حدیث عشق
سلام برشهدا
نگاه های ممنوع و حرام کدام است؟


. |by-> هانیه |Data-> پنجشنبه سی و یکم تیر ۱۳۹۵ . 0:1
عملیات نامه(عملیات والفجر10)

برای مطالعه شرح عملیات به ادامه مطلب بروید


Tag's: عملیات والفجر10
continue | . |by-> هانیه |Data-> پنجشنبه سی و یکم تیر ۱۳۹۵ . 0:0
گردنه قوشچی

گردنه قوشچی

فاصله ی ما با ضد انقلاب چیزی کمتر از بیست،سی متر بود.همان اول کار،سه تا شهید دادیم و یکی دوتا مجروح،چند کتری آمدم عقبتر.نیروها همه زمین گیر شده بودند و مجروها هم مانده بودند بین ما و ضدانقلاب.حسابی دست و بالم راگم کرده بودم که کاوه رسید؛تا وضع را اینطوری دید،به یکی از آرپی جی زنهای گردان گفت: بلند شو بزن

آرپی جی دستش روی ماشه بود که تیر قناسه خورد تو پیشانی اش، کاوه منتظر نماند که کمک آرپی جی زن و یا یکی دیگر از بچه ها کار را تمام کنید،درست کنار شهید ایستاد،رفتم آرپی جی را ازش بگیرم،نداد؛ داد زدم: پس حداقل جاتو عوض کن...

حرفم تمام نشده بود که صدای خشک شلیک آرپی جی پیچید توی گوشم. روحیه بچه ها از این رو به آن رو شد،آرپی جی دوم و سوم که شلیک شد، همه بچه ها بلند شدند و حالت تهاجمی گرفتند. الله اکبر می گفتیم و جلو می رفتیم،درعرض چند دقیقه اوضاع به نفع ما تغییر کرد.

شهید محمودکاوه


Tag's: خاطرات شهیدمحمودکاوه
. |by-> هانیه |Data-> چهارشنبه سی ام تیر ۱۳۹۵ . 0:1
حقیقت سبز

حقیقت سبز

دوباره یک شب دیگر،دوباره تنهایی

دوباره این من و این امتداد یلدایی

ستاره می چکد از چشم های بسته صبح

میان بستر تاریک ناشکیبایی

امید نرگسی ام آن حضور نامرئی است

غروب بی کسی ام آن طلوع رویایی

به پیشواز تو می آیم ای حقیقت سبز

همیشه مشتعلت فوج،فوج،پروانه

هماره منتظرت موج ،موج دریایی

بیا،طروات شرقی،بیا و قسمت کن

میان پنجره ها یک بهار،زیبایی

غزل،کم است و زمینی است،آی حافظ خون

بخوان قصیده ای از عشق های بالایی

حمیدرضاحامدی


Tag's: شعر
. |by-> هانیه |Data-> چهارشنبه سی ام تیر ۱۳۹۵ . 0:0
دانستنی های عمومی پدافندغیرعامل

عرصه فعالیت بسیج و نقش بسیجیان در آن

رزمایش پدافند غیر عامل و امداد و نجات:

نیروهای بسیجی در تمرینات و رزمایش های پدافند غیرعامل و امداد و نجات به صورت جداگانه در قالب سازمان گردان های عاشورا و الزهرا(س)،گردان های امداد و نجات، گروه های مقاومت رزمی و امدادی در طول سال اقدام به اجرای تمرین های تاکتیکی و رزمایش های پدافندی و امدادی می نمایند.

در این تمرینات بسیجیان آموخته های خود را در آموزش های عمومی و تخصصی که شامل: انواع تاکتیک های پدافند غیر عامل، خود امدادی و دگر امدادی،آوار برداری، تخلیه و حمل مجروحین،تخلیه ساکنین و... می باشد را به مرحله تمرین گذاشته و با ایجاد آمادگی در بدنه بسیج بنا به ضرورت و نیاز در ماموریت های پدافندی غیر عامل و دفاع غیر نظامی(امداد و نجات و مردمیاری) به کارگیری می شوند.


Tag's: پدافندغیرعامل
. |by-> هانیه |Data-> سه شنبه بیست و نهم تیر ۱۳۹۵ . 0:1
هرسه شنبه یک قرار(49)

مگه میشه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!

مگه داریم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!

خیلی کار زشتیه


Tag's: قرارامروز
. |by-> هانیه |Data-> سه شنبه بیست و نهم تیر ۱۳۹۵ . 0:0
شهید تازه مسلمان

شهید تازه مسلمان

در بمباران مسجد سید اصفهان در سال1365 شهیدی را به گلستان آوردند که آناتولی میرزایی نام داشت.کسانی که جسد این شهید را آوردند اظهار داشتند: این شهید غریب است و قوم و خویشی در اصفهان ندارد.بعدا متوجه شدیم این شهید قبلا مسیحی بوده است.پس از مدتی که از دفن او گذشت،چند نفر مسیحی از تهران به ما مراجعه کرده و گفتند: چون این شهید از خانواده ماست،می خواهیم از دادستانی حکم بگیریم تا قبر این شهید را نبش کرده و جسد او را برای دفن در گورستان ارامنه به تهران ببریم.

گفتم: اشکالی ندارد، اگر حکم دادستانی را آوردید در خدمت شما هستم.

آنها دو روز بعد حکم دادستانی را گرفتند و به گلستان شهدا مراجعه کردند. به دستور بنیاد شهید اصفهان قرار شد صبح روز بعد نبش قبر کنیم و جسد آن شهید را جهت انتقال به تهران تحویل دهیم.همان شب که صبح روز بعد از آن قرار بود نبش قبر انجام شود،شهید به خوابم آمد و گفت: من چند سال است که مسلمان شده ام و دیگر مسیحی نیستم.شما نگذارید مرا از دیگر شهدا جدا کنند.

صبح که از خواب برخاستم از خدا کمک خواستم که دلیلی برای این خواب و گفته آن شهید به من نشان دهد،لذا چند روز صبر کنید و بابهانه های مختلف از انجام کار امتناع کردم.

در این چند روز که آنها معطل بودند و من منتظر بودم که صحت آن خواب بر من نمایان شود،یک نفر ازاهالی خمینی شهر اصفهان یه گلستان شهداآمد. وقتی قضیه رااز من شنید گفت: اتفاقا این شهید بیست سال راننده کامیون من بود، چند سال پیش مسلمان شد و نماز می خواند.آن شخص را با افراد آن خانواده مسیحی روبرو کردم.آنها هم قبول کردند و رفتند.بدین ترتیب جسد شهید آناتولی میرزایی در قطعه شهدای کربلای چهار شماره 11 ردیف 3 گلستان شهدای اصفهان باقی ماند.


