایی بودند که در روزهای غریبی اسلام و غربت جبهه،لباس جهاد و مقاومت پوشیدند و از دشتهای لاله خیز خوزستان گرفته تا کوههای سربه فلک کشیده کردستان حماسه های خونینی را آفریدند.روحانیون،این وارثان هدایت،در دوران هشت ساله دفاع مقدس،علاوه بر دفاع ازسنگرهای ایدئولوژیک،باحضور مستمر و ایثار گرانه خود در میادین عزت و شرف،رسالت جهادوشهادت خود را نیز به بهترین وجه به انجام رسانیدند.بیش از دو هزار و پانصد تن از این عزیزان در طی طریق سر مولایشان حسین(ع)به سرخ منزل مقصود رسیدند و عده ای هم یا همانند زورقی گم شده در طوفان،سالهاست مطاف فرشتگانند و یا شکسته بالانی هستند که با صبر در راه خدا بر اجر خود می افزایند.

آری، اگر چه ازآن روزهای خوف و خطر سالها گذشته است، اما کیست که نداند اگر این قشر عظیم و کار آمد در روز نیاز اسلام و غریبی جبهه ها،دماء شهدا را با مداد علماء در هم نمی آمیختند،صحیفه پیروزی انقلاب،این چنین زیبا ترسیم نمی شد؟

ارائه نقش عزت بخش روحانیت در 8 سال دفاع مقدس- که برای پر بار کردن حافظه تاریخ حماسه ملتی شهادت طلب کفایت می کند- در چند صفحه،به راستی مثل گنجاندن دریا در سبویی کوچک است:

گربریزی بحر را در کوزه ای*** چند گنجد قسمت یک روزه ای

یکی از تحلیلهای غلط دشمن در تحمیل جنگ به ایران،عدم توانایی کشور برای تامین امکانات مورد نیاز جبهه ها بود.در حقیقت دشمن در تنظیم سناریوی حمله عرابه ایران،همه چیز را از دریچه غیر مردمی ارزیابی کرده بود و حساب نفوذ معنوی روحانیت را برای نیروی مردمی نکرده بود. تحریم اقتصادی ایران،بمباران مراکز تولیدی و تاسیسات حیاتی و نا امن دشن فعالیت ناوگان حمل و نقل دریایی، زمینی و هوایی که در برنامه ریزی جنگ قرار داشت منجربه قطع تولیدات داخلی و وابستگی به واردات از خارج گردید.دراین موقعیت حساس یکی از فوری ترین و ضروری ترین اقدامات،گسیل امکانات مورد نیاز به سوی جبهه ها بود. حل این مهم، تنها با پیشقدمی و حضور جدی روحانیت در صحنه میسر بود که باتشکیل ((ستاد جنگ)) استانها و شهرستان ها به حرکت در آمد.ملت شریف ایران، ندای روحانیت و رهبران دینی خود لبیک عملی گفت و بهترین امکانات و مرغوبترین محصولات و دسترنج خود را برای رفع نیاز شریف ترین فرزندان مجاهد اسلام ،روانه جبهه ها کرد.که اگر نبود دخالت روحانیت و اعتبار و نفوذ معنوی علمای دینی،در بین مردم مسلمان ایران این گره کور جنگ،ناگشوده می ماند و دشمن را در تحقق اهداف پلیدش موفق می ساخت.

دومین تحلیل غلط دشمن قبل از حمله به ایران ارزیابی توان رزمی جمهوری اسلامی ایران بود. ولی دشمن این بار نیز در تحلیل خود، اشتباه قبلی را تکرار کرد و در ارزیابی توان رزمی جمهوری اسلامی قدرت بسیج مردمی و نفوذ معنوی روحانیت را برای به صحنه کشاندن نیروهای جان بر کف مردمی به حساب نیاورد. در این موقعیت حساس که خطری جدی اسلام و انقلاب را تهدید می کرد باز هم روحانیت پرچم(( هل من ناصر)) (حسین (ع) ) را باری یاری انقلاب مظلوم به اهتزار در آورد. دشمن با چشمان از حدقه درآمده و در عین بهت و ناباوری ناگاه شاهد اعزامهای هزار نفری از استانها و شهرستانها بود که به ندای روحانیت دلسوز،لبیک عملی گفتند. نیروهای مردمی پرچم های فتح بر دوش،رو به سوی جبهه های خون و شرف نهادند و رویای فتح سه روزه سردار قادسیه را به تیشه ایمان خویش خرد نمودند.

اکثر رزمندگان به خصوص بسیجیان را انگیزه اعتقادی به جبهه ها کشانیده بود، لذا این عزیزان پیوسته در کنار رزم، از سوالاتی که در خصوص معارف اسلامی و مبانی ایدئولوژیک بر ایشان مطرح بود،غفلت نمی کردند. مسئولیت پاسخگویی به این سوالات که در رشد اعتقادی و اخلاقی رزمندگان بسیار موثر بود، برعهده روحانیون مجاهدی بود که سنگر با صفای جبهه ها را بر راحتی خانه و کاشانه ترجیح داده بودند.

آری، اگر نبود حضور این وارثان هدایت و سیادت در جبهه های خونرنگ،شجره ثمره بخش اعتقادی در دل و جان رزمندگان این گونه به برگ و بار نمی نشست.

جبهه ها،بهترین مرکز خودسازی بود و از انسانهای عادی در جبهه ها به عشاقی تبدیل می شدند که عطش جانشان را هیچ چیز جز لقاء الله سیراب نمی کرد.بی شک این همه مرهون حضور مستمر روحانیون عاشقی بود که در ژرفای اقیانوس عرفان به دنبال گوهر پر بهای شهادت بودند و خلوت یک نخلستان را برای نجوای عاشقانه در کنار رزمندگان را با تمام قصرهای جهان عوض نمی کردند.

