حدیث عشق
سلام برشهدا
اللهم عجل لولیک الفرج

صبحدم پیک مسیحا دم جانان آمد

گفت برخیز که آرام دل و جان آمد

سحر از پرده نشینان حریم خلوت

نغمه برخاست که شاهنشه خوبان آمد


Tag's: شعردرموردامام زمان ,عج
. |by-> هانیه |Data-> جمعه سی ام مهر ۱۳۹۵ . 0:0
وای به حالمان...
. |by-> هانیه |Data-> پنجشنبه بیست و نهم مهر ۱۳۹۵ . 0:0
غزل سکوت

غزل سکوت

سکوت، حرف دلت نیست،خاطرت باشد

چرا ضمیر تو بر عکس ظاهرت باشد؟

بگو بگو که بدانم چه بر تو می گذرد

مخواه چشم من این گونه ناظرت باشد

خموش،هرچه بمانی لبت گمان کنم

به چیره دستی چشمان ماهرت باشد

چگونه مدعی مرگ نفرتی،وقتی

گواه من نگه حی و حاظرت باشد؟!

پرنده ای که به نام تو انس دارد و بس

روا مدار که مرغ مهاجرت باشد

تو کعبه ای،حجر الاسواد است قلب تو،آه

دگر چه جای تمنای زائرت باشد؟!

وفا به عشق قدیمت دلیل شد که دلم

هنوز هم که هنوز است، شاعرت باشد

حمیدرضا حامدی

 


Tag's: شعر
. |by-> هانیه |Data-> چهارشنبه بیست و هشتم مهر ۱۳۹۵ . 0:0
روحانی شهید قاسم ابراهیمی

به نام خدای قادر

روحانی شهید قاسم ابراهیمی

همپای نسیم راه به کویش بردند

دل را چو نظر به جستجویش بردند

سر باخته و به ارمغان همچون گل

یک پیکر غرقه خون به سویش بردند

نوشتن از مردان افلاکی که کتاب و دفتر را به گوشه ای نهاده،فاصله بین خود و خدا را یک نفس دویدند و در پایان خط،آسمانی شدند با این قلم های ناتوان البته حکایت بحر در کوزه است؛

 

گر بریزی بحر را در کوزه ای*** چند گنجد قسمت یک روزه ای

اما حتی نگاهی کوتاه به زندگی این شهیدان، گویای واقعیتهای پر اجرای است که زمینه ساز شهادتهای زیبای آنچنانی بود. با همه ناتوانی ها صحنه ای از صحیفه زرین و خونرنگ یکی از سرافرازان سنگر و قرآن را به روی شیفتگان شهادت می گشائیم:

روحانی شهید قاسم ابراهیمی به سال1351 در بخش((شواط)) از توابع شهرستان ((ماکو)) در خانواده ای اصیل و مذهبی پا به دنیا نهاد. او در خانواده ای معتقد و عاشق ولایت تربیت یافت و دل و جانش با محبت اولیای خدا خو گرفت. هوش و ذکاوت و کنجکاوی،از مشخصات بارز دوران کودکی و مدرسه او بود. تازه زمزمه های انقلاب شروع شده بود که با همه کم سن و سالی در راهپیمایی ها حضور می یافت و به عنوان نوجوانی مسلمان ادای وظیفه نمود.

پس طی دوران دبستان قدم به دوره راهنمایی گذاشت.اما او که از کودکی به درس دین علاقه داشت، اگر چه دانش آموزان ممتاز بود، رو به سر چشمه زلال قرآن و حوزه علیه نهاد.عشق به امام، ادب و تواضع و شجاعت از خصوصیات اخلاقی این شهید بزرگوار بود. در کنار درس وبحث،از کمک به مادر در کارهای خانه و کمک به پدر در کار کشاورزی غافل نبود.

او که خاکریزهای نفس را پشت سرگذاشته بود،وقتی به سن قانونی رسید و توانست عازم جبهه شود،در خاکریزهای عشق و صحاری خونین جنوب به باغبانی نهال انقلاب پرداخت. بعد از شهادت برادر و چند تن از دوستانش،عشق به شهادت و رسیدن به یاران چنان شعله ای در جانش بر افروخت که،جانش بی تاب رفتن شد و قلبش ازلحظه ای ماندن در اضطراب افتاد. دست به دامن امامان شهیدان شد. و با همه جان، خواهان شراب سرخ شهادت و مستی جاویدان شد. و با همه جان، خواهان شراب سرخ شهادت و مستی جاویدان وصال الهی گشت.((اللهم ارزقنی توفیق الشهاده فی سیبلک))

ای آنکه چشم این همه عاشق به دست توست*** بشکن خمار دغدغه عاشقان خویش

سرانجام این مسافر عاشق که چشم به راه فراخوان آسمان بود،در دهم اسفند سال 65 در علیات کربلای پنج،از خاک گلگون شلمچه پر گرفت و در ناکجا آباد رحمت خداوندی آشیان ساخت.


Tag's: زندگی نامه شهید
. |by-> هانیه |Data-> سه شنبه بیست و هفتم مهر ۱۳۹۵ . 0:0
مستجاب الدعوه(1)

مستجاب الدعوه(1)

به همراه برادر مصطفی موحدی برای کنترل سنگرها و مسیر می رفتیم که دیدیم علی آقا هشت نفر از بچه ها را دور خود جمع کرده و برایشان قرآن می خواند.تا بردار موحدی رفت که تیربار را کار بگذارد، پیش خودم گفتم: به جمع صمیمی بچه ها عرض ادب بکنم. نرسیده به بچه ها پوست هندوانه بزرگی به زمین افتاده بود.

تعجب کردم. چون آن زمان تدارکات به این سادگی ها نبود که بتواند هندوانه به جزیزه مجنون بیاورد. سلامی کردم و گفتم: خیر است هندوانه از کجا رسیده است؟

گفتند: از دعای علی آقا به ما رسید.

سوال کردم: یعنی چه؟

تعریف کردند: کلاس قرآن علی آقا تمام شد،هرکس چیزی هوس کرد. علی آقا گفت در این گرما اگر خدا برساند،فقط یک هندوانه خنک می چسبد.

چند دقیقه ای نگذشته بود که چشم یکی از بچه ها به هندوانه بزرگی در نهر آب افتاد. اول فکر کردیم پوست هندوانه است. اما وقتی با تکه چوب آن را از نهر بیرون آوردیم،دیدیم هندوانه ای به وزن هفت هشت کیلو است. به محض این که علی آقا هندوانه را دید،با دست به سرش کوبید و فرار کرد.