Tag's: شهید تازه مسلمان
. |by-> هانیه |Data-> دوشنبه بیست و هشتم تیر ۱۳۹۵ . 0:1
سرخ سیمایان سبز


برای خواندن زندگی نامه شهید به ادامه مطلب بروید


Tag's: زندگی نامه شهید
continue | . |by-> هانیه |Data-> دوشنبه بیست و هشتم تیر ۱۳۹۵ . 0:0
وصیتنامه شهید علی فلاح

وصیتنامه شهید علی فلاح

شهید علی فلاح فقط 16 سال داشت که فرمانده پایگاه مقاومت بسیج مسجد جامع خزانه بخارایی شد؛او به واسطه سفارش امام زمان(عج) مادرش را راضی می کند تا به جبهه اعزام شود؛ این شهید دانش آموز به همراه 45 نفر از بچه های محل می رود تا خرمشهر را از محاصره در بیاورد؛دوستانش ماموریتشان تمام می شود و باز می گردند اما علی می ماند.

شهیدفلاح در نهرخین به شهادت می رسد و پیکرش 27سال در آنجا می ماند تا اینکه در محرم 1388 هدیه ای از امام حسین(ع) به مادرش می رسد؛انگشتر،پلاک و چند تک استخوان.

در وصیتنامه این شهید دانش آموز که 3 روز قبل از شهادتش بر قلب کاغذ حک شده،آمده است:

بسم رب الشهداء و الصدیقین؛ان الذین آمنوا و هاجرو و جاهدوا فی سبیل الله باموالهم و انفسهم اعظم درجه عندالله اولئک هم الفائزون.

سلام بر مهدی(عج) و نایب برحقش امام خمینی(ره)،سلام بر شهیدان،سلام بر خانواده شهداء،سلام بر رزمندگان،سلام بر معلولین،سلام بر مجروحین،سلام بر پدر،سلام بر مادرم،خواهران و برادران عزیزم،سلام بر دوستان عزیزم وسلام بر اقوام های گرامیم.

من می خواهم به پدر و مادر و خواهران و برادران عزیزم بگویم و همچنین به دوستان اگر من شهید شدم گریه و زاری نکنند که من فرزند اسلام هستم و درراه خدا شهید شده ام و اگر گریه و زاری بکنید روح من عذاب می بیند و دشمنان اسلام خوشحال می شوند و این را بدانید فرزندی که در راه خدا شهید شده باعث سرافرازی است با این خون ها پایدار است.

مادرم،حضرت زینب(س)را در روز عاشورا به یاآور تا مرگ فرزندت را فراموش نمایی؛خواهرم تو زینب گونه باش و پیام مرا که همانا جز پیام رهبرمان نیست به گوش جهانیان برسان و پدرم تو نیز صبررا باید پیشه کنی که (ان اللع مع الصابرین). برادران عزیزم شما هم اسلحه مرا بر زمین نگذارید و از این کشور اسلامی پاسداری کنید و سربازان خمینی باشید.

ای ملت مسلمان،ای شاهدان زنده و ای تداوم بخش انقلاب،اماممان را همیشه و در همه حالی دریابید و پیامش را به جان بخرید که او بی شک حسین زمان است و ما نباید خدای نکرده اهل کوفه باشیم و پیام من برای خانواده و دیگر فامیل ها و آشنایان این است که هیچ وقت روحانیت مبارز و خط امام را فراموش نکیند که اگر پشت روحانیت را خالی کنید روحانیت شکست می خورد و اگر روحانیت شکست خورد فکر کنید چه مصیبی به بار می آید.

ضمنامراسم ساده ای برای من برگزار کنید و لباس سیاه نپوشید لباس سفید بپوشید چون من درآن لحظه با خدای خود دیدار می کنم و همچنین با دوستان عزیزم که شهید شدند و بهشتی مظلوم و رجایی و باهنر و مدنی و... در جمع این عزیزان می باشم؛پس شما  باید خوشحال باشید و این را بدانید من سلام گرم همه شما حزب اللهی ها را به بهشتی خواهم رساند و خواهم گفت که شماها چقدر درراه خدا فعالیت می کردید ودر خیابان های بالای شهر سنگ باران می شدید.

از همه شما دوستان عزیز و مهربانم می خواهم همانظور که در گذشته فعالانه روز و شب برای خدا کار و کوشش می کردید و لغزشی بر خود راه نمی دادید،روز به روز قدم هایتان را استوارتر بردارید و بخواندی( ربنا افرغ علینا صبرا...) وهمیشه قلبهایتان یکی باشد که خداوند متعال می فرماید یدالله مع الجماعه،دست خدا با جماعت است. امیدوارم که همه شما بیش از پیش در کار خیر موفق و پیروز باشید.

این وصیتنامه یکی از سنتهای پیامبراکرم (ص) می باشد امیدوارم که همه آنها مورد توجه قرار گیرد.خدایا تو شاهدی که چیزی عزیزتر از جانم ندارم تا فدای اسلام و قرآن کنم.پروردگارا تو خودت یار و یاور امام امت خمینی بت شکن باش. از خدا یک چند چیز را می خواهم یکی آن که عمر امام امت را زیاد کند و تا انقلاب مهدی ایشان را برای ملت ایران نگهدارد و دیگر از خداوند می خواهم گناهان مرا ببخشد و رحمی کند و مرا در جوار شهداء قرار دهد و از دیگر دوستانم می خواهم اگر در حقشان بدی کردم حلالم کنند و از خداوند طلب مغفرت بکنند.

درآخر این شعار شهداء را در همه وقت می خوانیم (خدایا خدایا تو را به جان مهدی تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار) .امام را دعا کنید و همیشه امت واحده و در خط امام باشید که اگر از این خط خارج شوید از دین خدا خارج شدید.خداوند نگهدار همه شما مومنان باشد.

فرزند و برادر کوچک همه شما علی فلاح27/2/61

درگلزار شهدای بهشت زهرا(س)؛کنار مزار شهید علی فلاح،مادری که از چشمهایش انتظار27 ساله را می شد خواند،روی نیمکت آهنی نشسته بود وفقط داشت با پسرش حرف می زد.گفت وگو تمامی نداشت چون که استخوان های علی فقط 2 سال است به آغوش مادر بازگشته و این مادر 27 سال انتظار حرف دارد تا در گوش پسر ارشدش نجوا کند.

مادر شهید برایمان چنین گفت:

باتولدش عطرشهادت درخانه مان پیچید.منزلمان در خزانه بخارایی تهران بود؛روز سوم خرداد خداونداولین فرزندپسرم را در منزل به من بخشید؛این نوزاد به قدری خوشبو بود که وقتی اقوام برای دیدنش می آمدند،می گفتند:چرابه نوزاد عطر زده ای ؟

اما من می گفتم: او خودش بوی عطر می دهد.

باشجاعت عکس شاه و ولیعهد را از کتاب درسی اش پاره کرد.