یکی از نقشهای مهم و کار ساز روحانیت در جبهه ها،نقش فرماندهی و هدایت عملیاتها بود. حضور این مردان عزم و رزم،مایه قوت قلب فرماندهان و دلگرمی رزمندگان و عامل پیروزی در اکثر عملیاتها بود در این میان مقام معظم رهبری بیشتر وقت گرانبهای خود را در جبهه ها برای هدایت عملیات ها گذرانیدند و کمتر عملیاتی بود که بدون حضور و هدایت این مردان جهاد و اجتهاد شروع و ادامه داشته باشد. نسل امروز به خوبی می دانند که سلامت زندگی امروزشان را مرهون صلابت و درایت آنهایند.


Tag's: لاله های حوزه
. |by-> هانیه |Data-> سه شنبه سی ام شهریور ۱۳۹۵ . 0:0
سرخ سیمایان سبز

برای خواندن زندگی نامه شهید به ادامه مطلب بروید


Tag's: زندگی نامه شهید
continue | . |by-> هانیه |Data-> دوشنبه بیست و نهم شهریور ۱۳۹۵ . 0:0
وصیتنامه شهیدعلی اکبر شیرودی

به نام خدای یابنده

وصیتنامه شهید علی اکبر شیرودی

پیروزی های ما مدیون دستهای غیبی خداوند است

 

بسم الله الرحمن الرحیم

امیر سرافراز ارتش اسلام، سرتیپ خلبان شهید علی اکبر شیرودی در فرازی از وصیت نامه خود می گوید:

هنگامی که پرواز می کنم احساس می کنم همچون عاشق به سوی معشوق خود نزدیک می شوم و در بازگشت هر چند پروازم موفقیت آمیز بوده باشد، مقداری غمگین هستم چون احساس می کنم هنوز خالص نشده ام تا به سوی خداوند برگردم.

اگر برای احیای اسلام نبود؛ هرگز اسلحه به دست نمی گرفتم و به جبهه نمی رفتم. پیروزیهای ما مدیون دست های غیبی خداوند است. این کشاورز زاده تنکابنی، سرباز ساده اسلام است و به هیچ یک از حزبها و گروه ها وابسته نیست. آرزو دارم که جنگ تمام شود و به زادگاهم و به کار کشاورزی مشغول شوم.

شهید علی اکبر قربان شیرودی


Tag's: وصیتنامه
. |by-> هانیه |Data-> یکشنبه بیست و هشتم شهریور ۱۳۹۵ . 0:1
داستانی از ناصرالدین شاه

بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيم

و اتاكم من كل ما سالتموه و ان تعدوا نعمت الله لا تحصوها ان الانسان لظلوم كفار
انواع نعمتها كه از خداوند تعالى درخواست كرديد به شما عطا فرمود اگر نعمت‏هاى بى انتهاى خداوند تعالى را بخواهيد بشماريد يا به شماره آوريد هرگز حساب آن نتوانيد كرد.
يكى از نعمت‏هاى خداوند آگاه بودن و بفكر آخرت و صالح و خالص كردن اعمال خود انسان است يك وقت مى‏بينيد يك عمل كوچك را براى خداوند انجام داده‏ايد براى آخرت كافى است.
يك وقت هم مى‏بينى يك عمر نافله شب، قرآن و دعا و اعمال ديگر انجام داده‏ايد ولى به درد شما نخورد، در تاريخ نوشته‏اند.
روزى ناصرالدين شاه به اطاق آب انبار مى‏رسد و صداى ناله سگهايى را مى‏شنود پس از تحقيق مى‏بيند سگى زائيده و بچه‏هايش به او چسبيده و در اثر گرسنگى پستان‏هايش شير ندارد و بچه‏هايش ناله و فرياد مى‏كنند ناصر الدين شاه سخت متأثر مى‏شود از دكان نان وايى كه نزديك بود نان مى‏خرد و جلوى آن حيوان مى‏اندازد و همانجا مى‏ايستد تا سگ مى‏خورد و بچه‏ها هم شير مادر را مى‏خورند آرام مى‏شوند.
ناصر الدين خوراك يك ماه آن سگ را از آن نانوايى مى‏خرد و پولش را مى‏دهد و سفارش مى‏كند كه هر روز يك مقدار نان به اين سگ بدهيد بعد ناصرالدين شاه با فقرا دوره‏اى داشتند كه هر روز عصر گردش مى‏رفتند و براى شام در منزل يكى با هم صرف شام مى‏نمودند تا شبى كه نوبت به ناصرالدين شد زنى داشت در وسط شهر تهران خانه‏اش بود و زنى هم تازه گرفته بود نزديك دروازه شهر منزل او بود.
به زن قديمى خود پول مى‏دهد و مى‏گويد امشب فلان عدد مهمان دارم و براى شام مى‏آييم زن قبول مى‏كند و طرف عصر با ررفقايش بيرون شهر رفته تصادفاً تفريح آن روز طول مى‏شكد و مقدارى از شب مى‏گذرد هنگام مراجعت رفقايش مى‏گويند دير شده و خسته شديم همين دروازه كه منزل ديگر تو است مى‏آييم ناصر الدين مى‏گويد اينجا چيزى نيست و در خانه وسط شهرى كاملاً تدارك ديده بايد آنجا برويم رفقا راضى نمى‏شوند و مى‏گويند ما امشب در اينجا مى‏مانيم و مختصرى غذا قناعت مى‏كنيم و آنچه تدارك ديده‏اى براى فردا.
ناصر الدين كه مشهور به مير غضب باشى بود ناچار قبول مى‏كند و مقدار نان كباب مى‏خرد و آنها مى‏خورند و همانجا مى‏خوابند هنگام سحر از صداى ناله‏اى بى اختيارى مير غضب باشى همه بيدار مى‏شوند و از او سبب گريه‏اش را مى‏پرسند.
او مى‏گويد: در خواب امام چهارم حضرت زين العابدين را ديدم به من فرمود:احسانى كه به آن سگ كردى مورد قبول خداوند عالم شد و خداوند در مقابل آن احسان امشب جان تو و رفقايت را از مرگ حفظ فرمود، زيرا زن قديمى تو سمى تدراك كرده و در فلان محل از آشپزخانه گذاشته بود تا داخل خوراك شما كند فردا مى‏روى آن سم را بر ميدارى مبادا زن را اذيت كنى و اگر بخواهيد او را به خوش رها كن يعنى طلاق دهيد و ديگر اينكه خداوند ترا توفيق توبه خواهد داد چهل روز ديگر به كربلا سر قبر پدرم حسين (عليه السلام) مشرف مى‏شوی.
پس صبح به رفقا مى‏گويد: براى تحقيق صدق خوابم بياييد به خانه وسط شهرى برويم با هم مى‏آيند چون وارد مى‏شوند زن تعرض مى‏كند كه چرا ديشب نيامدى به او اعتنايى نمى‏كند و با رفقايش به آشپزخانه مى‏روند و به همان نشانه كه امام چهارم (عليه السلام) فرموده بود سم را بر ميدارد و به زن مى‏گويد ديشب چه خيالى درباره ما داشتى و اگر امر امام (عليه السلام) نبود از تو تلافى مى‏كردم لكن به امر مولايم با تو احسان خواهم كرد اگر مايلى در همين خانه باش و من با تو مثل اينكه چنين كارى نكرده بودى رفتار خواهم كرد و اگر ميل فراق دارى تو را طلاق مى‏دهم و هر چه مى‏خواهى به تو مى‏دهم.
زن مى‏بيند رسوا شده و ديگر نمى‏تواند با او زندگى كند طلب طلاق مى‏كند او هم با كمال خوشى طلاقش مى‏دهد و پس از گذشت چهل روز به كربلا مشرف مى‏شود و همانجا به رحمت حق واصل ميگردد.