علی در آن لحظه و در بین بچه ها شرمنده و سربه پایین نشسته بود.انگار خجالت می کشید به چشم کسی نگاه کند. من آنجا با روح بلند او آشنا شدم و دانستم که روزگاری یکی از مردان نمونه جنگ خواهد شد. شهید علی ماهانی بعد ها به لقاء الله معبودش رسید.


Tag's: مستجاب الدعوه ,1
. |by-> هانیه |Data-> دوشنبه بیست و ششم مهر ۱۳۹۵ . 0:0
مهر خداوند به بندگان

بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيم

زيارت رسول اكرم حضرت محمّد صلّي الله عليه و آله و سلّم آرزوی او بود. برای ابن کار تصميم گرفت به «مدينه» برود. در راه، چند جوجه ی پرنده ديد. آن ها را برداشت تا به عنوان هديه براي پيامبر خدا رسول اكرم صلّي الله عليه و آله و سلّم ببرد. مادرِ جوجه ها پرواز كنان از راه رسيد. جوجه هايش را در دستِ مرد، اسير ديد. به دنبالِ مرد به راه افتاد. پرنده، پرواز کنان او را دنبال مي كرد.

مرد به مدينه رسيد. يك سره به مسجد رفت. پس از زيارت رسول خدا نبيّ اكرم صلّي الله عليه و آله و سلّم، جوجه ها را نزد ايشان گذاشت. پرنده ي مادر كه به دنبالِ جوجه هايش پرواز كرده بود، به سرعت فرود آمد. غذايي را كه به منقار گرفته بود، در دهانِ يكي از جوجه ها گذاشت و دور شد.

رسول خدا نبی اكرم صلّي الله عليه و آله و سلّم و اصحاب ايشان، اين صحنه را مي نگريستند. ساعتي گذشت. جوجه ها در وسط مسجد قرار داشتند. مسلمانان دورِ آن ها را گرفته بودند. در همين لحظه، دوباره پرنده ي مادر رسيد. فرود آمد. غذايي را تهيّه كرده بود. آن را دهانِ جوجه ي ديگر گذاشت. پرواز كرد و دور شد.

در اين هنگام، رسول گرامي اسلام رسول خدا صلّي الله عليه و آله و سلّم جوجه ها را آزاد فرمود.

آن گاه رو به اصحاب كرده و فرمود: « ... مهر و محبّتِ اين مادر را نسبتِ به جوجه هايش چگونه ديديد؟!».

اصحاب عرض كردند:« بسيار عجيب و شگفت انگيز بود ».

پيامبر خدا رسول اكرم صلّي الله عليه و آله و سلّم فرمود: « ... قسم به خداوندي كه مرا به پيامبري برگزيد، مهر و محبّت خداي عالم به بندگانش، هزارانِ مرتبه از چيزي كه ديديد، بيشتر است ».

منبع:

توحيد و نبوّت/شهيد دستغيب/ ص 133-132


Tag's: داستان کوتاه
. |by-> هانیه |Data-> یکشنبه بیست و پنجم مهر ۱۳۹۵ . 0:1
انواح حیا

انواح حیا

1. حیای نفسانی و ایمانی: حیای نفسانی، شرمی است که خداوند آن را در همه نفوس آورده است و حیای ایمانی، شرمی است که مؤمن را از ارتکاب معاصی از ترس خداوند باز می دارد.

2. حیای ضعف و قوت: امام صادق (علیه السلام) می فرماید: «الحیاء علی وجهین فمنه ضعف و منه قوّه و اسلام و ایمان؛  حیا بر دوگونه است: یکی، حیای ضعف و ناتوانی و دیگری حیای قدرت و اسلام و ایمان».

3. حیای عقل و نادانی: پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید: «الحیاء حیائان: حیاء عقل و حیاء حُمق، فحیاء العقل هو العلم و حیاء الحمق هو الجهل؛ حیا بر دو نوع است: حیای عقل و حیای حمق. حیای عقل، دانش است و حیای حماقت، نادانی».


Tag's: تعریف حیا
. |by-> هانیه |Data-> یکشنبه بیست و پنجم مهر ۱۳۹۵ . 0:0
سنگر رفت رو هوا

به نام خدای واحد

سنگر رفت رو هوا

برای شناسایی به همراه او به بالای ارتفاعات گیسکه رفته و داخل سنگری شدیم. زیاد از حد به دشمن نزدیک بودیم. حاجی با دوربین مشغول برانداز کردن ارتفاعاتی بود که در دامنه ی شهر مندلی قرار داشت و آنجا را شناسایی می کرد.

در همین حین،دشمن متوجه حضور ما شد و اقدام به شلیک گلوله ی خمپاره کرد. اولین خمپاره در فاصله ی پنجاه،شصت متری ما به زمین اصابت کرد،دومی در سی متری و سومی نزدیکتر.

پس از شلیک سومین گلوله،حاجی خیلی آرام به من گفت: بلند شو بریم که الان دیگه سنگرمونو می زنن.

سریع سنگر را ترک کردیم، شاید بیش از صد متر از سنگر دور نشده بودیم که گلوله درست به وسط آن اصابت کرد و سنگررفت رو هوا.

شهید محمد ابراهیم همت


Tag's: خاطرات شهید محمد ابراهیم همت
. |by-> هانیه |Data-> شنبه بیست و چهارم مهر ۱۳۹۵ . 0:1
شخصیت چند بعدی

به نام خدای یگانه

شخصیت چند بعدی

شهید صیاد جامع همه صفات حسنه بود. ما که داریم کسانی را که هم از نظر تقوا و عرفان در حد بسیار بالایی باشند و هم از نظر دکترین، دانش و تدبیر نظامی نمونه باشند. ایشان تمام این صفات را با هم داشت. اگر در شب، شما عبادت های ایشان را می دیدید،می گفتید که یک زاهد به تمام معناست. در روز اگر ایشان را در اتاق جنگ می دیدید که پشت بی سیم،چگونه تدابیر عملیاتی را ابلاغ می کردند، می گفتید که یک نظامی و یک امیر سرافراز است.

شهید علی صیاد شیرازی


Tag's: خاطرات شهیدعلی صیاد شیرازی
. |by-> هانیه |Data-> شنبه بیست و چهارم مهر ۱۳۹۵ . 0:0
اللهم عجل لولیک الفرج

السلام ای آفتاب پشت ابر

السلام ای اوج قله، کوه صبر

السلام ای فخر آدم در زمین

یادگار حضرت روح الامین


Tag's: شعردرموردامام زمان ,عج
. |by-> هانیه |Data-> جمعه بیست و سوم مهر ۱۳۹۵ . 0:0
حجاب


. |by-> هانیه |Data-> پنجشنبه بیست و دوم مهر ۱۳۹۵ . 0:1
وصیتنامه شهیدعلی تجلایی

برای خواندن وصیت نامه شهید به ادامه مطلب بروید


Tag's: وصیتنامه
continue | . |by-> هانیه |Data-> پنجشنبه بیست و دوم مهر ۱۳۹۵ . 0:0
چه گواراست این عشق...