مادر این شهیددانش آموز از شجاعت علی در دوره انقلاب می گوید: علی از همان ابتدای انقلاب در دانشگاه تهران و خیابان ها به تظاهرکنندگان می پیوست؛صبح می رفت وشب بر می گشت.پیگیر سنخرانی ها و اعلامیه های امام خمینی(ره) بود؛یکبار که جنایات و خیانتهای رژیم پهلوی را از نوارهای سخنرانی حضرت امام گوش کرده بود،در کتاب درسی اش عکس شاه و ولیعهد را پاره کرد؛برادرم کتابش را دید و به من گفت نگذار این کتاب را به مدرسه ببرد تا برایش کتاب دیگری تهیه کنم اما علی به برادرم گفت: دایی نمی خواهد این کار را کنی،اینها خلافکار هستند

وقتی راهپیمایی می شد،در مدرسه را می بستند اما علی و دوستانش از دیوار بالا می رفتند تا به مردم بپیوندند.

با پای پیاده به دیدار امام خمینی(ره)در بهشت زهرا(س) رفت.علی با شنیدن خبر بازگشت امام خمینی(ره) به کشور،از شب دوازدهم بهمن به فرودگاه رفت سپس به همراه دوستانش با پای پیاده در بهشت زهرا(س) آماده دیدن ایشان شد که پس از دیدن ایشان بااشتیاق برای ما تعریف می کرد. وپس از دستور رهبر کبیر انقلاب مبنی بر تشکیل ارتش 20 میلیونی،در مسجد جامع خزانه تثبت نام کرد.

دانش آموز16ساله فرمانده پایگاه مقاومت بسیج بود.

خیلی باهوش بود ومعلم هایش از او راضی بودند؛در خواندن نماز شب،دعای کمیل و حضوردرمسجدجلوتر از ما بود؛باآغاز جنگ تحمیلی او می خواست به هر نحوی به انقلاب اسلامی خدمت کند؛بنابراین با45 نفر بچه های مسجد جامع خزانه که خود فرماندهی پایگاه مقاومت بسیج را برعهده داشت،آماده اعزام به یزد برای گذراندن دوره آموزشی شد.

خرمشهر در محاصره عراق بود؛راضی نبودم علی به جبهه برود؛در منزل را کلید کردم وتا قبل از اذان صبح در کنارش نشستم؛او گریه می کرد اما کاری به گریه هایش نداشتم.

امام زمان (عج) اجازه رفتنش را به جبهه داد.

مادر شهید علی فلاح برای لحظه ای مکث کرد و گفت: آیا این راز را بگویم؟از او خواستیم که بگوید برای اهل باور و یقین.

او کمی به خود لرزید،نگاهی به آسمان کرد،نفس عمیقش با ذکر(یا صاحب الزمان(عج) ) عطر آگین شد و اینگونه روایت کرد: نیمه های شب بود برای یک لحظه دیدم می گوید: آقا جون مادرم نمی گذاره من بیایم چه کار کنم؟ گریه می کرد،جواب می گرفت و جواب می داد؛یک دفعه علی از جایش بلند شد وایستاد؛گفتم: چی شده؟

گفت: مامان،مگر تو آقا را ندیدی؟

گفتم: نه جریان چیه؟

گفت:آقا امام زمان(عج) گفت علی من می روم و منتظر آمدنت هستم؛اگر به مادرت بگویی که من گفتم می گذارد بیایی)

باشنیدن این حرف دلم آرام گرفت و گفتم: چون آقا گفته برو،من دیگر حرفی ندارم.

نزدیک اذان صبح بود،علی آماده شد تا به مسجد برود؛دقایقی بعد از رفتنش صدای اذان مسجد به گوش رسید؛علی برگشت و گویی به بزرگترین آرزویش رسیده است؛ با خوشحالی صبحانه خورد و به همراه دوستانش آماده شد و به پادگان آموزشی یزد رفت.

او قبل از عید سال 1361 به جبهه رفت،3 ماه درآنجا ماند؛نامه های زیادی برای ما می فرستاد؛در نامه هایش می نوشت:مادر،فکر نکن که من فقط فرزند تو هستم، من سرباز امام زمان(عج) هستم؛ما می رویم تا کربلا را آزاد کنیم تا شما بروید کربلا؛امام خمینی (ره) را تنها نگذارید.

وصیتنامه فرمانده 16ساله

علی می نوشت(می رویم تا کربلا را آزاد کنیم)

بعد از 3ماه نیروهایی که با علی به جبهه رفتند،برگشتند اما او ماند؛تا این که سوم خرداد و در روز تولدش درنهرخین به شهادت رسید؛دوستانش به ما نمی گفتند چه اتفاقی برای علی افتاده است؛15روز منتظرآمدنش شدیم تا این که یکی از دوستانش به پدر علی اطلاع می دهد که علی در نهرخین به شهادت رسید و پیکرش در آنجا ماند؛مراسم ختم برای او گرفتیم و پیکرش 27 سال در آنجا ماند.

27 سال کوچکترین صدا چشم منتظرش را بی خواب کرد.این مادر شهید دانش آموز از انتظارمی گوید،انتظاری که شب و روز را از او گرفته بود،انتظاری که او را هر روز به معراج شهدا دعوت می کرد تا حتی بند انگشتش را برایش بیاورند.

دوسال است که انتظار مادرعلی به سرآمده و توانسته استخوانهای عزیزش را درآغوش بکشد اما یادآوری روزهای انتظار باز هم اشک های او را جاری می کند و می گوید: انتظار خیلی سخت است؛ شب ها خواب نداشتم با کوچکترین صدا به جلوی درخانه می دویدم؛روزها هم جایی نمی رفتم؛حتی به مکه و مشهد نرفتم و گفتم علی می آید و پشت در می ماند؛جنگ تمام شده بود و پیکرهای شهدا را تفحص کرده و می آوردند مرتبا به معراج شهدا می رفتم اما خبری از علی نبود و مسئولان آنجا دیگر مرا می شناختند.

محرم سال 88 ایامی که منافقان و ضد انقلاب در کوچه و خیابان بودند،انگشتر و پلاک  و یک مشت استخوانش را برایم آوردند.او خیلی خوب بود اما نشتاختیمش و قدرش را ندانستیم؛عمق صحبت های او نه مثل نوجوان 16 ساله بلکه مثل یک مرد 40 ساله بود؛وقتی پیکرش را آوردند معلم قرآنش برایش نماز خواند.


Tag's: وصیتنامه
. |by-> هانیه |Data-> یکشنبه بیست و هفتم تیر ۱۳۹۵ . 0:1
تعریف بی حیایی!!

 

آیت‌الله مجتبی تهرانی در درس اخلاق خود با موضوع «حیا» ضمن انتقاد از رویکردهای تساهل‌گرایانه، بی‌شرمی را از مصادیق بی‌دینی عنوان کرد و گفت: اگر حیا نباشد؛ نه انسان هستیم و نه متدین!