Tag's: داستان کوتاه
. |by-> هانیه |Data-> یکشنبه بیست و هشتم شهریور ۱۳۹۵ . 0:0
خیالت راحت

به نام خدای واجد

خیالت راحت

عملیات محمد رسول الله(صلی الله علیه و آله) بود. چند شب قبل، خوابی دیده بودم که کمی دلم شور می زد. حاجی که آمد،خوابم را برایش تعریف کردم و گفتم: اگه میشه،چند شب بمون و بعد برو،دلم خیلی شور می زنه. می ترسم اتفاقی بیفته.

حاجی که در تدارک یک عملیات وسیع بود،خندید و گفت: نگران نباش،خیالت راحت، من هیچ اتفاقی برام نمی افته. هنوز به اون حدی از تقوا نرسیدم که بخواد طوریم بشه.

سپس مسئله ای را با من در میان گذاشت و گفت: من در مکه از خدا خواستم که نه اسیر بشم و نه مجروح،از خدا تقاضا کردم که یک جا شهید بشم.

این صحبت ها زمانی بین ما رد و بدل شد که تنها بیست و هفت روز از زندگی مشترکمان می گذشت.


Tag's: خاطرات شهید محمد ابراهیم همت
. |by-> هانیه |Data-> شنبه بیست و هفتم شهریور ۱۳۹۵ . 0:1
فرق انسان و خدا

یکی از فرق های انسان با خدا

این است که انسان تمام خوبیها

را با یک بدی فراموش میکند

ولی خدا تمام بدیها را با یک

خوبی فراموش میکند


Tag's: جملات زیبا
. |by-> هانیه |Data-> شنبه بیست و هفتم شهریور ۱۳۹۵ . 0:0
اللهم عجل لولیک الفرج

ما که خود تشنه دیدار توئیم
همه نادیده خریدار توئیم
نه خریدار گرفتار توئیم
نه گرفتار که بیمار تو ئیم
همه گوییم بیا مهدی جان
بشنو ناله ما مهدی جان


Tag's: شعردرموردامام زمان ,عج
. |by-> هانیه |Data-> جمعه بیست و ششم شهریور ۱۳۹۵ . 0:0
رسول خدا فرمودند:


. |by-> هانیه |Data-> پنجشنبه بیست و پنجم شهریور ۱۳۹۵ . 0:2
عملیات بیت المقدس 4

برای خواندن شرح عملیات به ادامه مطلب بروید


Tag's: عملیات بیت المقدس 4
continue | . |by-> هانیه |Data-> پنجشنبه بیست و پنجم شهریور ۱۳۹۵ . 0:1
وصیتنامه شهید محمدعلی شاهمرادی

برای خواندن وصیت نامه شهید به ادامه مطلب بروید


Tag's: وصیتنامه
continue | . |by-> هانیه |Data-> پنجشنبه بیست و پنجم شهریور ۱۳۹۵ . 0:0
هدف هفت

هدف هفت

تا شروع عملیات فرصت زیادی نداشتیم،باید سریعتر شناسایی مان را تمام می کردیم. هدف هفت،((ارتفاعات بلفت)) بود که هم دور بود و هم خیلی مهم و حیاتی. محمود قاطی همان تیمی شد که باید می رفت آن سمت. دویست -سیصد متر مانده به پایگاه عراقیها، ایستادیم،بچه های اطلاعات می گفتند: شبهای قبل تا اینجا آمدیم،چون می ترسیدیم لو برویم،جلوتر نرفتیم. هوا مهتابی بود، تا زیر پای سنگر کمینشان رفتیم. یک سرفه کافی بود تا همه چیز خراب شود.