از عشق تو می نوشم
ناب ترین لحظه ها را
وسرشار می شوم از عطر تو
آن هنگام که عصاره ای از تو برمی گیرم
ومی نوشم این جام پر از مهر تو را
آه!
مسحور تو میشوم
وقتی تمام تو پر میشود از جام هستی
و
چه گواراست نوشیدن این عشق


. |by-> هانیه |Data-> چهارشنبه بیست و یکم مهر ۱۳۹۵ . 10:45
وصلت

وصلت

تازه از مرخصی آمده بودم که محمود دست مصطفی شاکری را گذاشت تو دستم و گفت: می ری براش خواستگاری،دختر خوبی را پیدا می کنی،بعد هم خبرکن برای مراسمش بیام.

می دانستم عمویم دنبال دامادی است که دین و ایمان داشته باشد. جریان را برایش گفتم و موضوع خواستگاری از یکی از دخترانش را پیش کشیدم.راحت تر از آن چه که فکرش را می کردم، موافقت کرد. موضوع را به محمود خبر دادم،کلی خوشحال شد. آن موقع منطقه بود.گفت: هر طور شده خودم را برای شب جمعه می رسانم. همه چیز فراهم بود،فقط منتظر بودیم تا محمود بیاید و در حضور او خطبه عقد خوانده شود. او همان روز از مشهد زنگ زد و گفت: ساعت دو بعداز ظهر حرکت می کنم طرف گناباد.

به حساب ما،باید ساعت شش بعدازظهر می رسید؛ولی تا دوازه شب خبری ازش نشد.دلمان به هزار راه رفت،همه می دانستیم او آدم بدقولی نیست. آن شب بالاخره ساعت دوازه و نیم رسید. بعد از کلی معذرت خواهی گفت: بعضی از بچه های تیپ تو شهرهای سر راه،جلو منو گرفته بودند،حریفشان نشدم.

او را بین راه واداشته بودند تا برای مردم سخنرانی کند. فردا که مردم فهمیدند کاوه آمده فخر آباد،همه جمع شدند جلوی در خانه ما،گاو و گوسفند آورده بودند که جلوی پای محمود قربانی کنند. محمود نگذشت،گفت: اگر این کار را بکنید،فخرآباد نمی آم.

شهید محمود کاوه


Tag's: خاطرات شهیدمحمودکاوه
. |by-> هانیه |Data-> چهارشنبه بیست و یکم مهر ۱۳۹۵ . 10:39
چی خیال کردی؟

به نام خدای بی نیاز

چی خیال کردی؟

توی پادگان ابوذر،یک خطfx داشتیم که اصلش توی مخابرات بود.یک خطش را هم پارالل کرده بودند به اتاق ما که گوشی اش شماره گیر نداشت. یک بار که آنجا بودیم،رضا دستواره، که شوخی و شیطنت هایش زبانزد بود،بدون مقدمه گفت: می خواین با همین گوشی براتون شماره بگیرم؟

عباس کریمی گفت: مگه می شه؟

رضا گفت: یه قلقی داره که با اون می تونی شماره تو بگیری

عباس کریمی گفت: چه قلقی؟

گفت: وقتی گوشی رو بر می داری،یه تقی می کنه،باهمین تقه ها می شه شماره گرفت.حالا چه جوری؟ هر تقه یعنی یه شماره،مثلا اگه شماره ات هشت باشه،باید هشت تقه بزنی والی آخر.

همه داشتیم باور می کردیم. جالب این که امتحان هم کرد و شماره ی 119 را گرفت. بعد به عباس کریمی گفت: عباس،شماره تو بده تا برات بگیرم.

عباس هم شماره تلفن خانه ی خواهرش را داد. رضا شروع کرد به تقه زدن،بعد گوشی را گرفت در گوشش و گفت: الو،الو،صداخیلی ضعیفه،شما صدای منو می شنوین؟

بعد گوشی را داد به عباس و گفت: بیا بگیر با خواهرت حرف بزن،فقط صدا خیلی ضعیفه ها،باید داد بزنی.

عباس کریمی هم گوشی را گرفت و گفت: الو الو

بعد رو به رضا گفت: این که صدایی نمیاد.

رضا گفت: مومن،صدا ضعیفه،باید داد بزنی.

عباس کریمی هم شروع کرد به بلند حرف زدن،داد می زد و می گفت:الو،الو، صدا میاد؟

مجددا به رضا گفت: ما رو سر کار گذاشتی؟

رضا گفت: منو سرکار گذاشتن

این را گفت و خنده اش بلند شد.حالا نخند، کی بخند.همه می خندیدیم.

در همین حین،تلفن زنگ زد. رضا رفت گوشی را برداشت و گفت: حاج همت،با تو کار دارن.

همت گفت: من با کسی کار ندارم. گوشی را بذار بچه جون.

رضا گفت: حاجی،به جون خودم راست می گم،طرف می گه کار واجب داره.

همت گفت: چی خیال کردی می تونی منم مثل عباس سر کار بذاری؟ نه، حنات پیش من رنگی نداره

رفتم گوشی را از دست رضا دستواره گرفتم، دیدم راست می گوید، از قرارگاه نجف است.گفتم: حاجی،رضا راست می گه.

گفت: شماها چی خیال کردین؟ یعنی من انقدر ساده ام که حرف شما رو باور کنم.

آنقدر التماسش کردیم تا آمد و گوشی را گرفت. وقتی دید که حرف ما راست بوده، گفت: نمی تونستین زودتر بگین از قرارگاه نجف باهام کار دارن؟ لال بودین؟

شهید محمد ابراهیم همت


Tag's: خاطرات شهید محمد ابراهیم همت
. |by-> هانیه |Data-> یکشنبه هجدهم مهر ۱۳۹۵ . 0:1
مناجات حزین نیمه شب

به نام خدای صمد

مناجات حزین نیمه شب

غروب یکی از روزهای سرد و زمستانی سال 69 شهید صیادشیرازی برای بازدید به قرارگاه بیرجند آمد. قرار بود صبح روز بعد به اتفاق سردار ابوالفتحی مرز را بازدید کنند. آن زمان شهید صیادرئیس بازرسی فرماندهی کل قوا بود و درجه سرتیپی داشت.