Tag's: بی حیایی
. |by-> هانیه |Data-> شنبه بیست و ششم تیر ۱۳۹۵ . 22:34
تا آخر هستیم

به نام خدای حکیم

تا آخر هستیم

قرار بود برویم نوسود،پاسگاه شیخان را فتح کنیم.زمستان بود،چهارپنج بار عملیات کردیم،اما موفق نشدیم.در عملیات قبلی هم به خاطر همین پاسگاه شیخان بود که شکست خورده بودیم.می رفتیم و شکست می خوریم و بر می گشتیم.

نیروها همه کم آورده بودند.از طرفی هوا هم خراب شده بود.همه خسته بودند و می گفتند: ما دیگه جلو نمی ریم. چند بار رفتیم،نمیشه،دست نیافتینیه،دیگه نمیایم.

حاجی باهمان لبخند ملیح همیشگی اش،شروع کرد به حرف زدن و گفت: ما مامور به انجام وظیفه ایم،حالادر این راه اگه شهید بشیم هم شدیم دیگه.مگه شما از اون چریک های فلسطینی کمترین که 35 بار عملیات کردن و شکست خوردن و باز مجددا از نو عملیات رو شروع کردن.

چنان مثال های حماسی و هیجان انگیزی آورد که بعد از تمام شدن حرفهایش همه اعلام کردند: ماتا آخر هستیم.

این طوری حاجی نه تنها نیروها را مجاب به ماندن،بلکه روحیه ی آنها را نیزچند برابر کرد.رفتیم و موفق شدیم و توانستیم به هدف مورد نظرمان نیز برسیم.


Tag's: خاطرات شهید محمد ابراهیم همت
. |by-> هانیه |Data-> شنبه بیست و ششم تیر ۱۳۹۵ . 0:1
آموزش عشق...

پست ترین ادمها کسانی هستند که :
به دست گذاشتن رو نقطه ضعف دیگران
بگن شــــــــوخی .... !


Tag's: جملات زیبا
. |by-> هانیه |Data-> شنبه بیست و ششم تیر ۱۳۹۵ . 0:0
اللهم عجل لولیک الفرج

 

 خدارا یک نگاهی سوی ما کن
ز چنــگ نفس امــاره رهــا کن
کرم کن مهدیـا در خدمت خود
نصیـــب و روزی ما کـربـــلا کن . . .


Tag's: شعردرموردامام زمان ,عج
. |by-> هانیه |Data-> جمعه بیست و پنجم تیر ۱۳۹۵ . 0:0
حسن آمریکایی..


. |by-> هانیه |Data-> پنجشنبه بیست و چهارم تیر ۱۳۹۵ . 0:1
وصیتنامه شهیدنواب صفوی

برای خواندن وصیتنامه شهید به ادامه مطلب بروید


Tag's: وصیتنامه
continue | . |by-> هانیه |Data-> پنجشنبه بیست و چهارم تیر ۱۳۹۵ . 0:0
غبطه

غبطه

ای خیال سبز خم،خفته در خمارت

شد مسیر سرخ عشق مست رهسپاری ات

باشتاب رفته ای،آتشین شهاب من

آن چنان که گم شده است رد خون جاری ات

دوست داشتم شبی هر رکاب می شدیم

مهلتم ولی نداد خوی تک سواری ات

تا همیشه خانه ات در میان لاله هاست

غبطه می خورم بر این حسن هم جواری ات

درکنار پنجره،باز گرم گفتوگوست

با نگاه خیس من،عکس یادگاری ات

از زبان موج ها،قصه ات شنیدنی است

در توان من که نیست شرح بی قراری ات

از سروده های خویش غر در خجالتم

پس کجاست ای عزیز،دست های یاری ات؟

حمید رضا حامدی


Tag's: شعر
. |by-> هانیه |Data-> چهارشنبه بیست و سوم تیر ۱۳۹۵ . 0:0
هرسه شنبه یک قرار(48)

من با تمام توانم سعی می کنم که در مقابل لطیفه ای که برام تعریف میشه حداقل یه لبخند بزنم

وگرنه اصلا از لطیفه خوشم نمیاد چون بیشتر لیطفه هایی که مطرح میشه فقط درحال ضربه زدن به وحدت و یک پارچگی کشورعزیزمون هستش

و من اصلا دوست ندارم این لطیفه هایی رو که یم قشر یا یک قوم خاصی رو مسخره میکنن

امیدوارم روزی برسه که همه ی ما به این درجه از فرهنگ برسیم که دیگه این جک ها رو نسازیم و نه منتشرکنندش باشیم.


Tag's: قرارامروز
. |by-> هانیه |Data-> سه شنبه بیست و دوم تیر ۱۳۹۵ . 13:29
سرخ سیمایان سبز

 

شهید قاسم شیرعلی نیا

نام پدر: جعفر

تاریخ تولد: 1340

محل تولد:صومعه سرا

رشته ی تحصیلی: بهداشت محیط (دانشگاه تهران)

تاریخ شهادت: 18/12/1362

محل شهادت: منطقه عملیاتی خیبر

 

خصوصیات اخلاقی شهید

شهیدشیر علی نیا خودساخته،درد کشیده و مردم دار بود و در مقابل پدر و مادر بسیار تواضع داشت و خدمتگذار آنها بود.پیوسته به خویشاوندان سر می زد و به دیدن آنها می رفت. در منزل نیز فردی با نشاط و با محبت بود. در ارتباط با مردم، آداب اجتماعی را کاملا رعایت می کرد و تمام تلاشش بر این،استوار بود،تاحقوق دیگران را آنگونه که دین اسلام سفارش نموده است. رعایت نماید. به مادیات و ظواهر دنیوی دلبستگی نداشت.مقداری از در آمد ناچیز خود را صرف امور خیریه می کرد. به خواندن نماز اول وقت اهمیت می داد و فریضه ی امر به معروف و نهی از منکر را تحت هر شرایطی در فضای جامعه ادا می کرد و در پاسداری از حرمت خون شهدا نهایت تلاش و کوشش را بکار می برد.

کبوتر زخمی بام عشق

برادرم جلیل از عملیات خرمشهر به شهادت رسید. شهید قاسم شیرعلی نیا نیز از ناحیه ی سر و کمر مجروح گردید.این دو نفر علاقه ی زیادی به همدیگر داشتند،تا حدی که خیر شهادت جلیل را تا مدتی از قاسم پنهان کردیم و بعد از آنکه شرایط مهیا شد،توسط مادرم خبر شهادت جلیل را اطلاع دادیم.او،پس از شنیدن خبر،چنین گفت: ای کاش من به جای او شهید می شدم.

با همان مجروحیت بارها تصمیم گرفت تا دوباره به جبهه اعزام شود ولی از رفتن ایشان به جبهه بنا به سفارش پزشک معالج،خودداری کردیم اما او، دوست داشت از هر فرصتی برای ادای تکلیف خود استفاده کند.شور و عشق وصف ناپذیری وجودش را احاطه کرده بود.با همان حال به دانشگاه می رفت و درس می خواند.تا آن که تعطیلات بین ترم ها شروع شد.دراین فاصله یک روز به خانه آمدوگفت: این یک ماه تعطیلی را می خواهم به جبهه بروم.