محمود گفت: باید جلوتر برین،باید از پشت سنگرهاشون رد شین و برین آن پشت، بینین چه خبره؟

همه تعجب کردیم، ریسک خطرناکی بود. جواد سالارزاده و یکی، دو نفر دیگر اسلحه و تجهیزات را گذاشتند و چهار دست و پا از بین سنگرهای کمین رد شدند،دهانم را به گوش محمود نزدیک کردم تا بگویم: اگر بچه ها نیامدند چه کار کنیم

دیدم خوابیده. انگار نه انگار که چند قدمی عراقیها هستیم.صدایی به گوشم رسید؛ خوب که نگاه کردم دیدم جواد و بچه های تیمش هستند،جواد با خوشحالی گفت: نیروهای دشمن مثل مور و ملخ جمع شدن اون پشت

محمود که بیدار شده بود گفت: فعلا ساکت  باشین، از اینجا دور شیم،

وقتی به خط خودمان برگشتیم، خوشحال بودیم که چهار،پنج شب شناسایی را یک شبه انجام داده ایم.این را مدیون حضور محمود بودیم.

خاطره ی شهید محمود کاوه


Tag's: خاطرات شهیدمحمودکاوه
. |by-> هانیه |Data-> چهارشنبه بیست و چهارم شهریور ۱۳۹۵ . 0:1
عبور سرد

عبور سرد

مرا گرداب تنهایی چنان در خود کشد آخر

که از دست نجاتت دست من شد نا امید آخر

دلم دور از تو کم کم در سیاهی داشت گم می شد

شبی فانوس چشمت را- خدا را شکر- دید آخر

خیالت آن پرستویی که با من بود از اول

وجودت فرصت نابی که از دستم پرید آخر

چنین بر پیکر روحم مزن زخم زبان ای شعر!

که را گویم که شمشیرت امانم را برید آخر؟!

حمیدرضا حامدی


Tag's: شعر
. |by-> هانیه |Data-> چهارشنبه بیست و چهارم شهریور ۱۳۹۵ . 0:0
دیگه خیالم راحته

به نام خدای حمید

دیگه خیالم راحته

هر سال از طرف جهاد تعدادی ماشین قسطی به نیروهای جهاد می دادن. تعداد زیادی ثبت نام می کردن و قرعه کشی معلوم می کرد که ماشین ها قسمت چه کسانی می شه. سال شصت و دو بود که اسم ما تو قرعه کشی در اومد و یه پیکان قسطی بهمون دادن. هر ماه مقداری از پولش رو می دادیم تا بالاخره ماشین مال خودمون شد.یادم نمی ره روزی که آخرین قسط ماشین رو پرداخت کرد با خوشحالی اومد خونه و گفت: عطیه،فردا دیگه خیالم راحته که ماشین بیت المال زیر پام نیست.

                                                 شهید سیدمحمد تقی رضوی


Tag's: دیگه خیالم راحته
. |by-> هانیه |Data-> سه شنبه بیست و سوم شهریور ۱۳۹۵ . 0:0
عید قربان مبارک

بر پیکر عالم وجود جان آمد / صد شکر که امتحان به پایان آمد

از لطف خداوند خلیل الرحمن / یک عید بزرگ به نام قربان آمد . . .


Tag's: سخن نویسنده وبلاگ
. |by-> هانیه |Data-> دوشنبه بیست و دوم شهریور ۱۳۹۵ . 0:2
سرخ سیمایان سبز

برای خواندن زندگی نامه شهید به ادامه مطلب بروید


Tag's: زندگی نامه شهید
continue | . |by-> هانیه |Data-> دوشنبه بیست و دوم شهریور ۱۳۹۵ . 0:1
شهید رئوف

شهید رئوف

بعداز خبر شهادت حسین پیکرش را آوردند و در بهشت زهرا به خاک سپردند. من که جنازه حسین را ندیده بودم،خیلی ناراحت بودم،چون بعد از شنیدن نحوه شهادت او فکر می کردم لابد نصف بدنش در خرمشهر مانده و در بهشت زهرا دفن نشده است. لذا به برادرش داوود گفتم: عکس نحوه شهادت و جسد حسین را تهیه کن و به من نشان بده.ببینم چگونه بوده است؟

گفت: نمی شود.

برای همین خیلی ناراحت بودم و کارم در خانه همیشه گریه بود.

یک شب حسین به خوابم آمد.پیراهن سفید و شلوار مشکی پوشیده بود. گفت: مادر چرا این همه گریه می کنی؟

گفتم: گریه نمی کنم پیاز پوشت کنده ام لذا از چشمم اشک می آید.

خواهرم که کنارم نشسته بود از حسین پرسید: حسین،آنجا که رفته ای جایت خوب است؟

حسین رو کرد به من و گفت: بله. البته اگر این گریه هایش بگذارد.

وقتی بیرون آمدم شانه اش را به من زد و گفت: خوب به من نگاه کن

به او نگاه کردم.گفتم: می گویند بدنت نصف شده است.

پیراهن سفیدش گلهای سیاهی داشت. دوباره به من گفت: مادر قشنگ مرا نگاه کن و ببین همه جای تنم و بدنم سالم است.

دوباره به او نگاه کردم ودیدم سالم است. در این لحظه از خواب بیدار شدم.