بازدید قرارگاه تمام شد. شب،اتاق دفتر فرماندهی را برای استراحت این مهمان عزیز در نظر گرفتیم. من و سردار ابوالفتحی هنوز در دفتر مشغول کار بودیم. ساعت یک نیمه شب بود که حاجی یک دفعه گفت: طاهریان،یک لحظه گوش کن.

هر دو سکوت کردیم. صوت حزینی از اتاق شهید صیاد می آمد آنقدر زیبا و عارفانه با خدا مناجات و راز و نیاز می کرد که از صدای مناجاتش،اشک در چشمان هر دو نفرمان حلقه زده بود.

صبح،وقتی او از اتاق بیرون آمد تا همراه حاجی عازم بازدید نوار مرزی شوند،انگار تمام آرامش و شادابی مناجات دیشب،در چشمانش نشسته بود.

شهید علی صیادشیرازی


Tag's: خاطرات شهیدعلی صیاد شیرازی
. |by-> هانیه |Data-> یکشنبه هجدهم مهر ۱۳۹۵ . 0:0
اللهم عجل لولیک الفرج

پيامبر(ص) فرمود :

المهدى رجل من ولدى وجهه كالكوكب الدرى

مهدى از فرزندان من است كه چهره اش چون ستاره تابان است


Tag's: حدیث
. |by-> هانیه |Data-> جمعه شانزدهم مهر ۱۳۹۵ . 0:0
حجاب


. |by-> هانیه |Data-> پنجشنبه پانزدهم مهر ۱۳۹۵ . 0:2
السلام علیک یا ابا عبدالله


 

قامت کمان کند که دو تا تیر آخرش

یک دم سپر شوند برای برادرش

خون عقاب در جگر شیرشان پر است

از نسل جعفرند و علی این دو لشکرش

این دو ز کودکی فقط آیینه دیده اند

آیینه ای که آه نسازد مکدرش

واحیرتا که این دو جوانان زینب اند

یا ایستاده تیر دو سر در برابرش؟

با جان و دل دو پاره جگر وقف می کند

یک پاره جای خویش و یکی جای همسرش

یک دست,گرم اشک گرفتن ز چشم هاش

مشغول عطر و شانه زدن دست دیگرش

چون تکیه گاه اهل حرم بود و کوه صبر

چشمش گدازه ریخت ولی زیر معجرش

زینب به پیشواز شهیدان خود نرفت

تا که خدا نکرده مبادا برادرش ...

زینب همان شکوه که ناموس غیرت است

زینب که در مدینه قرق بود معبرش

زینب همان که فاطمه از هر نظر شده است

از بس که رفته این همه این زن به مادرش

زینب همان که زینت بابای خویش بود

در کربلا شدند پسرهاش زیورش

گفتند عصر واقعه آزاد شد فرات

وقتی گذشته بود دگر آب از سرش


. |by-> هانیه |Data-> پنجشنبه پانزدهم مهر ۱۳۹۵ . 0:1
عملیات نامه(عملیات بیت المقدس6)

به نام خدای محیی

عملیات بیت المقدس 6

زمان اجرا: 27 اردیبهشت 1367

تلفات دشمن: 2400(کشته زخمی و اسیر)

رمز عملیات: یا امیرالمومنین(ع)

مکان اجرا: شمال شهر ماووت کردستان عراق و بلندی های شیخ محمد،آسوس و استروک

ارگان های عمل کننده: نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

اهداف عملیات: پیشروی و استقرار مناسب نیروها در شمال منطقه سلیمانیه  عراق و تکمیل عملیات انجام شده در منطقه عملیاتی ماووت و امکان خروج معارضان کرد عراق از مناطق تحت هجوم ارتش عراق هنگامی که شهر فاو سقوط کرد،وضعیت موشک باران تهران و شهرهای ایران از سوی دشمن فروکش کرده بود.

پس از گذشت یک ماه از این بحران،عملیات ((بیت المقدس6)) در محورهای کوهستانی و برف پوش شمال شهر((ماووت)) کردستان عراق مشخصا بلندی های ((شیخ محمد))،((آسوس))و ((استروک)) صورت گرفت که به آزادی این بلندی های مشرف بر سد و شهر ((دوکان)) عراق و در منطقه ای به گستردگی 65 کیلومتر مربع انجامید.

حمله نهایی نیروهای تحت امر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پس از ساعتها راهپیمایی،در روز 27 اردیبهشت 1367 با رمز(( یا امیرالمومنین علیه السلام)) آغاز شد. هدف، پیشروی و استقرار مناسب نیروها در شمال سلیمانیه،با تکمیل سلسله عملیات های انجام شده در ماووت عراق بود. باانجام موفقیت آمیز و کم تلفات این عملیات،تمامی اهداف مورد نظر تصرف و تامین شد.

با تصرف نقاط مذکور،اتصال مناطق تحت نفوذ معارضان کرد عراق امکان پذیر شده و راه برای خروج آنان،که مدتی پیش تحت هجوم ارتش عراق واقع شده بودند،فراهم شد، اما براثر تغییر اوضاع جنگ در جنوب،امکان بهره برداری بیشتری از این موقعیت ایجاد نشد. این عملیات،انهدام 30 تا 70 درصد لشکر4 پیاده دشمن،وکشته و زخمی شدن و اسارت 2400 تن از قوای دشمن را در پی داشت.

در میان تجهیزات منهدم شده یک فروند چرخبال ارتش عراق نیز به چشم می خورد.

 


Tag's: عملیات بیت المقدس 6
. |by-> هانیه |Data-> پنجشنبه پانزدهم مهر ۱۳۹۵ . 0:0
از زبان رقیه(س)

از زبان رقیه(س)

 

ابر هی در صورت مهتاب بازی می کند

باد دارد توی زلفت تاب بازی می کند

 

لب ز چوب بی حیای خیزران پاره شده

مثل آن ماهی که با قلّاب بازی می کند

 

گفته ام با بچه ها بابای من می آید و

دامن من را پراز اسباب بازی می کند

 

آسمان دیده که هرشب تا دم صبحی رباب

با علی اصغرش در خواب بازی می کند

 

عمه گفته قحطی آب است تا پایان راه

پس چرا آن مرد دارد آب بازی می کند؟؟؟

 

من اگر دردانه ات هستم به جای من چرا

باد دارد توی زلفت تاب بازی می کند؟؟؟

 

شاعر: مهدی رحیمی


. |by-> هانیه |Data-> چهارشنبه چهاردهم مهر ۱۳۹۵ . 0:1
عشق دور از دست

عشق دور از دست

آن گاه ساکت ایستادی روی در رویم

نه، دیگر از آن آخرین بغضت نمی گویم

کاش از همان راهی که آن شب مهر چشمت رفت

یک صبح خیلی زود بر می گشت پهلویم

طاقت ندارم بیش از این ای عشق دور از دست

در جستجویت از نفس افتاد زانویم

یک لحظه این زخمی ترین سهراب را دریاب

من بی تو می میرم کجایی نوش دارویم؟

ازآسمانی صاف و رویایی شبی در خواب

دیدم که با یک شاخه گل می آمدی سویم

با روح سبزت ریشه های اشتیاقم را

کی می زنی پیوند ای پیوسته ابرویم؟!