مثل پرنده ای که بعد از مدتی درقفس ماندن،آزادش نمایی،شاد و مسرور بود. من،از آن جهت که به آرمانهاواعتقادات دینی و انقلابی ایشان کاملا آگاهی داشتم فقط بادعای خیر به بدرقه ی راهش پرداختم اما قبل از آنکه به جبهه اعزام شود،روبه من کرد و گفت: از فرزندمان خوب نگهداری کن و به او راه درست زیستن را بیاموز.

بعدهم عازم منطقه شد.روزهای آخر که انتظار آمدن ایشان را به خانه داشتیم،ناگهان خبر رسید،کبوتر زخمی بام عشق چون طاقت دوری از معشوق را نداشت،در عملیات جزیزه مجنون به وصال خود رسید و هیچ ردپایی از خود به جا نگذاشت.

نقل از همسر شهید

فرازی از وصیتنامه شهید

باید گوش به فرمان امام عصر بود و برعلیه طاغوت و کشورهای مزدور به پاخاست. زیرا آنها نیتی به جز از میان بردن اسلام و رهبران دینی ما ندارند. پس باید هوشیار و آگاه بود و درکنار قرآن و استعانت از پروردگار پیرو خط امام باشید و نگذاریم،دشمنان به ناموس و کشور عزیزمان دست درازی کنند.


Tag's: زندگی نامه شهید
. |by-> هانیه |Data-> دوشنبه بیست و یکم تیر ۱۳۹۵ . 0:0
یه روز...

یه روز  یه ترکه
یه روزی یه عربه…
یه روزی یه قزوینیه…

 

یه روزی یه آبادانیه
یه روزی یه اصفهانیه…
یه روزی یه شمالیه…
یه روزی یه شیرازیه…

 

مثل مرد جلو دشمـــــن وایسادن تا کسـی نگـاه چپ به خاکــــــ و نامـوسمون نکنه

لــــره………..بروجردی بود


ترکــــه……… مهدی باکری بود


عربــــــه……… علی هاشمی بود


قــــــزوینیه…… عباس بابایی بود


آبادانیـــــه……. طاهری بود


اصفهانیـــــــه….. ابراهیم همت بود

 

شمالیه……. شیرودی بود

 

شیرازیه…… عباس دوران بود

 

مشهدیه …….کاوه بود

 

مرد واقـــــعی اینا بودن

شادی روح همه مردای بـی ادعــای وطنـمون صلـواتــــــــ


Tag's: شعر
. |by-> هانیه |Data-> یکشنبه بیستم تیر ۱۳۹۵ . 0:0
آموزش عشق...

"دوستت دارم"
حرف ساده ایست،
هم گفتنش آسان است،
هم شنیدنش...

اما...
فهمش ساده ترین
دشوار دنیاست.!!


Tag's: جملات زیبا
. |by-> هانیه |Data-> شنبه نوزدهم تیر ۱۳۹۵ . 0:0
اللهم عجل لولیک الفرج

ما را به یک کلاف نخ آقا قبول کن
یـا ایّهـا العــزیز! أبانـا! قــبول کن
آهی در این بساط به غیر از امید نیست
یـا نـاامیدمــان ننـمـا یـا، قـبـول کن


Tag's: شعردرموردامام زمان ,عج
. |by-> هانیه |Data-> جمعه هجدهم تیر ۱۳۹۵ . 0:0
برای رضای خدا کلیک نکنیم....


. |by-> هانیه |Data-> پنجشنبه هفدهم تیر ۱۳۹۵ . 0:0
عید سعید فطر مبارک باد

در رساله‌ی عشق باب فطریه امده:
آنان که غوت غالب شان غم حسین است
نان خور فاطمه هستند و فطریه ی انان با علی است
التماس دعا


Tag's: سخن نویسنده وبلاگ
. |by-> هانیه |Data-> چهارشنبه شانزدهم تیر ۱۳۹۵ . 0:1
حتی در منطقه

حتی در منطقه

جلو پادگان،عده زیادی از بچه های رزمنده جمع شده بودند برای استقبال از ما،بین آنها دنبال محمود می گشتیم،ولی پیدایش نکردم،سراغش را گرفتم گفتند: دیروز رفته عملیات.

نزدیک غروب از عملیات برگشت،نیم ساعت پیش ما نشست،بعدعذرخواهی کرد و رفت تو ساختمان کناری. از یکی از دوستانش پرسیدم: اون ساختمان مال چیه؟

گفت: بهش میگن اتاق نفشه.

آن شب عقربه های ساعت رسید به دوازده شب،او نیامد، دو- سه دفعه تا جلو آن ساختمان رفتم ولی هنوز سرگرم کارشان بودند. خواستم اعتراض بکنم که پدر محمود گفت: خدا رو شکر می کنم که همچین پسری نصیب من شده

صبح روز بعد محمود آمد پیش ما برای عذرخواهی،و بعد هم همراه بقیه راهی عملیات شد. دو روز بعد وقتی برگشت،که ما سوار اتوبوس شده بودیم و داشتیم بر می گشتیم.وقتی اتوبوس راه افتاد،من به این فکر می کردم که حتی در منطقه هم نمی شود او را سیر دید.

 

شهید محمود کاوه


Tag's: خاطرات شهیدمحمودکاوه
. |by-> هانیه |Data-> چهارشنبه شانزدهم تیر ۱۳۹۵ . 0:0
دانستنی های عمومی پدافندغیرعامل

عرصه فعالیت بسیج و نقش بسیجیان در آن

5- نقش بسیجیان در ارتقاءتوان رزم و اجرای رزمایش ها:

بسیج به منظور افزایش توان آمادگی و کارآمدسازی سازمان خود به صورت نوبه ایی و منظم،تمرینات و رزمایشهای عمومی و تخصصی را در سطح کشوراجراء می نماید.که از جمله رزمایش های مهم بسیج درراستای ایجاد آمادگی بسیجیان در زمینه های امداد و نجات و پدافند غیر عامل است.


Tag's: پدافندغیرعامل
. |by-> هانیه |Data-> سه شنبه پانزدهم تیر ۱۳۹۵ . 0:1
هرسه شنبه یک قرار(47)

من با این موضوع هم کلی مسئله و داستان دارم.

آخه وقتی یکی آیفون تصویری می ذاره حتما دلیلی داره دیگه...چرا می رید زیر آیفون می ایستید؟!!!

بعضی ها هم فقط می گن باز کن... آخه اول خودت رو معرفی کن بگو با کی کار داری بعد بگو باز کن...