Tag's: شهید رئوف
. |by-> هانیه |Data-> دوشنبه بیست و دوم شهریور ۱۳۹۵ . 0:0
وصیتنامه شهید عبدالحسین برونسی

برای خواندن وصیتنامه شهید به ادامه مطلب بروید


Tag's: وصیتنامه
continue | . |by-> هانیه |Data-> یکشنبه بیست و یکم شهریور ۱۳۹۵ . 0:1
امام چهارم (عليه السلام) و گريه او براى تاريكى قبر

امام چهارم (عليه السلام) و گريه او براى تاريكى قبر

امام سجاد حضرت زين العابدين در زمينه قبر چه مى‏فرمايد و چگونه اشكش جارى مى‏شود مى‏فرمايد:
فمالى لا ابكى لخروجى نفسى ابكى لظلمه قبرى ابكى لضيق لحدى ابكى لسوال منكر و نكير اياى ابكى لخروجى من قبرى عريانا دليلا حاملا ثقلى على ظهورى انظر مره عن يمينى و اخرى عن شمالى اذ الخلايق فى شان غير شان.(1)‏
چرا گريه نكنم، گريه مى‏كنم براى خروج روح من، گريه مى‏كنم براى تاريكى قبرم، گريه مى‏كنم براى تنگى لحد، گريه مى‏كنم براى سوال نكير و منكر عليهما السلام، گريه مى‏كنم براى آن روزى كه از قبر بيرون مى‏آيم در حالى كه برهنه و خار و ذليل و بار سنگين اعمالم را بر پشت گرفته‏ام گاهى به جانب راست خود مى‏نگرم و گاهى به جانب چپ خود در آنحال كه خلايق همه به كارى غير كار من مشغولند.
خلاصه آن كارهايى كه در دنيا به واسطه پول يا سفارش يا واسطه انجام مى‏شود بعد از مردن از اينها ديگر نفعى براى احدى نيست و الا آخرت همان دنيا است روز قيامت سرمايه ايمان است و تقوى است و قلب پاك است.
جنابعالى گاهى مى‏خوانى مناجات حضرت امير المومنين (عليه السلام) را ببينيد درباره توشه آخرت چه كلمات دلسوزى و چه بيان شيرينى و با اشك ريزانى و انسان را بيدار و توجهش را به عالم ديگر سوق مى‏دهد.


. |by-> هانیه |Data-> یکشنبه بیست و یکم شهریور ۱۳۹۵ . 0:0
سخنرانی پر شور

به نام خدای محصی

سخنرانی پر شور

برای سخنرانی در مراسم سومین روز شهادت حسن باقری و مجید بقایی دعوتش کرده بودند. وقتی رفت پشت تریبون و بلندگو را گرفت و شروع به صحبت کرد،حال عجیبی داشت. چشم هایش برق می زد و با تمام وجود حرف از شهید و شهادت می زد.طوری دستهایش را تکان می داد که کاملا بیانگر احساس پر از رنج و درد و شور او بود. صدایش حزن عجیبی داشت؛ آهنگی از درد، اما خالص.

وقتی حرف از شهید می زد،چهره اش برافروخته می شد و به خود می پیچید. فریادهایش برخاسته از تک تک سلول های بدنش بود.محکم و خالصانه حرف می زد، می گفت:(( ... در راهی که فی سبیل الله و فقط برای خدا می پیماییم،اگر مومنی یک لحظه احساس ناامیدی کند، آن لحظه،لحظه ی کفر و شکر انسان است...))

می گفت: ما از شهید دادن نمی ترسیم،ولی از این می ترسیم که خدای ناکرده، روزی این خونه ها به ناحق ریخته شود و تزلزلی در راه مان و استقامت مان و توان مان پیدا شود، که ان شاءالله نباید این طوری بشود...


Tag's: خاطرات شهید محمد ابراهیم همت
. |by-> هانیه |Data-> شنبه بیستم شهریور ۱۳۹۵ . 0:1
آموزش عشق...

کسانی که شما را دوست دارند حتی اگر هزار دلیل برای رفتن داشته باشند
ترکتان نخواهند کرد،
آنها یک دلیل برای ماندن خواهند یافت!


. |by-> هانیه |Data-> شنبه بیستم شهریور ۱۳۹۵ . 0:0
اللهم عجل لولیک الفرج

ما اول شخص جمع نیست …
از من اگر می پرسی ، تو اول شخص همه ی جمع های دنیایی ….!
یامهدی مددی

 


Tag's: شعردرموردامام زمان ,عج
. |by-> هانیه |Data-> جمعه نوزدهم شهریور ۱۳۹۵ . 0:0
اللهم عجل لولیک الفرج
. |by-> هانیه |Data-> پنجشنبه هجدهم شهریور ۱۳۹۵ . 0:1
وصیتنامه شهید عبدالله میثمی

برای خواندن وصیتنامه شهید به ادامه مطالب بروید


continue | . |by-> هانیه |Data-> پنجشنبه هجدهم شهریور ۱۳۹۵ . 0:0
آیه رهبر

آیه رهبر

هدف، ارتفاعات ((میشلان)) بود که با پیشروی عراقی ها سقوط کرده بود. زمان برایمان مهم بود.اگر دشمن فرصت می یافت و مواضع خودش را تقویت می کرد، کار ما بسیار مشکل می شد. بدون لحظه ای توقف،یکسره پیاده روی کردیم، مه بود و این،کارها را خیلی مشکل می کرد،اگر عراقی ها غافلگیر هم می شدند، باز عملیات به روز کشیده می شد و این،آن چیزی نبود که ما می خواستیم.محمود نمازش را که خواند، رو کرد به من و گفت: باید استخاره بگیریم،بگو یک نفر بیاید.

یک روحانی آمد،دست کرد و از تو جیبش یک قرآن زیپ دار در آورد، شروع کرد به استخاره گرفتن. یادم هست آیه ای که قرائت کرد معنایش این بود که: عجله نکنید، از فکر و حیله دشمن نگران  نباشید و در برخورد با دشمن،تدبیر داشته باشید.

محمود فورا دستور داد،نیروها در یکی از شیارها مخفی شوند و همان جا استراحت کنند. تمام روز راآن جا ماندیم،فرصت خوبی بود تا آخرین اطلاعات را از دشمن کسب کنیم. هوا تاریک شد. برای تصرف ارتفاعات (مشیلان) راه افتادیم،صبح نشده بود که زدیم به خط عراقی ها، تا به خودشان آمدند،باتلفات کم،ارتفاعات را تصرف کردیم و مستقر شدیم؛ برای رسیدن به پای هدف، باید دو سه ساعت دیگر راه می رفتیم.