تنها دلم می خواست فردا ضامنم باشی

در محضرت آقا!مگر کم تر از آهویم؟!

حمیدرضاحامدی


Tag's: شعر
. |by-> هانیه |Data-> چهارشنبه چهاردهم مهر ۱۳۹۵ . 0:0
ای زمین کربلا...

ای زمین کربلا من ارمغان آورده ام

دُرّ کوچک اصغر شیرین زبان آورده ام

ای زمین کربلا آخرین مأوای ما

دست بگشا بهر استقبال ما

ای زمین کربلا این خواهر غم پرورم

ای زمین کربلا این شیرخواره اصغرم


. |by-> هانیه |Data-> سه شنبه سیزدهم مهر ۱۳۹۵ . 0:1
آلیان

به نام خدای ممیت

آلیان

جایی بین خلخال و ماسال. دهستانی شبیه به بهشت که اهالی آن ململ سرخ عشق را بر مخمل سبز وطن می دوزند؛ و پر رنگ ترین سربرگ کتاب سبز آلیان کشاورزی و دامپروری است. مردم تالش زبان این سرزمین از صدها سال قبل تا به امروز دست به اسلحه برده اند تا خانه و خانمان را از طوفان آتش زای حوادث مصون دارند.

اما وقتی کلبه ای سوخته، شکسته و تیره در طبیعت سبز آلیان که با وزش هر نسیم، گدازه های زیرخاکسترش به رقص در می آیند؛ باری دیگر روزهای دور و خاکستری رنگ را به یاد می آورد. ایام تجاوز قزاق ها و وطن فروشی رضاشاه که گیلان را در آتش غیرتی سرکوب شده ذوب کرد. غیرتی که به تشکیل نهضت جنگل انجامید؛جایی که کوچک جنگلی بغض فروخورده ی خلق را شجاعانه فریاد زد.

با خروج مردان جنگل از شهر رشت و کسما؛مرحله ی سوم مبارزات به منطقه ی آلیان و زنده رسید. منطقه ای که به دلیل دارا بودن کوه های صعب العبور، جنگل های تو در تو و باتلاق های جلگه ای، شرایط ثوق الجیشی خوبی را برای مبارزان  فراهم نموده بود. و این در کنار حمایت اهالی مومن و رزم دیده ی آلیان و کمک های مالی و تسلیحاتی معین الرعایا(جد شهید سعید آلیانی)،سنگر جنگلی ها را مستحکم  و پویا ساخته بود. همچنین،رزم آوری های کم نظیر نعمت الله خان( داماد معین الرعایا و پدر بزرگ شهید سعید آلیانی) برابر خوجه های قزاق، باعث شد که وی، مورد توجه میرزا کوچک خان قرار گرفته و از فرماندهان بزرگ نهضت جنگل به شمار آید.

آتش جنگ جوانان غیور را مانند هیزم می بلعید و نفرات جنگل هر روز تقلیل می رفتند. خراش هایی که از زخمه ی متجاوزان می رسید،سرخ بود و خنجرهایی که خائنین از پشت بر تارک تهضت فرود می آمد سرخ تر.

افسوس و صد افسوس از این رنگ پذیری داد از غم بیرنگی نیرنگ پذیران

و در یک غروب سرد،گام های خسته نعمت الله، او را برای آخرین بار راهی خانه کرد.

موسیقی تند خش خش برگها زیر گام های کودکانه ی دختر و پسر کوچکترش که به سوی او می دویدند سکوت جاده را شکست. به دنبال بچه ها،نگاه منتظر همسر باردار نعمت الله به او گره خورد. زن با لباسی محلی که با چادرشب پسر شیرخواره اش(پدر شهیدسعید آلیانی) را بر پشت او بسته بود، چند قدمی پیش آمد و بعد آهسته آهسته به پرچین خانه تکیه زد. قصه ی نگاه شوهرش، قصه ی اندوهی تلخ بود و تنهایی،اشکی فروخورده را در مویرگ های سرخ چشمان مرد فریاد می زد. نوازش های بی وقفه کودکان،پندها،اندرزهاوتوصیه ها...همه بهانه ای بودند برای دیرتر جدا شدن.آخرین نگاه حریصانه به پریشانی خانواده، آخرین پرده ی وداع پدر از فرزندانش بود. او با هر قدمی که بر برگهای خزان زده می گذاشت،از روزهای بهاری زندگی در روستای آلیان دل می کند. حالا میرزا تنهای تنهای بود. هجوم بی وقفه ی قزاق ها عرصه را بر یاران انگشت شمار جنگل تنگ می کرد. نعمت الله مهمات ناچیزش را برداشت و به ارتفاعات گیلوان رفت تا با تسلط به منطقه مبارزه کند. دشمن مثل مور و ملخ سرازیر شده بود. دیری نپایید که قزاق ها،او را در تاروپود درختان یخ زده ی گیلوان محاصره کردند.

افراد...به جای خود...آتش

و خون سرخ فرمانده ی تنها،بر برگهای زرد و نارنجی جنگل پاشیده شد.

دشمن پس از کشیدن فرمانده ی درلاور میرزا،به سوی خانه ی نعمت الله خان هجوم برد.هجوم مشعل ها بر سقف کاهگلی کلبه و چشمان وحشت زده ی کودکان یتیم نعمت الله،سرگذشت خانواده ای بود که تنها و بی دفاع، از فتنه ی دشمن به آتش کلبه پناه برند...

صدای فریاد های قزاق ها و شیهه ی اسبان دور شد. زن، طفلان هراسان را به بیرون راند و به دل جنگل زد. آوارگی و بی پناهی،یک شبه برسرشان آوار شده بود.

زن باردار،خسته و لرزان،به ستون تاریک درختی تکیه زد و نگاه خود را به ماه پشت ابر دوخت:(( کاش خورشید عدل و داد، بر تن جنگل های خزان زده ی آلیان، رخت بهاری از جنس نور و برکت بپوشاند.))