Tag's: قرارامروز
. |by-> هانیه |Data-> سه شنبه پانزدهم تیر ۱۳۹۵ . 0:0
سرخ سیمایان سبز

شهید قاسم شیرعلی نیا

نام پدر: جعفر

تاریخ تولد: 1340

محل تولد:صومعه سرا

رشته ی تحصیلی: بهداشت محیط (دانشگاه تهران)

تاریخ شهادت: 18/12/1362

محل شهادت: منطقه عملیاتی خیبر

 

خصوصیات اخلاقی شهید

شهیدشیر علی نیا خودساخته،درد کشیده و مردم دار بود و در مقابل پدر و مادر بسیار تواضع داشت و خدمتگذار آنها بود.پیوسته به خویشاوندان سر می زد و به دیدن آنها می رفت. در منزل نیز فردی با نشاط و با محبت بود. در ارتباط با مردم، آداب اجتماعی را کاملا رعایت می کرد و تمام تلاشش بر این،استوار بود،تاحقوق دیگران را آنگونه که دین اسلام سفارش نموده است. رعایت نماید. به مادیات و ظواهر دنیوی دلبستگی نداشت.مقداری از در آمد ناچیز خود را صرف امور خیریه می کرد. به خواندن نماز اول وقت اهمیت می داد و فریضه ی امر به معروف و نهی از منکر را تحت هر شرایطی در فضای جامعه ادا می کرد و در پاسداری از حرمت خون شهدا نهایت تلاش و کوشش را بکار می برد.

کبوتر زخمی بام عشق

برادرم جلیل از عملیات خرمشهر به شهادت رسید. شهید قاسم شیرعلی نیا نیز از ناحیه ی سر و کمر مجروح گردید.این دو نفر علاقه ی زیادی به همدیگر داشتند،تا حدی که خیر شهادت جلیل را تا مدتی از قاسم پنهان کردیم و بعد از آنکه شرایط مهیا شد،توسط مادرم خبر شهادت جلیل را اطلاع دادیم.او،پس از شنیدن خبر،چنین گفت: ای کاش من به جای او شهید می شدم.

با همان مجروحیت بارها تصمیم گرفت تا دوباره به جبهه اعزام شود ولی از رفتن ایشان به جبهه بنا به سفارش پزشک معالج،خودداری کردیم اما او، دوست داشت از هر فرصتی برای ادای تکلیف خود استفاده کند.شور و عشق وصف ناپذیری وجودش را احاطه کرده بود.با همان حال به دانشگاه می رفت و درس می خواند.تا آن که تعطیلات بین ترم ها شروع شد.دراین فاصله یک روز به خانه آمدوگفت: این یک ماه تعطیلی را می خواهم به جبهه بروم.

مثل پرنده ای که بعد از مدتی درقفس ماندن،آزادش نمایی،شاد و مسرور بود. من،از آن جهت که به آرمانهاواعتقادات دینی و انقلابی ایشان کاملا آگاهی داشتم فقط بادعای خیر به بدرقه ی راهش پرداختم اما قبل از آنکه به جبهه اعزام شود،روبه من کرد و گفت: از فرزندمان خوب نگهداری کن و به او راه درست زیستن را بیاموز.

بعدهم عازم منطقه شد.روزهای آخر که انتظار آمدن ایشان را به خانه داشتیم،ناگهان خبر رسید،کبوتر زخمی بام عشق چون طاقت دوری از معشوق را نداشت،در عملیات جزیزه مجنون به وصال خود رسید و هیچ ردپایی از خود به جا نگذاشت.

نقل از همسر شهید

فرازی از وصیتنامه شهید

باید گوش به فرمان امام عصر بود و برعلیه طاغوت و کشورهای مزدور به پاخاست. زیرا آنها نیتی به جز از میان بردن اسلام و رهبران دینی ما ندارند. پس باید هوشیار و آگاه بود و درکنار قرآن و استعانت از پروردگار پیرو خط امام باشید و نگذاریم،دشمنان به ناموس و کشور عزیزمان دست درازی کنند.


Tag's: زندگی نامه شهید
. |by-> هانیه |Data-> دوشنبه چهاردهم تیر ۱۳۹۵ . 0:0
اینم شد دلیل طلاق؟!! (پست آخر)

سلام دوستان

من در پست طلاق سعی داشتم به شما نشان دهم که ما چقدر راحت عرش خداوند را به لرزه در می آوریم و راحت از هم جدا می شویم.

خیلی از شما با خوندن این پست احساساتتون جریحه دار شد من خیلی معذرت می خوام ولی این گوشه ای تلخ از واقعیات جامعه ی ماست که من به نمایش گذاشتم.

در این حین بعضی هاتون رو هم دعوا کردم چون واقعا نمی دونستم در این جدایی ها کدام طرف حق بیشتری داشتند،نمی خواستم مورد قضاوت قرار بگیرند.از این افراد هم معذرت می خواهم.

بیاییم برای یک بار هم شده منطقی در مورد ازدواج فکر کنیم و زمانی که خواستیم بر اساس یک احساس تصمیم به ازدواج گرفتیم لحظه ای از خودمون بپرسیم این شخصی که انتخاب کردم واقعا شرایط زندگی با من رو داره یا نه؟یااصلا از خودمون بپرسیم که آیا شرایط ازدواج و خوش بخت کردن اون شخص رو داریم یانه؟

گاهی کورکورانه تصمیم میگیرم و عاقبتش میشه جدایی و دادگاه و گیس وگیس کشی و متاسفانه آواره شدن و تباه شدن زندگی بچه ها...

بیاییدکمی عاقلانه تر تصمیم بگیریم...


Tag's: سخن نویسنده وبلاگ
. |by-> هانیه |Data-> یکشنبه سیزدهم تیر ۱۳۹۵ . 0:0
انقلاب پیروز شد

به نام خدای دوست

انقلاب پیروز شد

فردای روزی که مجسمه شاه پایین آورده شد،یکی از دوستان ابراهیم خبر آورد که : فردا قراره یه لشکر نیرو بیاد شهرضا و همه رو محاصره و سرکوب کنه.

ابراهیم به او گفت: اگه می ترسی و وحشت کردی، برو خونه و بگیر بخواب.کاری هم به این کارها نداشته باش.

ابراهیم همه ی کسانی را که با او همراه بودند،جمع کرد و به آنها گفت: برید قلوه سنگ جمع کنید و بیارین.

مقدار زیادی قلوه سنگ جمع شد،بعد گفت: توی کوچه ها و خیابون ها می ایستین و این قلوه سنگ ها رو با خودتون می برین.در خونه ها رو هم باز بذارین که اگر سربازها حمله کردن،برید توی خونه ها و در رو ببندین.

تقریبا افراد همه ی کوچه ها را توجیه کرد.فردای آن روز،یک لشکر نیرو آمد و سربازها رفتند به میدان طالقانی و بعد هم در همه جا مستقر شدند. در گیری شدیدی بین مردم و سربازها در گرفت و مردم با قلوه سنگ افتاده بودند به جان سربازها.بلایی به سرشان آوردند که آنها در جواب قلوه سنگ،تیراندازی می کردند.

سه تا سربازها را هم گرفته بودند.بیچاره سربازها التماس می کردند که :ما اسلحه ها را تحویل می دیم، ما رو نکشین.