خاطره ای از شهید محمودکاوه


Tag's: خاطرات شهیدمحمودکاوه
. |by-> هانیه |Data-> چهارشنبه هفدهم شهریور ۱۳۹۵ . 0:1
سایه - روشن

سایه - روشن

دوری، مرا اسیر شب انجماد کرد

باید که التماس به آن شعله زاد کرد

یک عمر،سایه -روشن احساس او مرا

مهمان لحظه های غم انگیز و شاد کرد

با او اگر دکان دلم رونقی گرفت...

بازار ناز را به نگاهی کساد کرد

پیمان شکستن آفت عشق است نازنین!

کوفی است هر که پشت بر این اعتقاد کرد

از اشتیا من به تو یک ذره کم نشد

چشمت اگر چه ظلم به حقم زیاد کرد

در روز دوست خیره مشو آه، اینه!

دیگر نمی شود به تو هم اعتماد کرد

حمید رضا حامدی


Tag's: شعر
. |by-> هانیه |Data-> چهارشنبه هفدهم شهریور ۱۳۹۵ . 0:0
پایان پست دانستنی های عمومی پدافند غیرعامل

پایان پست دانستنی های عمومی پدافند غیرعامل

سلام دوستان

در این پست سعی شد که اطلاعات مفیدی دراختیار شما گذاشته بشود.امیدوارم توانسته باشم مطلب رو به نحو احسنت منتقل کرده باشم و مورد استفاده ی شما قرارگرفته باشد.

از هفته ی بعد به جای این پست،خاطرات سیره ی شهدا نشرخواهد شد.

امیدوارم موردپسند شما قرار بگیرد.برای شما از خدای منان سعادت و شهادت آرزومند هستم.


. |by-> هانیه |Data-> سه شنبه شانزدهم شهریور ۱۳۹۵ . 0:0
مرگ آگاهی

مرگ آگاهی

یک روز پیش از ظهر که غذا را آماده کرده بودم و مدرسه محمدحسین شیفت عصر بود او را صدا کردم تا بیاید ناهارش را بخورد.محمد حسین کلاس دوم راهنمایی بود. بچه های دیگرم که صبح به مدرسه رفته بودند هنوز به خانه برنگشته بودند و من و حسین در منزل تنها بودیم

حسین را صدا کردم جواب نداد،فکر کردم به بیرون از خانه رفته است، وقتی از جلوی آشپزخانه رد شدم معلوم شد خودش را پشت دیوار مخفی کرده است. چون ناگهان صدایی در آورد که به خیال خودش مرا بترساند.به او گفتم: کجا بودی که جوابم را نمی دادی؟

گفت: سرقبرم نشسته بودم.چون فکر کردم دارد سر به سرم می گذارد

پرسیدم: قبرت کجا بود؟

گفت: قبر من در بهشت زهراست.قطعه 24 ردیف 11.

من اهل قم هستم و همیشه یک راست از کرج به قم می رفتم و اصلا به بهشت زهرا که قبرستان تهران بود،نرفته بودم.پرسیدم: قطعه دیگر چیه؟

بعد به شوخی به او گفتم: مرا یک دفعه به بهشت زهرا ببر ببینم قطعه چیه!

حسین گفت: هنوز نوبتت نشده.

به او گفتم: چرا تو خودت می روی سر قبر مرحوم آقای طالقانی،خوب یک دفعه هم مرا ببر به بهشت زهرا فاتحه ای بخوانم.

جواب داد: بعد ها این قدر خودت به بهشت زهرا بروی که سیر شوی.

احساس کردم مثل این که حرفها را جدی می زند،با تعجب و نگرانی ازاو پرسیدم: این حرفها چیست که می زنی؟

گفت: هنوز نوبت تو نشده که بروی بهشت زهرا.

پس از این که خبر شهادت حسین را شنیدم و برای دفن نیمه پیکر او به بهشت زهرا رفتیم،تازه فهمیدم بهشت زهرا اینجاست و حرفهای حسین یکی به یکی جلوی من مجسم شد و مهمتر این که درست مطابق پیشگویی خودش وی در قطعه 24 ردیف 11 به خاک سپرده شد.