 


Tag's: خاطرات شهید سعید آلیانی
. |by-> هانیه |Data-> سه شنبه سیزدهم مهر ۱۳۹۵ . 0:0
شهادت حضرت مسلم بن عقيل(ع)

با قلب زار با لب خونين دلي حزين
تنها و خسته بر سرِ دارالاماره ام
من مسلمِ توام، نه كه تسليم كوفيان
من نغمه خوانِ عشق تو روي قناره ام

كوفه ميا كه كوفيِ بد ذات و بي حيا
رحمي به حال اهل و عيالت نميكند
چندين هزار نامه نوشتند بهر تو
حالا كسي كه فكر به حالت نميكند

با اينكه تشنه هستم و آبي نخورده ام
اما به ياد خشكيِ لبهاي اصغرم
بازار تيغ و نيزه عجب ازدحام شد
من بيشتر به فكر تن پاك اكبرم

گرچه يتيم دختر دردانه ام شده
پاي حميده ام كه به اين خارها نرفت
من بيشتر به فكر تو و دختر توام
ناموس من به گردش بازار ها نرفت

اينجا هزار حرمله چشم انتظار توست
فكر رباب باش و دو صد أشك و شور و آه
فكر رقيه فكر سكينه به فكر شام
فكر هجوم لشگر اعدا به قتلگاه

مهدي داوري


. |by-> هانیه |Data-> دوشنبه دوازدهم مهر ۱۳۹۵ . 0:1
سرخ سیمایان سبز

 

برای خواندن زندگی نامه شهید به ادامه مطلب بروید


Tag's: زندگی نامه شهید
continue | . |by-> هانیه |Data-> دوشنبه دوازدهم مهر ۱۳۹۵ . 0:0
ارکان حیا

ارکان حیا

حیا، دارای سه رکن اصلی است: فاعل، ناظر و فعل

1. فاعل در حیا، شخصی است برخوردار از کرامت و بزرگواری نفسانی؛ یعنی برای خود ارزش قائل است و حاضر نیست خود را با کارهای زشت، آلوده کند.

2. ناظر در حیا، شخصی است که مقام و منزلت او در چشم فاعل، عظیم و شایسته احترام باشد و حضور او را درک کند.

3. فعل، عمل ناپسند و زشت یا حتی بعضی اعمال مباح یا مثبت است که به دلیلی نابهنجار است و فاعل، زشتی و نابهنجاری آن را درک می کند و یا بر عکس، ترک عملی پسندیده است و انسان از ترک آن کار حیا می کند و بنابراین آن را انجام می دهد.


Tag's: تعریف حیا
. |by-> هانیه |Data-> یکشنبه یازدهم مهر ۱۳۹۵ . 0:1
روایتی از حضرت محمد(ص)

بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيم

مردى* خدمت پيامبر(ص) عرض كرد: يا رسول الله! ما در زمان جاهليّت بت ها را پرستش مى كرديم. فرزندان خود را مى كشتيم. دخترى داشتم، از اين كه او را به مهمانى مى بردم، خيلى خوشحال مى شد. روزى او را به قصد مهمانى بيرون بردم. دخترم دنبال سرم حركت مى كرد. رفتم تا به چاهى رسيدم. آن چاه از خانه من، زياد دور نبود. دست دخترم را گرفتم. او را در چاه انداختم. آخرين چيزى كه از او به ياد دارم، اين است كه با مظلو ميّت تمام فرياد مى زد: پدر!... پدر!...

رسول اكرم(ص) با شنيدن اين ماجراي غم انگيز، آن چنان گريه كرد كه اشك ديدگانش خشك شد.

پی نوشت:

مسيرة بن معبد

منبع:

يك صد و بيست درس زندگى از سيره حضرت محمّد(ص) حميد رضا كفاش


Tag's: داستان کوتاه
. |by-> هانیه |Data-> یکشنبه یازدهم مهر ۱۳۹۵ . 0:0
گرد غم

به نام خدای هستی بخش

گرد غم

عملیات والفجر مقدماتی جزو آن دسته از عملیات هایی بود که غم غریبی و مظلومیت فرزندان فاطمه(سلام الله علیها) را بیش از پیش نمایان کرد.

عملیات در فکه انجام شد. زمین فکه رملی بود و رزمندگان برای عبور از این زمین مشقت زیادی را باید متحمل می شدند. از طرف دیگر، دشمن سخت ترین موانع را بااستفاده از بدترین نوع سیم خاردار،تله های انفجاری و بشکه های مواد آتش زا در داخل کانالهای عمیق که محل عبور رزمندگان بود،قرار داده بود تا سد راه آن ها شود.

گردان کمیل پس از پیش روی به سمت دشمن، در یکی از کانال ها گرفتار شده بود و هیچ راه پس و پیشی نداشت. فرمانده ی لشکر هم فقط می توانست باآنها ارتباط برقرار کند. همت با این که می دانست یارانش دیر یا زود در آن جا به شهادت می رسند،اما هیچ کاری از دستش بر نمی آمد،جز دلداری دادن آنها و خون دل خوردن. هر دو طرف تا لحظات آخر که ارتباط بی سیم قطع شد، به یکدیگر روحیه می دادند.

نیروهای گردان کمیل در حالی که اکثرا مجروح بودند، با لب تشنه به شهادت رسیدند. گرد غم و اندوه رنج در چهره ی همت به خوبی نمایان بود و از این که نتوانسته بود کاری انجام دهد، خودخوری می کرد.

شهید محمد ابراهیم همت


Tag's: خاطرات شهید محمد ابراهیم همت
. |by-> هانیه |Data-> شنبه دهم مهر ۱۳۹۵ . 0:1
مقاوم در برابر سختی ها

به نام خدای زندگی بخش

مقاوم در برابر سختی ها

ساده زندگی می کرد، نماز شب او ترک نمی شد. بسیار باگذشت بود. اهل تکبر و ریا نبود و برخوردی برادرانه و صمیمانه داشت.تابع محض ولایت بود و در نمازهایش در هنگام قنوت رهبر انقلاب را دعا می کرد،انس بسیار خوب و صمیمانه ای با قرآن و دعا داشت.همیشه با وضو بود، برای کوچکترین کار شخصی تا بزرگترین کار مسئولیتی، برنامه ریزی و نظم دقیق داشت.در مقابل مشکلات،سختی ها و ناروایی ها بسیار خونسرد و آرام بود و با توکل خالصانه ای به خداوند به دنبال راه چاره می رفت.سعی می کرد بی مهری ها را با محبت و دعا پاسخ بدهد.