می گفتند: اگه ما را به اینجا نمی اومدیم،اعداممون می کردن.

اسلحه ها را گرفتند و رهایشان کردند. تا ساعت دو بعدازظهر دیگر اثری از سربازها نبود،همه رفته بودند. مدتی بعد امام آمد و انقلاب پیروزشد.


Tag's: خاطرات شهید محمد ابراهیم همت
. |by-> هانیه |Data-> شنبه دوازدهم تیر ۱۳۹۵ . 0:1
گر دست فتاده ای بگیری، مردی

گر بر سر نفس خود امیری، مردی
بر کور و کر، ار نکته گیری، مردی

مردی نبود فتاده را پای زدن

گر دست فتاده ای بگیری، مردی

رودکی


Tag's: شعر
. |by-> هانیه |Data-> شنبه دوازدهم تیر ۱۳۹۵ . 0:0
ABOUT

CATEGORIES
شهید محمودکاوه
شهیدمصطفی چمران
شهیدمصطفی ردانی پور
شهیدمحمدعبدی
شهیداحمدپلارک
شهیدنادرعلی اکبرنژاد
شهیدمصطفی مازح
شهیدشیخ فضل الله نوری
شهیدعلی هاشمی
شهیدحسن آبشناسان
شهید سیدعیدالکریم هاشمی نژاد
شهیدسیدمجتبی علمدار
شهیدعلی صیادشیرازی
شهیدمحمدبروجردی
شهیدعلی اکبرشیرودی
شهید محمد ابراهیم همت
شهید سعید آلیانی
شهید محمد حسین فهمیده
شهید احمد کشوری
شهید محمد سبزی
شهید مهدی زین الدین
شهید حمید اللهیاری
شهیدسید محمدحسین علم الهدی
شهید محمدجواد باهنر
شهیدخلبان عباس دوران
شهید محسن دین شعاری
شهیدمحمدعلی رجایی
شهیدعلیرضاعاصمی
شهیدشاهرخ ضرغام
شهیدعلی چیت سازیان
شهیدسیدمرتضی آوینی
شهیدسیدمجتبی نواب صفوی
شهیدحسین خرازی
شهیدحاج عبدالحسین برونسی
شهیدخلبان عباس بابایی
شهیدمهدی باکری
شهیدمهندس مصطفی ابراهیمی مجد
شهید سعید زقاقی
شهیدمحمدجوادفکوری
شهیدمنصورستاری
شهیدمحسن وزوایی
شهیداحمدکاظمی
شهیدسیدمجتبی هاشمی
شهیدسیدعلیرضایاسینی
شهیدمحمدجهان آرا
شهیدابراهیم هادی
شهیدمحمداصغریخواه
حجاب
شهدای لاهیجان
شهدای تهران
شهدای رشت
شهدای فومن
شهدای رودبار
شهدای بندرانزلی
شهدای صومعه سرا
شهدای آستانه اشرفیه
شهدای آستارا
عکس هایی که ارزش دیدن دارند
داستان کوتاه
عالم برزخ
شعردرموردشهدا
پذیرش قطعنامه 598
امام زمان(عج)
پل خیبرومعجزه اتکابه درون
هرسه شنبه یک قرار
قهرمانان زنده
چگونگی آغازجنگ تحمیلی
عملیات مرصاد
جنگ نرم
شیطنت های جبهه
عملیات سوسنگرد
عملیات ثامن الائمه(ع)
معرفی کتاب
دانستنی های عمومی پدافندغیرعامل
لحظه های آسمانی
چیستی مرگ؟
شهدای رودسر
شهدای لنگرود
شهدای ماسال
شهدای رحیم آباد
جاوید الاثر احمد متوسلیان
شهید آیت الله بهشتی
شهدای لوشان
شهدای شفت
عملیات نامه
وصیتنامه شهدا
داستان های قرآنی
شهدای دزفول
خداشناسی
شهدای دیلمان
تعریف بی حیایی
شهدای خمام
خاطرات شهدا
لاله های حوزه
حیا
شهدای املش
تعریف شرک و اخلاص
اسطوره ها
شهدای مراغه
شهدای کلاچای
اسطوره ها
سه روایت از یک مرد
LINKS
1- منتظران دیداریار
2- عاشقانه هایی از جنس آسمان
3- Entezar
4- راهی به سوی آسمان
5- رهبر
6- تمنای ظهور
7- شهیدانه
8- لبخندخدا
9- مسیرروشن
10- اندکی صبر...فرج نزدیک است...
11- غروب غریب طلاییه
12- مادران آسمانی
13- مادرارجمند بی بی ام فروه(س)
14- فانوس صراط
15- معشوق ملکوتی من
16- یل دریا دل عباس
17-  زمزمه ها شنیده می شوند
18- رویای باران
19-حضرت عشق (امام خامنه ای)
20- پدرم مهدی (عج)
21- دنیای جالبی داریم
22- فرشته چادربه سر
23- فاتحان بدروخیبر
24- این الطالب بدم المقتول بکربلا
25- سربازولایت
26- درمسیرشقایق ها
27- نگین خاطره
28- سرچشمه معرفت
29- حضرت فاطمه الزهرا(س)
30- باران
31-  چشمسبز
32- کل یوم عاشوراکل ارض کربلا
33- ح مثل حجاب
34- خیس بارونی
35- یافاطمه الزهرا
36- مذهبی
37- دخـتـ♥ـر هـا هم می جـنـگـ✌ـنـد
38- باران رحمت
39- هیئـت انـصار الـحسـن "ع" زابل
40- سرّی از عشق
41- نغمه های عارفانه
42- آخرین خورشید
43- گــــــ✦ـــوهـــر نـــــاب❥
44- مــحبـــانـــ»مهــدی(عج)
45-  دوسکه محبت
46--ᴥᴥ** خــــــدا می بــیـند **ᴥᴥ҈−
47- ~°•...عرش نیایش...•°~
48- ( {ولایت سید} )
49-من عاشق دینم هستم....
50- تنهاترین سردار
51- امام تنها
52- خدایادوستت دارم
53- "قائم آل محمد(عج)"
54- اول امام،مولا علي(ع)
55- پایگاه خبری، تحلیلی یا ثارالله
56- قربانیان کربلا
57- محفل زائران اباالفضل علیه السلام
58-معبرسایبری قارب
59- یاصادق الائمه ادرکنی
60- قاصدک عشق
61- امروز انتظار فردا...
62- عشق تویی...
63- لحظه لحظه تاخدا
64-فرشته های چادری
65-منتظران منتقم فاطمه(س)
66- عاشق شهدا
67-گل نرگس
68-چترامنیت(حجاب)
69-حجاب باطعم لذت
70- دختری درمه
71- یاصاحب الزمان
72- عشقـ ♥ــمون فقط خدا(خدا آب است و ماماهی)
73-یاعلی
74- قدم قدم تاخدا
75- حجاب گوهرناب
76- فــــــــــرزانـــــــگـانــــــ
77-بخاطرتنهایی هام
78- راه سعادت انسان وخدا
79- سید علی لب تر کند .... جانم فدایش می کنم