Tag's: مرگ آگاهی
. |by-> هانیه |Data-> دوشنبه پانزدهم شهریور ۱۳۹۵ . 0:1
ABOUT

CATEGORIES
شهید محمودکاوه
شهیدمصطفی چمران
شهیدمصطفی ردانی پور
شهیدمحمدعبدی
شهیداحمدپلارک
شهیدنادرعلی اکبرنژاد
شهیدمصطفی مازح
شهیدشیخ فضل الله نوری
شهیدعلی هاشمی
شهیدحسن آبشناسان
شهید سیدعیدالکریم هاشمی نژاد
شهیدسیدمجتبی علمدار
شهیدعلی صیادشیرازی
شهیدمحمدبروجردی
شهیدعلی اکبرشیرودی
شهید محمد ابراهیم همت
شهید سعید آلیانی
شهید محمد حسین فهمیده
شهید احمد کشوری
شهید محمد سبزی
شهید مهدی زین الدین
شهید حمید اللهیاری
شهیدسید محمدحسین علم الهدی
شهید محمدجواد باهنر
شهیدخلبان عباس دوران
شهید محسن دین شعاری
شهیدمحمدعلی رجایی
شهیدعلیرضاعاصمی
شهیدشاهرخ ضرغام
شهیدعلی چیت سازیان
شهیدسیدمرتضی آوینی
شهیدسیدمجتبی نواب صفوی
شهیدحسین خرازی
شهیدحاج عبدالحسین برونسی
شهیدخلبان عباس بابایی
شهیدمهدی باکری
شهیدمهندس مصطفی ابراهیمی مجد
شهید سعید زقاقی
شهیدمحمدجوادفکوری
شهیدمنصورستاری
شهیدمحسن وزوایی
شهیداحمدکاظمی
شهیدسیدمجتبی هاشمی
شهیدسیدعلیرضایاسینی
شهیدمحمدجهان آرا
شهیدابراهیم هادی
شهیدمحمداصغریخواه
حجاب
شهدای لاهیجان
شهدای تهران
شهدای رشت
شهدای فومن
شهدای رودبار
شهدای بندرانزلی
شهدای صومعه سرا
شهدای آستانه اشرفیه
شهدای آستارا
عکس هایی که ارزش دیدن دارند
داستان کوتاه
عالم برزخ
شعردرموردشهدا
پذیرش قطعنامه 598
امام زمان(عج)
پل خیبرومعجزه اتکابه درون
هرسه شنبه یک قرار
قهرمانان زنده
چگونگی آغازجنگ تحمیلی
عملیات مرصاد
جنگ نرم
شیطنت های جبهه
عملیات سوسنگرد
عملیات ثامن الائمه(ع)
معرفی کتاب
دانستنی های عمومی پدافندغیرعامل
لحظه های آسمانی
چیستی مرگ؟
شهدای رودسر
شهدای لنگرود
شهدای ماسال
شهدای رحیم آباد
جاوید الاثر احمد متوسلیان
شهید آیت الله بهشتی
شهدای لوشان
شهدای شفت
عملیات نامه
وصیتنامه شهدا
داستان های قرآنی
شهدای دزفول
خداشناسی
شهدای دیلمان
تعریف بی حیایی
شهدای خمام
خاطرات شهدا
لاله های حوزه
حیا
شهدای املش
تعریف شرک و اخلاص
اسطوره ها
شهدای مراغه
شهدای کلاچای
اسطوره ها
سه روایت از یک مرد
LINKS
1- منتظران دیداریار
2- عاشقانه هایی از جنس آسمان
3- Entezar
4- راهی به سوی آسمان
5- رهبر
6- تمنای ظهور
7- شهیدانه
8- لبخندخدا
9- مسیرروشن
10- اندکی صبر...فرج نزدیک است...
11- غروب غریب طلاییه
12- مادران آسمانی
13- مادرارجمند بی بی ام فروه(س)
14- فانوس صراط
15- معشوق ملکوتی من
16- یل دریا دل عباس
17-  زمزمه ها شنیده می شوند
18- رویای باران
19-حضرت عشق (امام خامنه ای)
20- پدرم مهدی (عج)
21- دنیای جالبی داریم
22- فرشته چادربه سر
23- فاتحان بدروخیبر
24- این الطالب بدم المقتول بکربلا
25- سربازولایت
26- درمسیرشقایق ها
27- نگین خاطره
28- سرچشمه معرفت
29- حضرت فاطمه الزهرا(س)
30- باران
31-  چشمسبز
32- کل یوم عاشوراکل ارض کربلا
33- ح مثل حجاب
34- خیس بارونی
35- یافاطمه الزهرا
36- مذهبی
37- دخـتـ♥ـر هـا هم می جـنـگـ✌ـنـد
38- باران رحمت
39- هیئـت انـصار الـحسـن "ع" زابل
40- سرّی از عشق
41- نغمه های عارفانه
42- آخرین خورشید
43- گــــــ✦ـــوهـــر نـــــاب❥
44- مــحبـــانـــ»مهــدی(عج)
45-  دوسکه محبت
46--ᴥᴥ** خــــــدا می بــیـند **ᴥᴥ҈−
47- ~°•...عرش نیایش...•°~
48- ( {ولایت سید} )
49-من عاشق دینم هستم....
50- تنهاترین سردار
51- امام تنها
52- خدایادوستت دارم
53- "قائم آل محمد(عج)"
54- اول امام،مولا علي(ع)
55- پایگاه خبری، تحلیلی یا ثارالله
56- قربانیان کربلا
57- محفل زائران اباالفضل علیه السلام
58-معبرسایبری قارب
59- یاصادق الائمه ادرکنی
60- قاصدک عشق
61- امروز انتظار فردا...
62- عشق تویی...
63- لحظه لحظه تاخدا
64-فرشته های چادری
65-منتظران منتقم فاطمه(س)
66- عاشق شهدا
67-گل نرگس
68-چترامنیت(حجاب)
69-حجاب باطعم لذت
70- دختری درمه
71- یاصاحب الزمان
72- عشقـ ♥ــمون فقط خدا(خدا آب است و ماماهی)
73-یاعلی
74- قدم قدم تاخدا
75- حجاب گوهرناب
76- فــــــــــرزانـــــــگـانــــــ
77-بخاطرتنهایی هام
78- راه سعادت انسان وخدا
79- سید علی لب تر کند .... جانم فدایش می کنم
80- گوهر حجاب
81- تا آسمان راهی نیست؛پرواز را باور کن...
82- دایــی شهــیـــ☫ـــدم
83- تجلی غدیر
84- شهدای گرمسار
85- میقات الرضا (ع)
86- حقیقت نماز
87- پادشاه جهان
88- دلنوشته ها ومطالب زیبا برای امام زمان