شهید علی صیاد شیرازی


Tag's: خاطرات شهیدعلی صیاد شیرازی
. |by-> هانیه |Data-> شنبه دهم مهر ۱۳۹۵ . 0:0
ABOUT

CATEGORIES
شهید محمودکاوه
شهیدمصطفی چمران
شهیدمصطفی ردانی پور
شهیدمحمدعبدی
شهیداحمدپلارک
شهیدنادرعلی اکبرنژاد
شهیدمصطفی مازح
شهیدشیخ فضل الله نوری
شهیدعلی هاشمی
شهیدحسن آبشناسان
شهید سیدعیدالکریم هاشمی نژاد
شهیدسیدمجتبی علمدار
شهیدعلی صیادشیرازی
شهیدمحمدبروجردی
شهیدعلی اکبرشیرودی
شهید محمد ابراهیم همت
شهید سعید آلیانی
شهید محمد حسین فهمیده
شهید احمد کشوری
شهید محمد سبزی
شهید مهدی زین الدین
شهید حمید اللهیاری
شهیدسید محمدحسین علم الهدی
شهید محمدجواد باهنر
شهیدخلبان عباس دوران
شهید محسن دین شعاری
شهیدمحمدعلی رجایی
شهیدعلیرضاعاصمی
شهیدشاهرخ ضرغام
شهیدعلی چیت سازیان
شهیدسیدمرتضی آوینی
شهیدسیدمجتبی نواب صفوی
شهیدحسین خرازی
شهیدحاج عبدالحسین برونسی
شهیدخلبان عباس بابایی
شهیدمهدی باکری
شهیدمهندس مصطفی ابراهیمی مجد
شهید سعید زقاقی
شهیدمحمدجوادفکوری
شهیدمنصورستاری
شهیدمحسن وزوایی
شهیداحمدکاظمی
شهیدسیدمجتبی هاشمی
شهیدسیدعلیرضایاسینی
شهیدمحمدجهان آرا
شهیدابراهیم هادی
شهیدمحمداصغریخواه
حجاب
شهدای لاهیجان
شهدای تهران
شهدای رشت
شهدای فومن
شهدای رودبار
شهدای بندرانزلی
شهدای صومعه سرا
شهدای آستانه اشرفیه
شهدای آستارا
عکس هایی که ارزش دیدن دارند
داستان کوتاه
عالم برزخ
شعردرموردشهدا
پذیرش قطعنامه 598
امام زمان(عج)
پل خیبرومعجزه اتکابه درون
هرسه شنبه یک قرار
قهرمانان زنده
چگونگی آغازجنگ تحمیلی
عملیات مرصاد
جنگ نرم
شیطنت های جبهه
عملیات سوسنگرد
عملیات ثامن الائمه(ع)
معرفی کتاب
دانستنی های عمومی پدافندغیرعامل
لحظه های آسمانی
چیستی مرگ؟
شهدای رودسر
شهدای لنگرود
شهدای ماسال
شهدای رحیم آباد
جاوید الاثر احمد متوسلیان
شهید آیت الله بهشتی
شهدای لوشان
شهدای شفت
عملیات نامه
وصیتنامه شهدا
داستان های قرآنی
شهدای دزفول
خداشناسی
شهدای دیلمان
تعریف بی حیایی
شهدای خمام
خاطرات شهدا
لاله های حوزه
حیا
شهدای املش
تعریف شرک و اخلاص
اسطوره ها
شهدای مراغه
شهدای کلاچای
اسطوره ها
سه روایت از یک مرد
LINKS
1- منتظران دیداریار
2- عاشقانه هایی از جنس آسمان
3- Entezar
4- راهی به سوی آسمان
5- رهبر
6- تمنای ظهور
7- شهیدانه
8- لبخندخدا
9- مسیرروشن
10- اندکی صبر...فرج نزدیک است...
11- غروب غریب طلاییه
12- مادران آسمانی
13- مادرارجمند بی بی ام فروه(س)
14- فانوس صراط
15- معشوق ملکوتی من
16- یل دریا دل عباس
17-  زمزمه ها شنیده می شوند
18- رویای باران
19-حضرت عشق (امام خامنه ای)
20- پدرم مهدی (عج)
21- دنیای جالبی داریم
22- فرشته چادربه سر
23- فاتحان بدروخیبر
24- این الطالب بدم المقتول بکربلا
25- سربازولایت
26- درمسیرشقایق ها
27- نگین خاطره
28- سرچشمه معرفت
29- حضرت فاطمه الزهرا(س)
30- باران
31-  چشمسبز
32- کل یوم عاشوراکل ارض کربلا
33- ح مثل حجاب
34- خیس بارونی
35- یافاطمه الزهرا
36- مذهبی
37- دخـتـ♥ـر هـا هم می جـنـگـ✌ـنـد
38- باران رحمت
39- هیئـت انـصار الـحسـن "ع" زابل
40- سرّی از عشق
41- نغمه های عارفانه
42- آخرین خورشید
43- گــــــ✦ـــوهـــر نـــــاب❥
44- مــحبـــانـــ»مهــدی(عج)
45-  دوسکه محبت
46--ᴥᴥ** خــــــدا می بــیـند **ᴥᴥ҈−
47- ~°•...عرش نیایش...•°~
48- ( {ولایت سید} )
49-من عاشق دینم هستم....
50- تنهاترین سردار
51- امام تنها
52- خدایادوستت دارم
53- "قائم آل محمد(عج)"
54- اول امام،مولا علي(ع)
55- پایگاه خبری، تحلیلی یا ثارالله
56- قربانیان کربلا
57- محفل زائران اباالفضل علیه السلام
58-معبرسایبری قارب
59- یاصادق الائمه ادرکنی
60- قاصدک عشق
61- امروز انتظار فردا...
62- عشق تویی...
63- لحظه لحظه تاخدا
64-فرشته های چادری
65-منتظران منتقم فاطمه(س)
66- عاشق شهدا
67-گل نرگس
68-چترامنیت(حجاب)
69-حجاب باطعم لذت
70- دختری درمه
71- یاصاحب الزمان
72- عشقـ ♥ــمون فقط خدا(خدا آب است و ماماهی)
73-یاعلی
74- قدم قدم تاخدا
75- حجاب گوهرناب
76- فــــــــــرزانـــــــگـانــــــ
77-بخاطرتنهایی هام
78- راه سعادت انسان وخدا
79- سید علی لب تر کند .... جانم فدایش می کنم
80- گوهر حجاب
81- تا آسمان راهی نیست؛پرواز را باور کن...
82- دایــی شهــیـــ☫ـــدم
83- تجلی غدیر
84- شهدای گرمسار
85- میقات الرضا (ع)
86- حقیقت نماز
87- پادشاه جهان