80- گوهر حجاب
81- تا آسمان راهی نیست؛پرواز را باور کن...
82- دایــی شهــیـــ☫ـــدم
83- تجلی غدیر
84- شهدای گرمسار
85- میقات الرضا (ع)
86- حقیقت نماز
87- پادشاه جهان
88- دلنوشته ها ومطالب زیبا برای امام زمان
89- ای همچون روز آمدنت روشن...
90- درانتظارمهدی موعود
91-رضوانشهر شهر بهشت
92- جملات زیبای آخرین یار
93-از لاک جیغ تا خدا
94- آینه ها بیدارند...
95- زمین خدا
96- ✾❁ عــشــق مـــטּ فقـط خــ❤ــدا✾❁
97-یا اباصالح ادرکنی
98-لحظه های کاغذی من
99- حیدر امیرحق _عشق صادقیون
100- انجمن افسران سایبری دانش آموزي پارس آباد
101-ashura
102-سربازان امام زمان عج
103- عاشقانه ای برای خدا
104- یادوخاطره شهدا
105-سیده نفیسه خاتون نواده امام حسن (ع) و عروس امام صادق (ع)
106-مسیر عشق با ولایت
107-منتظران ظهور2
108-پاتوق یاران مهدی(عج) ملایر
109-مامان زهراء(س) عُصاره خلقت
110-پرواز تا ظهور...
111-COMES
112-اهداي خون به شکلي متفاوت
113-تبلیغ عشایری(ایل قشقایی)
114-آل طه
115-شهدای غریب
116-سبکبالان عــــاشــــــــــــق
117- بلاغُ المبین
118-حجاب وعفاف وغیره
119-خـــاص فـــقـــط خـــــداس
120-حـــــجـــابــــ ،هویـــتـــ من
121- لذت بندگی
122-  شیعه سنی
123- به عشق امام صادق علیه السلام
124- فریاد کربلا
125- ((مقر موعود))...
126- تـــــصویـــــربردارے شهـــــریـــــار
127-شهدا شرمنده ام
128-امید كرگان
129-یارمنتقم
130-کجایید ای شهیدان خدایی ...
131-پيام عدالت ، پرتو هدايت
132-ماباولایت زنده ایم
133-✿میـــــــــم مثـــــل مـــــ★ــــــــادر✿
134-ازولایت تاشهادت
135- ** طــلـــبــــه گـــــرجــــــی **
136- معبرشهدا
137-آرزوی جهان ( مهدی صاحب الزمان عج الله )
138- مادرانه
139-☼دوستای با ایمان☼
140-مکه مکرمه
141- توسل به امام رضا علیه السلام
142-انجمن علمی-ادبی سیّدجلال آل احمد
143-  شهدا-ایثارگران-بسیجیان ونظامیان دفاع مقدس و نسل حاضرو احیای دین و قران
144-گمنام اماپرنام
145-عارفانه وعاشقانه-بیادبیدکان(اکبرعسکری)
146-دنیای تفریح و خنده
147- معجزه قرآن وادعیه
148- عماریون رهبریم
149-  ✧◆✧ مهـבے مے آیـב ✧◆✧
150-مسیر حق
151-هنرستان فرزانگان خرمبید
152-داستانهایی در زندگی ائمه اطهار (ع)
153-دین وزندگی
154-یاران دفاع مقدس
155- *;l حلقه شهید حضرتقلی فرهادی l;*
156- ایی دل
157-عفاف نامه
158-امام زمانمون غریبه
159-امام زمان
160- جنگ نرم
161- پرواز تا خدا *قرارگاه آسمانی شهیدعلیرضاحجتی*
162-  امام جواد
163-شهیدان خدا
164- سیـــــــلی ســــــــرخ
165- ولایت و رهبری
166- حجاب اسلامی
167- حجاب حضرت زهرا (س)
168-نمازِ عشق
169-نماز
170-یا بقیه الله
171-یا مهدی ادرکنی
172-یا مهدی تا کـی انتظار
173-مرگ بــر یزیـــدیــان زمـان
174- گل نرگس
175- نینوا
176- قهرمان کربلا،زینب(س)...
177-شوق دل
178- سلام من به مدینه...
179- پایگاه اینترنتی فاطمه الزهرا
180- گل نرگس
181-پروانه ای در پیله ی حجاب
182-  فقاهت
183-تحلیلی - سیاسی - فرهنگی- اجتماعی
184- چنــــב دقیـقہ مـلاقـات بـا خــــבا
185- ✿Eighth Sun✿
186- بیدارشو
187-  مشکات نور
188- ارامش من
189- ❀❁کبوتر حرم❁❀
190- قصه ی غصه ها
191-  اسلامفا
192- جمع بچـہ هاے انقلابے
193- جنگ نرم
194-:: دریچه ای رو به هنر و فرهنگ ::
195-ســـقـــــاخـــانــــہ
196-کران بیکران
197-باران رحمت ، رهــــــروان عشـــق
198- یا ضامن آهو
199-.:نشان از بی نشان:.
200-جلاي دل
201- سنگر های آسمانی
202- ...سربند عشقH12...
203-💜❤💦حال من با چادر مشکی خوش است 🎀❤💜
204-♛♛♛ فریاد خدا ♛♛♛
205-جوان و نماز
206- پایگاه سایبری بصیرت چلیچه
207- شمیم بهشت
208- خورشید پنهان
209-روزها ورازها
210- بصیرت
211-تا خدا
212-آرامش
213-مجمع فرماندهان بسيج دانش آموزي پارس آباد
214-عاشق عاشورا
215-مصباح
216- نَــزدیــک بِــه خُــــ❤ـــدا
217-غارت عشق
218-حجاب حضرت زهرا
219-●✿❤گــــل نـرگــــس بـیـــا❤✿●
220-پرسش مهر17
221- نشان از بی نشان
222- ربـُـّــــــــــــــک (بـــرتـرین وبلاگ)
223- قیمت موبایل لوازم خانگی
224-احکام به زبان ساده
225-دوست خوب خدا
226-ما همه منتظریم
227-بیدار شو
228- بی سیم چی
229- ๑۩۞۩๑ من واین همه خاطره๑۩۞۩๑
230- یک قدم مانده تا آسمان
231-پرسش مهر18:پرسشی از جنس پویایی
232-♥رهبرم سید علی♥
233-❤❤آموزشی وتفریحی❤❤
234-عطاری آنلاین
235-جبهه فرهنگی شهید ابراهیم هادی
236-باران بهشتی
237-هیئت حضرت موسی بن جعفر
238-🌺 هنر مردان خدا 🌺
239- پرسش مهر19
240- نماز
241-وبلاگ فرهنگی هیئت سیدالشهدا(ع)قم
DES..
OTHER