89- ای همچون روز آمدنت روشن...
90- درانتظارمهدی موعود
91-رضوانشهر شهر بهشت
92- جملات زیبای آخرین یار
93-از لاک جیغ تا خدا
94- آینه ها بیدارند...
95- زمین خدا
96- ✾❁ عــشــق مـــטּ فقـط خــ❤ــدا✾❁
97-یا اباصالح ادرکنی
98-لحظه های کاغذی من
99- حیدر امیرحق _عشق صادقیون
100- انجمن افسران سایبری دانش آموزي پارس آباد
101-ashura
102-سربازان امام زمان عج
103- عاشقانه ای برای خدا
104- یادوخاطره شهدا
105-سیده نفیسه خاتون نواده امام حسن (ع) و عروس امام صادق (ع)
106-مسیر عشق با ولایت
107-منتظران ظهور2
108-پاتوق یاران مهدی(عج) ملایر
109-مامان زهراء(س) عُصاره خلقت
110-پرواز تا ظهور...
111-COMES
112-اهداي خون به شکلي متفاوت
113-تبلیغ عشایری(ایل قشقایی)
114-آل طه
115-شهدای غریب
116-سبکبالان عــــاشــــــــــــق
117- بلاغُ المبین
118-حجاب وعفاف وغیره
119-خـــاص فـــقـــط خـــــداس
120-حـــــجـــابــــ ،هویـــتـــ من
121- لذت بندگی
122-  شیعه سنی
123- به عشق امام صادق علیه السلام
124- فریاد کربلا
125- ((مقر موعود))...
126- تـــــصویـــــربردارے شهـــــریـــــار
127-شهدا شرمنده ام
128-امید كرگان
129-یارمنتقم
130-کجایید ای شهیدان خدایی ...
131-پيام عدالت ، پرتو هدايت
132-ماباولایت زنده ایم
133-✿میـــــــــم مثـــــل مـــــ★ــــــــادر✿
134-ازولایت تاشهادت
135- ** طــلـــبــــه گـــــرجــــــی **
136- معبرشهدا
137-آرزوی جهان ( مهدی صاحب الزمان عج الله )
138- مادرانه
139-☼دوستای با ایمان☼
140-مکه مکرمه
141- توسل به امام رضا علیه السلام
142-انجمن علمی-ادبی سیّدجلال آل احمد
143-  شهدا-ایثارگران-بسیجیان ونظامیان دفاع مقدس و نسل حاضرو احیای دین و قران
144-گمنام اماپرنام
145-عارفانه وعاشقانه-بیادبیدکان(اکبرعسکری)
146-دنیای تفریح و خنده
147- معجزه قرآن وادعیه
148- عماریون رهبریم
149-  ✧◆✧ مهـבے مے آیـב ✧◆✧
150-مسیر حق
151-هنرستان فرزانگان خرمبید
152-داستانهایی در زندگی ائمه اطهار (ع)
153-دین وزندگی
154-یاران دفاع مقدس
155- *;l حلقه شهید حضرتقلی فرهادی l;*
156- ایی دل
157-عفاف نامه
158-امام زمانمون غریبه
159-امام زمان
160- جنگ نرم
161- پرواز تا خدا *قرارگاه آسمانی شهیدعلیرضاحجتی*
162-  امام جواد
163-شهیدان خدا
164- سیـــــــلی ســــــــرخ
165- ولایت و رهبری
166- حجاب اسلامی
167- حجاب حضرت زهرا (س)
168-نمازِ عشق
169-نماز
170-یا بقیه الله
171-یا مهدی ادرکنی
172-یا مهدی تا کـی انتظار
173-مرگ بــر یزیـــدیــان زمـان
174- گل نرگس
175- نینوا
176- قهرمان کربلا،زینب(س)...
177-شوق دل
178- سلام من به مدینه...
179- پایگاه اینترنتی فاطمه الزهرا
180- گل نرگس
181-پروانه ای در پیله ی حجاب
182-  فقاهت
183-تحلیلی - سیاسی - فرهنگی- اجتماعی
184- چنــــב دقیـقہ مـلاقـات بـا خــــבا
185- ✿Eighth Sun✿
186- بیدارشو
187-  مشکات نور
188- ارامش من
189- ❀❁کبوتر حرم❁❀
190- قصه ی غصه ها
191-  اسلامفا
192- جمع بچـہ هاے انقلابے
193- جنگ نرم
194-:: دریچه ای رو به هنر و فرهنگ ::
195-ســـقـــــاخـــانــــہ
196-کران بیکران
197-باران رحمت ، رهــــــروان عشـــق
198- یا ضامن آهو
199-.:نشان از بی نشان:.
200-جلاي دل
201- سنگر های آسمانی
202- ...سربند عشقH12...
203-💜❤💦حال من با چادر مشکی خوش است 🎀❤💜
204-♛♛♛ فریاد خدا ♛♛♛
205-جوان و نماز
206- پایگاه سایبری بصیرت چلیچه
207- شمیم بهشت
208- خورشید پنهان
209-روزها ورازها
210- بصیرت
211-تا خدا
212-آرامش
213-مجمع فرماندهان بسيج دانش آموزي پارس آباد
214-عاشق عاشورا
215-مصباح
216- نَــزدیــک بِــه خُــــ❤ـــدا
217-غارت عشق
218-حجاب حضرت زهرا
219-●✿❤گــــل نـرگــــس بـیـــا❤✿●
220-پرسش مهر17
221- نشان از بی نشان
222- ربـُـّــــــــــــــک (بـــرتـرین وبلاگ)
223- قیمت موبایل لوازم خانگی
224-احکام به زبان ساده
225-دوست خوب خدا
226-ما همه منتظریم
227-بیدار شو
228- بی سیم چی
229- ๑۩۞۩๑ من واین همه خاطره๑۩۞۩๑
230- یک قدم مانده تا آسمان
231-پرسش مهر18:پرسشی از جنس پویایی
232-♥رهبرم سید علی♥
233-❤❤آموزشی وتفریحی❤❤
234-عطاری آنلاین
235-جبهه فرهنگی شهید ابراهیم هادی
236-باران بهشتی
237-هیئت حضرت موسی بن جعفر
238-🌺 هنر مردان خدا 🌺
239- پرسش مهر19
240- نماز
241-وبلاگ فرهنگی هیئت سیدالشهدا(ع)قم
DES..
OTHER