88- دلنوشته ها ومطالب زیبا برای امام زمان
89- ای همچون روز آمدنت روشن...
90- درانتظارمهدی موعود
91-رضوانشهر شهر بهشت
92- جملات زیبای آخرین یار
93-از لاک جیغ تا خدا
94- آینه ها بیدارند...
95- زمین خدا
96- ✾❁ عــشــق مـــטּ فقـط خــ❤ــدا✾❁
97-یا اباصالح ادرکنی
98-لحظه های کاغذی من
99- حیدر امیرحق _عشق صادقیون
100- انجمن افسران سایبری دانش آموزي پارس آباد
101-ashura
102-سربازان امام زمان عج
103- عاشقانه ای برای خدا
104- یادوخاطره شهدا
105-سیده نفیسه خاتون نواده امام حسن (ع) و عروس امام صادق (ع)
106-مسیر عشق با ولایت
107-منتظران ظهور2
108-پاتوق یاران مهدی(عج) ملایر
109-مامان زهراء(س) عُصاره خلقت
110-پرواز تا ظهور...
111-COMES
112-اهداي خون به شکلي متفاوت
113-تبلیغ عشایری(ایل قشقایی)
114-آل طه
115-شهدای غریب
116-سبکبالان عــــاشــــــــــــق
117- بلاغُ المبین
118-حجاب وعفاف وغیره
119-خـــاص فـــقـــط خـــــداس
120-حـــــجـــابــــ ،هویـــتـــ من
121- لذت بندگی
122-  شیعه سنی
123- به عشق امام صادق علیه السلام
124- فریاد کربلا
125- ((مقر موعود))...
126- تـــــصویـــــربردارے شهـــــریـــــار
127-شهدا شرمنده ام
128-امید كرگان
129-یارمنتقم
130-کجایید ای شهیدان خدایی ...
131-پيام عدالت ، پرتو هدايت
132-ماباولایت زنده ایم
133-✿میـــــــــم مثـــــل مـــــ★ــــــــادر✿
134-ازولایت تاشهادت
135- ** طــلـــبــــه گـــــرجــــــی **
136- معبرشهدا
137-آرزوی جهان ( مهدی صاحب الزمان عج الله )
138- مادرانه
139-☼دوستای با ایمان☼
140-مکه مکرمه
141- توسل به امام رضا علیه السلام
142-انجمن علمی-ادبی سیّدجلال آل احمد
143-  شهدا-ایثارگران-بسیجیان ونظامیان دفاع مقدس و نسل حاضرو احیای دین و قران
144-گمنام اماپرنام
145-عارفانه وعاشقانه-بیادبیدکان(اکبرعسکری)
146-دنیای تفریح و خنده
147- معجزه قرآن وادعیه
148- عماریون رهبریم
149-  ✧◆✧ مهـבے مے آیـב ✧◆✧
150-مسیر حق
151-هنرستان فرزانگان خرمبید
152-داستانهایی در زندگی ائمه اطهار (ع)
153-دین وزندگی
154-یاران دفاع مقدس
155- *;l حلقه شهید حضرتقلی فرهادی l;*
156- ایی دل
157-عفاف نامه
158-امام زمانمون غریبه
159-امام زمان
160- جنگ نرم
161- پرواز تا خدا *قرارگاه آسمانی شهیدعلیرضاحجتی*
162-  امام جواد
163-شهیدان خدا
164- سیـــــــلی ســــــــرخ
165- ولایت و رهبری
166- حجاب اسلامی
167- حجاب حضرت زهرا (س)
168-نمازِ عشق
169-نماز
170-یا بقیه الله
171-یا مهدی ادرکنی
172-یا مهدی تا کـی انتظار
173-مرگ بــر یزیـــدیــان زمـان
174- گل نرگس
175- نینوا
176- قهرمان کربلا،زینب(س)...
177-شوق دل
178- سلام من به مدینه...
179- پایگاه اینترنتی فاطمه الزهرا
180- گل نرگس
181-پروانه ای در پیله ی حجاب
182-  فقاهت
183-تحلیلی - سیاسی - فرهنگی- اجتماعی
184- چنــــב دقیـقہ مـلاقـات بـا خــــבا
185- ✿Eighth Sun✿
186- بیدارشو
187-  مشکات نور
188- ارامش من
189- ❀❁کبوتر حرم❁❀
190- قصه ی غصه ها
191-  اسلامفا
192- جمع بچـہ هاے انقلابے
193- جنگ نرم
194-:: دریچه ای رو به هنر و فرهنگ ::
195-ســـقـــــاخـــانــــہ
196-کران بیکران
197-باران رحمت ، رهــــــروان عشـــق
198- یا ضامن آهو
199-.:نشان از بی نشان:.
200-جلاي دل
201- سنگر های آسمانی
202- ...سربند عشقH12...
203-💜❤💦حال من با چادر مشکی خوش است 🎀❤💜
204-♛♛♛ فریاد خدا ♛♛♛
205-جوان و نماز
206- پایگاه سایبری بصیرت چلیچه
207- شمیم بهشت
208- خورشید پنهان
209-روزها ورازها
210- بصیرت
211-تا خدا
212-آرامش
213-مجمع فرماندهان بسيج دانش آموزي پارس آباد
214-عاشق عاشورا
215-مصباح
216- نَــزدیــک بِــه خُــــ❤ـــدا
217-غارت عشق
218-حجاب حضرت زهرا
219-●✿❤گــــل نـرگــــس بـیـــا❤✿●
220-پرسش مهر17
221- نشان از بی نشان
222- ربـُـّــــــــــــــک (بـــرتـرین وبلاگ)
223- قیمت موبایل لوازم خانگی
224-احکام به زبان ساده
225-دوست خوب خدا
226-ما همه منتظریم
227-بیدار شو
228- بی سیم چی
229- ๑۩۞۩๑ من واین همه خاطره๑۩۞۩๑
230- یک قدم مانده تا آسمان
231-پرسش مهر18:پرسشی از جنس پویایی
232-♥رهبرم سید علی♥
233-❤❤آموزشی وتفریحی❤❤
234-عطاری آنلاین
235-جبهه فرهنگی شهید ابراهیم هادی
236-باران بهشتی
237-هیئت حضرت موسی بن جعفر
238-🌺 هنر مردان خدا 🌺
239- پرسش مهر19
240- نماز
241-وبلاگ فرهنگی هیئت سیدالشهدا(ع)قم
DES..
OTHER